آن چه دیگران هم اکنون میخوانند؟
هم اکنون دیگران چه میخوانند؟ ×
۱۵:۵۷
دسته:
کد خبر: 17831516
درد را باید گفت
درد را باید گفت
نعمت احمدی - حقوقدان
به اشتراک بگذارید:

آرمان- آرزوی هر پدر و مادری موفقیت فرزندان است. داماد من دانشجوی دکترای رشته تجارت بین‌الملل دانشگاه ژنو است. دروس دانشگاهی‌اش تمام شده و باید از پروپزال دکترای خود دفاع کند. از من خواست حتما در جلسه دفاع او در دانشگاه ژنو حاضر باشم. می‌گفت 12 دانشجوی دکتری داریم از هشت ملیت و همه نخبه و درسخوان. استادم از اینکه من عضو هیات علمی دانشگاه‌های ایران هستم، خبر دارد. پرسیده بود پدر همسرت در جلسه دفاع از پروپزال همراه تو نخواهد بود؟ و همین گفته استادش بهانه‌ای شد که به اجبار در جلسه دفاع از پروپزال دامادم حاضر شوم. هزینه سفر در شرایط موجود مسأله‌ای است و فکر می‌کردم در این شرایط فرودگاه خلوت است. برای خرید ارز دولتی بعد از اخذ بلیت اول صبح به بانک مربوطه رفتم؛ چه صفی! چندین نفر قبل از من در صف ایستاده بودند. بعد از دو ساعتی که نوبتم شد و پول را پرداخت کردم از مسئول باجه پرسیدم: با این گرانی مشتری مسافر هم دارید؟ با خنده گفت: بیشتر از همیشه. دخترم زودتر از ما عازم سفر شد. وقتی به فرودگاه رفتم تا او را برسانم، برای چند دقیقه ماشین را در گوشه خلوت نرسیده به ترمینال پرواز گذاشتم تا ساک او را به ترمینال برسانم. شاید 10 دقیقه طول نکشید که دیدم ماشینم بالای جرثقیلی است که افسر خندان پلیس او را همراهی می‌کرد. دویدم و در حال حرکت به افسر مربوطه گفتم: ببینید! هنوز کاپوت ماشین داغ است و هُرم گرمای آن دست را می‌سوزاند. کمتر از 10 دقیقه است. گفت: شانس شما، جرثقیل خالی بود قسمت تو شد. حالا بیا پارکینگ شماره 2 و برگ ترخیص را بگیر. به همین راحتی. قبل از جرثقیل حمل اتومبیل به پارکینگ رسیدم و شخصا شاهد ثبت مشخصات اتومبیلم در کامپیوتر پارکینگ بودم. به گفته افسر شانس بد من این بود که جرثقیل حمل اتومبیل‌ها در آن ساعت در سه و نیم بامداد تازه از حمل اتومبیل قبلی برگشته و خالی بود و ماشین من هم چند صدمتر به اول ترمینال پارک شده بود، مناسب برای حرکت و حمل. ساعت سه و نیم صبح افسر مربوطه می‌گفت: شماره پشت کارت مشخصات اتومبیل را با موبایلت که شماره همراه اول دارد ثبت کن و به فلان شماره ارسال تا صورت حساب خلافی‌ها برایت ارسال شود. به همراه 72 هزار تومان هزینه حمل به پارکینگ بیا قبض ترخیص را بگیر. درخواست کردم از بیسیم خود استفاده کن، با تلنگر گفت: این وظیفه شماست. کمک بگیر و شماره را ارسال کن. نمی‌بینی گرفتارم؟ خلاصه بیش از یکساعت طول کشید اما خرابی خط تلفن اجازه نداد که پاسخ درست بگیرم. چند نفر دیگر هم که به نوبت ماشین آنها به پارکینگ حمل شده بود، به همین سرنوشت گرفتار بودند و نمی‌توانستند صورتحساب خلافی را از طریق موبایل اخذ کنند. بالاجبار به رئیس مربوطه که در ماشین دیگری نشسته بود، متوسل شدم و گفتم: ایراد و اعتراضی به حمل ماشین ندارم. هرچند که می‌شد این اتفاق نیفتد. به گفته همکار شما جرثقیل حمل خالی بود و قرعه به نام من خورد. اما اینکه بیش از یکساعت است که نمی‌توانم از طریق تلفن قبض خلافی را بگیرم و دیگران هم همین وضع را دارند و شما می‌توانید از بیسیم کمک بگیرید، دیگر تقصیر ما نیست. بعد از مدتی لطف فرمودند و مدارک ماشین و قبض حمل به پارکینگ را گرفتند. دستور دادند به گیشه بانک ملی بروم و بپردازم. در آن ساعت شب کنار ماشین تحویل پول غوغایی بود. وجه را پرداختم، یعنی 72 هزار تومان و قبض ترخیص را گرفتم. ماشین را با پرداخت هزینه توقف در پارکینگ فرودگاه به اصطلاح ترخیص کردم. دخترم قبل از اینکه من به خانه برسم، در فرودگاه استانبول پیاده شده بود. نزدیکی‌های ظهر به پلیس 10+ رفتم تا وضع خلافی را روشن کنم. وقتی شماره ماشین را به کامپیوتر داد، از سر و صدای دستگاه پرینتر مسئول پلیس 10+ که او هم تعجب کرده بود، چندین صفحه خلاف از پرینتر خارج شد. مبلغ دو میلیون و 650 هزار تومان. همه شکار دوربین آنهم نداشتن گواهی معاینه فنی. هر نوبت که وارد محدوده ترافیک شده بودم، مبلغ 50 هزار تومان جریمه به علت نداشتن گواهی معاینه فنی هرچند مبلغ ورودیه به منطقه طرح ترافیک را از حسابم برداشت کرده بودند. به شماره‌ای که مربوط به شکایات است زنگ زدم و پرسیدم، این جریمه دیگر چه نوع جریمه‌ای است؟ تاکنون از آن بی‌خبر بودیم و در جایی اعلام نشده. گفت: این مربوط به تهران است، شما 23 روز بدون گواهی معاینه فنی وارد منطقه طرح ترافیک شده‌اید، هرچند طرح را خریداری کرده بودید. گفتم: آیا نباید از جریمه کردن صاحب ماشین را مطلع کنید؟ آدرس و شماره تلفن من در کارت ماشین هست. جوابش جالب بود؛ آقا شما هم وقت گیر آورده‌اید؟ حالا خبر که ندادیم، شما چرا تخلف کردید؟ گفتم این تخلف به گفته شما جدید و مربوط به تهران است. چرا اطلاع‌رسانی نکردید؟ گفتم این همه پول می‌گیرید، به قول خودتان سامانه ثبت جرائم دارید، حداقل اطلاع‌رسانی کنید، صاحب ماشین را هم با پیامک مطلع کنید. جواب آن سوی تلفن هم جالب بود؛ آقا شما باید جریمه را بپردازید. دوربین هم صید را ثبت می‌کند، ما الزامی نداریم و تلفن را قطع کرد. تابلویی با خط زیبا در فرودگاه بر دیوار نصب است و بر روی آن نوشته: «ارز مجاز همراه مسافر 5 هزار یورو» اما ارز مسافرتی 1000 یورو است. امروزه ارز هم که در صرافی‌ها فروخته نمی‌شود و به اصطلاح ارز آزاد هم نداریم. وقتی اجازه داریم پنج هزار یورو همراه داشته باشیم و مسافر هم تنها می‌تواند هزار یورو خریداری کند، چهار هزار یورو را از کجا تهیه کند؟ اصلا می‌شود با هزار یورو از کشور خارج شد؟ هتل و غذا و هزینه حمل و نقل با همین هزار یورو؟ این شیوه مدیریت آیا باعث ایجاد بازار زیرزمینی و سیاه ارز در کنار بازار به اصطلاح دولتی نمی‌شود؟ همین تفاوت هزار یورو ارز مسافرتی با پنج‌هزار یورو و جواز خروج ارز همراه مسافر خود دردی است که باید آن را گفت. تازه یکی از مسئولان فرودگاه می‌گفت: همه که هزار یورو ارز مسافرتی نمی‌گیرند. مسافرین کشورهای همسایه، مثل ترکیه 500 یورو ارز مسافرتی دارند و همین 500 یورو شده کاسبی. وقتی نوع کسب را پرسیدم، جوابش جالب بود. به آژانس‌های مسافرتی زنگ بزنید، تور سفر به ترکیه زیر دو میلیون تومان است. 500 یورو به ارز آزاد می‌شود 5 میلیون و 200 هزار تومان. شما با پرداخت دو میلیون و 600 هزار تومان به بانک 500 یورو ارز مسافرتی می‌گیرید. ارز در اختیار آژانس قرار می‌گیرد، مبلغ دو میلیون آن هزینه تور مسافرتی است و دو میلیون و 600 هزار تومان اضافه می‌آید که پرداخت اولیه برای خرید ارز از بانک است. البته قبلا تورهای مسافرتی چند روزه به استانبول زیر دو میلیون تومان بود. هزینه بلیت و هتل و غذا و نوشیدنی حالا که جنس گران شده باز هم حدود دو میلیون تومان است. یک خانواده 5 نفره یک سفر چندروزه به ترکیه می‌روند، مفت و مجانی. اگر بخواهند مثلا شیراز یا اصفهان بروند باید کلی هزینه کنند. با یک سفر خارجی به سادگی مبلغی هم باقی می‌ماند. درد را باید گفت. کافی است سری به فرودگاه امام بزنید و از تعداد پروازهای پشت سر هم به کشورهای دوست و همسایه اطلاع پیدا کنید. بعضی از آژانس‌ها کار را از این هم ساده‌تر کرده‌اند. مسافری که به این آژانس‌ها رجوع می‌کند اصلا قرار نیست ابتدا از جیب خود پرداختی داشته باشد. برای چند نفر بلیت صادر می‌کنند، از پروازی که چارتر کرده‌اند.بلیت را در اختیار مسافرین قرار می‌دهند، تا همراه یکی از پرسنل آژانس به بانک مراجعه کنند. پرداخت اولیه به وسیله آژانس و به اسم مسافر صورت می‌گیرد، رسید پرداخت ارز مسافرتی را هم از مسافر می‌گیرند در فرودگاه هم نماینده آژانس همراه مسافرین تور است به ظاهر مسافر به باجه تحویل ارز مراجعه و با دریافت ارز و تحویل آن به نماینده آژانس کار تمام می‌شود. این دسته از آژانس‌ها حداقل 500 هزار تومان به ازای هر مسافر از مابه‌التفاوت ارز سود می‌برند و اگر یک خانواده 5 نفری بخواهد بدون کمک از آژانس یک مسافرت سه، چهار روزه به استانبول داشته باشند، با مابه‌التفاوت ارز حداقل دو میلیون و پانصد هزار تومان اضافه خواهند داشت و این شده است یک کاسبی و باید به فرودگاه سری زد، چه غلغله‌ای است. این نوع مدیریت ارزی ما را به کجا خواهد برد؟ درد را باید گفت.

 

مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار