آن چه دیگران هم اکنون میخوانند؟
هم اکنون دیگران چه میخوانند؟ ×
۰۰:۰۴
منبع: ابتکار
دسته: سیاسی
کد خبر: 17747930
سیاست موازنه مثبت یا منفی؟
سیاست موازنه مثبت یا منفی؟
به اشتراک بگذارید:
علی آهنگر- شعار نه شرقى نه غربى که در آغازین روزهاى انقلاب از شعارهاى اساسى مردم بود، در واقع بیان‌کننده سیاست موازنه منفى در مواجهه با دو قدرت شرق و غرب محسوب مى‌شد. سیاستى که پیش از این و در نهضت ملی از سوى ملى‌گرایان براى جلوگیرى از دادن امتیاز نفت شمال به روسیه اتخاذ شد. در آن روزها روسیه با در دست داشتن قراردادى به نام خوشتاریا و در مقابل امتیاز نفتى که در جنوب به انگلیسى‌ها داده شده بود اصرار مى‌ورزید که امتیاز نفت استان‌هاى شمالى کشور به آنها واگذار شود. 
در مقابل، محمد مصدق و تعدادى از همراهان او سیاست موازنه منفى را در پیش گرفتند. آنها بر این باور بودند که نیاید امتیاز نفت شمال به روسیه واگذار شود و براى آن که بتوانند پاسخى محکم و قطعى به روسیه بدهند اصل ملى شدن نفت و سلب امتیاز از انگلستان را در پیش گرفتند تا به این ترتیب نه به روسیه امتیازى داده باشند و نه به انگلستان. این سیاست به باور آنها مى‌توانست سدى در مقابل زیاده‌خواهى روس‌ها در آن زمان ایجاد کند. 
اتخاذ این سیاست و ملى شدن نفت که معنایى جز دولتى شدن اقتصاد و البته سلب تسلط انگلیسى‌ها بر منابع نفتى ایران را نداشت، سرانجام به شکست انجامید و با کودتاى ٢٨ مرداد در خاطره تاریخ نشست. 
پس از کودتا، سیاست تمایل به غرب و به ویژه آمریکا در پیش روى سیاست‌گذاران قرار گرفت هر چند که در سال‌هاى پایانى پهلوى دوم رویکرد به شرق و به ویژه اروپاى شرقى و برقرارى روابط اقتصادى با آنها هم دیده مى‌شد که نشان کوچکى از سیاست موازنه مثبت داشت. کشیده شدن لوله عظیم گاز از میدان گازى گنگان و فروش میلیاردها متر مکعب گاز به شوروى نشانه بارزى از این سیاست بود. برآیند کلى این سیاست در نگاه مردم این بود که نفت در اختیار آمریکاییان قرار دارد و گاز به کام شوروى‌ها واریز مى‌شود و در این میان جز فقر و فلاکت و بدبختى چیزى عاید مردم نمى‌شود. مردمى که بیشینه آنها نه شب‌های‌شان از وجود برق روشنى مى‌یافت  و نه زمستان‌های سردشان با افروختن گاز گرمایى به خود مى‌دید. آنها همه این کمبودها را در این مى‌دیدند که نفت به آمریکا مى‌رود و گاز به شوروى و راه درست آن است که نه نفت به آمریکا برود و نه گاز به شوروى انتقال یابد بلکه همه صرف مردم نیازمند شود. و این پایه و مایه سیاستى شد که در شعار نه شرقى و نه غربى تبلور مى‌یافت. 
امروز اما روز دیگرى است و همان‌گونه که نویسنده کیهان گفته است این شعار مربوط به آن روزها بود. حال پس از گذشت چهل سال جاى آن دارد که در ژرفاى این شعار و سیاست تعمقى صورت پذیرد. آیا سیاست نه شرقى و نه غربى که همان سیاست موازنه منفى است امروز هم پاسخگوى نیازهاى اقتصادى و سیاسى کشور مى‌تواند باشد؟ نتیجه چهل سال سیاست موازنه منفى و پیش از آن، تجربه این سیاست در نهضت ملى چه بود؟ 
آیا بهتر نیست با درس‌آموزى از نتایج سیاسى، اقتصادى و عرصه گاه بین‌المللى این سیاست  که نتایجى جز تحریم و تنگناهاى بین‌المللى براى مردم و کشور نداشت، طرحى دیگر انداخت؟
طرح دیگر اتخاذ سیاست موازنه مثبت است. در این سیاست، منافع ملى محور قرار مى‌گیرد و درهاى سیاست و اقتصاد کشور به روى هر شرکت و کشورى که بخواهد منفعت‌هاى ملى کشور را تضمین کند باز است. در این سیاست آنچه اصل و محور قرار مى‌گیرد جذب هر چه بیشتر رفاه براى مردم و افزایش منافع ملى و درآمد سرانه کشور است. در این سیاست، (به جز کشورهاى معدود) هیچ کشورى به خودى خود دوست یا دشمن تلقى نمى‌شود. آنچه کشورها را در زمره دوستان قرار مى‌دهد میزان منفعتى است که به کشور ما مى‌رسانند و آنچه که آنها را در فهرست دشمنان مى‌نشاند میزان منفعتى است که از ما دریغ مى‌دارند. در این سیاست، فهرست کشورهاى دوست و دشمن خیلى زود تغییر مى‌یابد و نام کشورها به سرعت ممکن است در این دو فهرست جابجا شوند. هیچ کشورى براى همیشه دوست نمى‌ماند و هیچ کشورى براى همیشه دشمن نیست. در این سیاست هر کشورى به عنوان یک رقیب تلقى مى‌شود که فقط به دنبال جذب منفعت براى خود است. در این رقابت سخت، نفس‌گیر و طاقت‌فرسا، آنچه منافع ملى کشور را ضمانت مى‌کند قدرت دیپلماسى و توانمندى ارتباطات سیاسى و رفتارهاى موثر بین‌المللى است. 
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار