آن چه دیگران هم اکنون میخوانند؟
هم اکنون دیگران چه میخوانند؟ ×
۱۸:۱۰
دسته: فرهنگی
کد خبر: 18290207
در جستجوی آرامش
در جستجوی آرامش
روزگاری انسان را خوف و هراس از باد بود و توفان، زلزله و آتش. نه از خود هراسی داشت، نه از غیرخود. روابط اجتماعی چندان پیچیده نبود، تخصص‌ها شکل نگرفته بود و ساخته‌های بشری چندان زیاد و سترگ نبودند که بر او چیره شوند و او را به زیر کشند، از خود بیخود کنند و بر او سیطره یابند. نه ایدئولوژی‌ها شکل گرفته بودند و نه نهادهای اجتماعی برپا شده بود. نه رقابت ایذایی بود و نه سودجویی‌ها شخصی. نه حسد بود و نه خودخواهی. آنچه که آرامش را […]
به اشتراک بگذارید:
روزگاری انسان‌ را خوف و هراس از باد بود و توفان ، زلزله و آتش. نه از خود هراسی داشت، نه از غیرخود. روابط اجتماعی چندان پیچیده نبود، تخصص‌ها شکل نگرفته بود و ساخته‌های بشری چندان زیاد و سترگ نبودند که بر او چیره شوند و او را به زیر کشند، از خود بیخود کنند و بر او سیطره‌ یابند. نه ایدئولوژی‌ها شکل گرفته بودند و نه نهادهای اجتماعی برپا شده بود. نه رقابت‌ ایذایی بود و نه سودجویی‌ها شخصی. نه حسد بود و نه خودخواهی. آنچه که آرامش را به هم می‌زد از جانب نیروهای طبیعی بود نه از جانب نیروهای اجتماعی. هراس اجتماعی که محصول ساختارها و نهادهای اجتماعی و بشری است، از زمانی آغاز شد که انسان تدریجاً از حالت طبیعی به اجتماعی سوق یافت. جنگ با طبیعت و نیروهای طبیعی جای خود را به جنگ با انسان‌ها و ساخته‌های او داد؛ به‌طوری که هر چه بر ظفرمندی انسان و پیکار با طبیعت افزوده شد، جنگ انسان با انسان شدت گرفت. فردیناند تونیس و امیل دورکیم دو تن از علمای علم الاجتماع با مقایسه دو جامعه سنتی و مدرن مدعی شدند که انسان‌ از جامعه سنتی به جامعه مدرن میل کرده‌، از خود دور شده و امنیت خاطر، آرامش روح و فراغت فکری‌اش تحلیل رفته است. تونیس از دو نوع نظام اجتماعی «گمنشافت و گزلشافت» نام می‌برد که معرف‌ جامعه سنتی و جامعه مدرن هستند. در جامعه گمنشافت، انسان مانند موجودی طبیعی، یکرنگ و همدل، ظاهر می‌شود تابع شرایط بیرونی نیست، بلکه محرک‌های درونی و ذاتی او را به عمل وا می‌دارند. کنش او طبیعی و خالص است و خود را در جامعه جزئی از افراد دیگر می‌بیند که در مجموع به عنوان یک پیکره واحد، هستی دارند. ارتباطات میان انسان‌ها‌ در چنین جامعه‌ای براساس حفظ وابستگی‌های عاطفی، دیگرخواهانه، غیرارادی و خود به‌خودی است. هر انسان به خود همراه با دیگران می‌نگرد. هیچگاه خود را تنها نمی‌بیند، از حمایت جمعی برخوردار است و با جمع هستی دارد. آرامش روح و فراغت فکر از او می‌گیرد. در مقابل چنین انسانی در جامعه گزلشافت به خود بر می‌گردد. خود را مدار هستی می‌پندارد. خود را نه در کنار دیگری بلکه در مقابل او می‌بیند. کنش‌هایش حسابشده و مبتنی بر نفع شخصی است. دچار فردگرایی بارزی است که روح جمعی به شدت در او افول کرده است و رقابت سرسختانه با همنوعانش دارد. از بسیاری از خصوصیات و کیفیات حیاتی چون احساس،‌ اشتیاق، آرامش روح، عشق و همدلی که از لوازم هستی است جدا افتاده و نوعی هراس اجتماعی و بی‌یاوری را احساس می‌کند. دورکیم، جامعه شناس فرانسوی هم تصویری چنین از جامعه سنتی و جامعه مدرن عرضه می‌دارد. درجامعه سنتی همبستگی و انسجام از نوع مکانیکال است. در این نوع اجتماع، روابط انسانی براساس اشتراک افراد در ارزش‌های سنتی و بنیادی و عمیق خانوادگی و مذهبی شکل گرفته اند و روح جمعی و وجدان اخلاقی تنظیم‌کننده مناسبات میان انسان‌ها هستند. در مقابل جامعه مدرن با انسجام ارگانیسم، جامعه‌ای با حداکثر فردگرایی، تقسیم کار اجتماعی، تخصص، رقابت سرسختانه، خودمحوری و فردگرایی است. در چنین جامعه‌ متلاطم و ملتهبی، انسان‌ها با حداقل حفظ همبودی و آرامش خاطر به‌سر می‌برند و احساس پریشانی و گمگشتگی بر آنان مستولی است.
امروز اعتقاد راسخ بر گذار و انتقال هوشمند، آگاهانه و مبتنی بر مدیریت علمی از سنت به مدرنیته است که ضمن حفظ بسیاری از کیفیات و خصوصیات جامعه سنتی چون عشق و همدلی، زمینه را برای توسعه‌ مادی و تکنولوژیکی، رفاه اجتماعی و تعالی انسانی فراهم سازد و به او امکان دهد عوامل محافظت‌کننده زندگی و حیات انسانی، ارزش‌های متعالی و کرامت بشری را مشخص سازد و عوامل تهدید‌کننده و بازدارنده را تمیز دهد و مهار کند.توسعه واقعی زمانی رخ می‌دهد که انسان‌ها با تعامل و مشارکت جمعی راه تعالی بپیماید، چرا که در مقابل هم بودن، انسان را نه فقط به توسعه رهنمون نیست بلکه با تشدید هراس در آشفتگی، بیش از پیش او را از توسعه واقعی باز می‌دارد.

code

مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار