آن چه دیگران هم اکنون میخوانند؟
هم اکنون دیگران چه میخوانند؟ ×
۰۰:۱۱
دسته: فرهنگی-بهداشت و سلامت-اجتماعی
کد خبر: 18295008
برو جلو بوق بزن
برو جلو بوق بزن
دانشگاه قبول نشدم خب می‌روم تاکسی اینترنتی. بیکار شدم راننده تاکسی اینترنتی می‌شوم. حقوقم کافی نبود، غروب می‌زنم به خیابان …
به اشتراک بگذارید:

ایران آنلاین /   راهکار خیلی از جوان‌ها برای عبور از مشکلات مالی همین چند جمله است. برای همین وقتی درخواست تاکسی می‌دهی، روی نقشه می‌بینی اطرافت پر از ماشین است. همان اول، وقتی پای سرویس‌های جدید درخواست تاکسی به ایران باز شد، راننده‌ها از پولی که درمی‌آوردند گفتند و ماجرا وسوسه‌انگیز شد؛ چه راهکاری بهتر از این؟ دیگر لازم نیست غصه بیکاری و بی‌پولی را بخوریم!

حتماً شنیده‌اید که آواز دهل از دور خوش است؛ شاید درآمدش بد نباشد اما کافی است پای حرف‌های بعضی راننده‌ها بنشینید تا متوجه شوید اوضاع آنقدرها هم گل و بلبل نیست.
مبدأ اشتباه، مقصد اشتباه
درآمد بالا مهم‌ترین دلیلی است که خیلی‌ها را راننده تاکسی‌های اینترنتی کرده. واقعیتش این است که اگر خوب کار کنید و زمان بگذارید درآمد‌تان کم نیست. این را مسعود که مدتی است در همین سرویس‌ها رانندگی می‌کند تأیید می‌کند. او 33 سال دارد و مهندس عمران است. سال گذشته و بعد از عیدنوروز شرکتی که در آن کار می‌کرد، تعطیل شد و دیگر نتوانست کاری پیدا کند. تا ماه بهمن هم صبر کرد اما بیکاری و بی‌پولی را همیشه نمی‌شود تحمل کرد. برای همین راننده یکی از این سرویس‌ها شد.
او درباره درآمدش می‌گوید: «من همیشه رانندگی نمی‌کنم برای همین فقط خرج روزانه‌ام را درمی‌آورم. اما دیده‌ام بعضی از جوان‌ها از شهرستان آمده‌اند و شب در ماشین‌شان می‌خوابند و صبح تا شب مسافر سوار می‌کنند. این‌طوری درآمدش بد نیست اما استهلاک و خرج ماشین را هم باید در نظر گرفت. من قبلاً چندماه یک بار روغن عوض می‌کردم اما الان هرماه می‌روم تعویض روغنی.»
برای مسعود پذیرش این کار چندان هم راحت نبوده. به گفته خودش باید با این کار کنار می‌آمد چون بعضی از مردم انگار راننده را پایین‌تر از خودشان می‌دانند.
او که این چندماه با این کار دخل و خرجش را کمی جور کرده می‌گوید سختی کار فقط همین نیست. گلایه‌اش هم بیشتر از نرم‌افزار است تا مردم: «نرم‌افزاری که باید روی گوشی‌مان نصب کنیم خیلی وقت‌ها هنگ می‌کند. مثلاً گاهی می‌رسم جایی که مسافر درخواست داده اما نمی‌توانم اطلاع بدهم که رسیده‌ام چون هنگ کرده. اینقدر عصبی می‌شوم که دلم می‌خواهد گوشی را پرت کنم.»
پای حرف‌های راننده‌ها که بنشینید از مسافرها و رفتارهای عجیبی که کار را برایشان سخت می‌کند هم کم گلایه ندارند. مسعود از این مسافرهای عجیب سوار کرده: «یک بار یکی از مسافرها کرایه نداد. گفت آنلاین پرداخت می‌کنم اما پیاده شد و خبری از پول هم نشد. بعد فهمیدم کسی دیگر برایش ماشین گرفته نه خودش. خیلی وقت‌ها هم مبدأ و مقصد را درست تعیین نمی‌کنند. وقت‌هایی هم هست که آن طرف خیابان می‌ایستم و مسافر حاضر نمی‌شود بیاید این طرف. می‌خواهد بروم جلوی پایش بایستم که توی ترافیک باید مسیر را تا پیدا کردن دوربرگردان ادامه بدهم.»
آژانس‌ها با ماشین‌هایی که گاهی خیلی خوب نبودند و حقوق مسافر را هم رعایت نمی‌کردند برای مردم عادی شده بودند اما حالا مردم از تاکسی‌های جدید و راننده‌هایشان توقع دیگری دارند و به قول مسعود فکر می‌کنند ماشین‌شان باید امکانات خارق‌العاده‌ای داشته باشد.
او یک ماهی هست کار پیدا کرده و دلش کمی گرم شده اما هنوز هم گاهی عصرها و شب‌ها رانندگی می‌کند هرچند که به‌دلیل همین سختی‌ها هیچ‌وقت به چشم شغل اصلی به آن نگاه نکرده و فقط می‌خواهد کمک خرجش باشد.
وقتی 1 امتیاز می‌گیری
«یک دوست بازاری دارم که غیر از سوناتا وای‌اف یک۲۰۶خریده و وقتی بازار خراب است راننده همین سرویس‌ها می‌شود.» این را وحید می‌گوید که یک سال و نیم است راننده یکی از سرویس‌هاست و از قدیمی‌ها محسوب می‌شود. الان که هوا گرم است و کار نمی‌کند اما آخرین بار روزی 65 هزار تومان درآمد داشته‌است.
داستان راننده شدنش شبیه بقیه است: «صندق‌دار یک فروشگاه بودم و خرج و مخارجم جور درنمی‌آمد. وقتی ماشین گرفتم دیدم می‌توانم کار کنم. از۷ صبح تا ۷شب صندق‌داربودم و بعدش رانندگی می‌کردم تا وقتی که خسته شوم. یک شب‌هایی تا ساعت 2 کار می‌کردم و یک شب‌هایی درحد اینکه پول بنزین و سیگارم جور شود. آخر سال۹۶چون حقوق خوبی نمی‌گرفتم از کار آمدم بیرون و گفتم فقط رانندگی می‌کنم.»
وحید هم می‌گوید آنهایی که به‌نظرشان این کار راحت است اشتباه فکر می‌کنند و برعکس تصورشان، خیلی هم سخت است.
اول از راننده‌های خود‌خواه، عابران پیاده خود‌خواه و خیابان‌های غیر‌استاندارد می‌گوید و بعد سر درددلش باز می‌شود: «یک موردی را که زیادبرایم پیش آمده برایتان می‌گویم شما خودت قضاوت کن؛ درخواست را قبول می‌کنی و می‌روی می‌بینی طرف بلد نبوده‌ مبدأ تعیین کند و لوکیشن۵۰۰ متر جابه‌جا خورده. خیابان‌های اطراف هم یکی درمیان یکطرفه است. در ترافیک ساعت ۶ تا۸ تهران می‌رسی به مقصد و می‌بینی برای کمتر شدن کرایه مقصد را جای دیگری زده‌اند. بعد هم می‌گویند سرویس خودتان اشتباه کرده و باید ببری. اگر نبری امتیازت را صفر می‌دهند و ضرر می‌کنی. ببری هم هزینه‌ات می‌رود بالا. می‌بری و آخر هم نمی‌دانی چرا ۱داده.»از این سختی‌ها می‌گوید اما اگر ماشینش را که مدل 82 است عوض کند و ماشین بهتر بگیرد، دوباره می‌رود سر همین کار چون به قول خودش اوضاع خوب نیست: «شما الان یک املت ۴ نفره بخواهی بخوری باید۳۰هزار تومان خرج کنی. یعنی باید حدود2 و نیم سرویس بروی تا پولش دربیاید.»
رانندگی هیچ وقت راحت نبوده. باید پی جنگ اعصاب و درد زانو و کمر و حتی مشکلات گوارشی را به تنت بمالی و کار کنی. برای همین بیشتر راننده‌ها اگر کار دیگری داشتند که درآمدش خوب بود هیچ وقت سراغ این کار نمی‌آمدند. اما راننده یک تاکسی اینترنتی شدن، خودخوری و جنگ اعصاب هم دارد. برای جوان‌هایی که ابزار مدرن را بهتر می‌شناسند البته راهی است برای گریز از بی‌پولی و جفت و جور کردن دخل و خرج اما به این راحتی‌ها هم نیست. واقعیت این است که آواز دهل شنیدن از دور خوش است.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار