آن چه دیگران هم اکنون میخوانند؟
هم اکنون دیگران چه میخوانند؟ ×
۱۲:۱۹
منبع: ایرنا
دسته: استان ها-فرهنگی
کد خبر: 17738443
آرامش ابدی زیر پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ایران
آرامش ابدی زیر پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ایران
اردبیل - ایرنا- تنها چند روز قبل از شهادت، پیامک زد و از دلتنگی هاش نوشت، از اینکه به یک آرامش ابدی نیاز دارد، خسته از دنیا و ظلم و ستم جباران، از جهل تکفیری‌ها که تیشه بر ریشه دین می‌زنند، آرامشی در کنار حرم بی بی.
به اشتراک بگذارید:

'شهید علی سیفی' گویی از رفتنش خبر داشت، روزهای آخر بر اساس گفته های همسنگرانش بی تابی می کرد و تنها دو سه روز قبل از شهادتش به خانواده اش پیامک زد: ' دلم کمی آرامش می‌خواهد ، کمی استراحت، دلم از این پرچم‌های سه ‌رنگ می خواهد ' سبز- سفید و سرخ '، بکشند رو پیکرم و بنویسند 'علـی شهید مدافع حرم'.
یکی از همسنگرانش می گوید: ' یک روز صبح که بیدار شدم، علی به من گفت که خواب دیدم شهید شدم، گفتم نه بابا تو شهید نمیشی ، گفت که من خواب دیدم از کوه دارم میرم بالا، همان جا تیر میخوره به پهلویم و میافتم و شهید می شوم.
بعد چند وقت عملیات شد و منطقه مورد نظر به دست ما افتاد، وقتی محل شهادت علی را دیدم، خوابی که برایم تعریف کرده بود به یادم آمده و ناخواسته اشک از چشم هایم سراریز شد، علی تیر به پهلویش خورده و به حالت صورت به زمین دراز کشیده بود'.
شهید علی آقایی سپاهی بود و در حفاظت فرودگاه اردبیل خدمت می کرد، جایی که چندان مربوط به عملیات و جنگ و .. نبود اما او کسی نبود که در انجا آرام بنشیند و شوق حرم و دفاع از آن داشت.
' سولماز سیفی' خواهر شهید به ایرنا گفت: علی برای رسیدن به اهدافش سمج بود، به دلیل اینکه پدرمان شرایط کارکردن نداشت و ما تنها برادرمان و مرد و سرپناهمان علی بود، ازهرجا که اسمش را برای رفتن به سوریه ثبت می کرد، خط می زدند و اجازه رفتن نمی دادند.
وی افزود: بعداز کلی تلاش و سماجت بلاخره در طرح شهید همدانی اسمش برای رفتن به دفاع ازحرم تیک خورد ، روزی که از قطعی شدن رفتنش با ما سه خواهر صحبت کرد درحال رفتن به سرعین بودیم، خواهربزرگم گریه کرد و از او خواست که نرود، برای قانع کردن خواهربزرگم بسیارصحبت کرد تا اینکه همه راضی شدیم که او به خواسته اش برسد، او می خواست به معبود برسد و در این مسیر دل کندن از تمامی وابستگی ها شرط بود و او چنین کرد.
نهم آبان ماه سال 1370 وقتی که علی پس از سه خواهر از سوی خدا به خانواده اش هدیه شد، همه شکر گزار پروردگار شدند، مادر بسیار نذر کرده بود و با تولد تنها پسرش در تلاش برای ادای نذرهایش بود.
بعد از سه دختر وقتی پسری بدنیا می آید، انگار پدر و مادر و خواهرها خیالشان راحت می شود، همدم ، پناه و حامی برای خواهرها و عصای پدر و مادر در پیری .
اما در اوج نیاز پدر و مادر چقدر سخت است راهی کردن فرزند جوان به میدان خطر، به میدانی که احتمال بازگشت بسیار کم است.
خواهر شهید سیفی می گوید: برای نرفتنش خیلی ها خواهش کردند اما علی با حرف های منطقی همه را قانع کرد، لبخندی می زد وآرام دست به محاسنش می کشید و می گفت: ' اگر امروزدرسوریه جلوی داعش را نگیریم فردا باید در داخل کشور با آنها بجنگیم. من برای شهادت نمی روم ، برای انجام وظیفه می روم و شهادت راهرکسی لایق نیست ، برایم دعاکنید که پایان عمرم شهادت باشد. این همه دم می زنیم امام زمانی هستیم باید در عمل نشان دهیم وگرنه فقط دعا برای ظهورو ندبه کردن کافی نیست. همه لحظه هایمان عاشوراست و حالادرسوریه کربلا به پاست، اگر اکنون به یاری حرم حضرت زینب نروم یعنی اگردر کربلا هم بودم به یاری حسین (ع) نمی رفتم'.
شهید علی سیفی قصد رفتن داشت و این رفتن تنها خدایی بود، او طلبیده شده بود و باید می رفت.
شهید سیفی در یکی از نامه هایش از جبهه سوریه نوشته بود: 'یک جمله به آنهایی که فکرمی کنند به خاطرپول رفتیم، ما که پولی ندیدیم، آخه مومن کی بخاطرپول جانش را فدا می کند،
اینها همش حرف دشمنه که می خواهد با این حرفها فرهنگ ایثاروشهادت را ازما بگیرد، خدا خودش شاهداست و ازنیت بنده خبردارد، جزرضایت حضرت زهرا نبوده و نیست'.
شهدا بندگان برگزیده خداهستند ، آنها از میان بهترین ها انتخاب می شوند و افتخار شهادت نصیبشان می شود، هر کسی لیاقت شهادت را ندارد ، برای شهید شدن باید تزکیه کرد و اخروی زندگی کرد و اسیر دنیا نشد.
یکی از دوستان شهید سیفی می گوید: 'راز شهادت علی در نماز شب هایش نهفته بود، امضای شهادتش را امام رضا زده بود، وقتی که چند روز قبل از اعزامش رفت مشهد و ایام اعتکاف را در جوار امام رضا روزه دار بود، خریدارش شهدا بودند و رفت و به آنها پیوست.
خواهر شهید می گوید: 'سربازی علی که تمام شد، دنبال کاربود واصرارما برای ادامه تحصیل بی نتیجه ، بخاطر وضعیت جسمانی پدر اصلا راضی نمی شد که به تحصیل فکرکند، پدر
تصادف کرده بود و شرایط کارکردن نداشت، علی هم برای اینکه پدر احساس ناراحتی وشرمندگی نکند سعی می کرد مشغول شود و حامی اش باشد.
به چند جا مراجعه کرد اما کارمناسب پیدا نشد تا اینکه از سرناچاری در کارگاه آجرپزی شروع به کارکرد، ازاین کارعلی بسیارناراحت بودیم، چون اکثرا سرپا می ماند و فضا گردوخاکی بود. تقریبا هرروز ازش خواهش می کردیم سرکار نرود اما غیرتش قبول نمی کرد'.
سولماز سیفی افزود: ' یکی ازویژگی های خاص شهید علی سیفی توجه و حساس بودن به بیت المال بود، بعدها که جذب سپاه شد، وقتی ازمحل کارش یک خودکاربا خودش می آورد هیچکس حق نداشت به آن دست بزند، می گفت: بیت المال است وماحق نداریم برای مسایل شخصی ازآن استفاده کنیم .
یکی از دوستان شهید نیز می گوید: اهمیت نماز اول وقت برای شهید علی سیفی به اندازه ای بود که موقع رفتن به گردش، شرطش برگشتن تا وقت نماز بود ، شهید سیفی به انجام واجباتش توجه بسیارداشت ازجمله روزه گرفتن، دریازده رمضان96به شهادت رسید وروزهایی ازرمضان راکه عمرش کفاف نداده بود برای گرفتن روزه پیشاپیش وقبل ازشهادت قضا کرده بود'.
شهید علی سیفی در اردوهای جهادی نیز حضورمی یافت و برای کمک به همنوعانش باعشق وحوصله کار می کرد.
خواهر شهید می گود: یک بار از من خواست که شلوار و پیراهن کهنه ای را برایش تهیه کنم و علت آن را نیز به من نگفت، بعدها عکسی از او را در این لباس کهنه دیدم که در کنار بسیجی ها در حال ساختن منزل مسکونی برای یک پیرزن فقیر روستایی بود.
17 خرداد سال 96 یکی از دوستان شهید علی سیفی خبر شهادت علی را به خانواده اش داد، او 16 خرداد در حین مبارزه با گروه های تکفیری در شهر حماء سوریه با زبان روزه به فیض عالی شهادت نایل شد.
پیکر مطهر این شهید مدافع حرم پس از نزدیک به یک ماه رو.ز دهم تر سال 96 با حضور گسترده و پرشور شهروندان اردبیلی درقطعه شهدای گلزار بهشت فاطمه (س) به خاک سپرده شد.
6130/6016

آرامش ابدی زیر پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ایران
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار