آن چه دیگران هم اکنون میخوانند؟
هم اکنون دیگران چه میخوانند؟ ×
۰۱:۲۹
دسته: فرهنگی
کد خبر: 18295760
● حجت‌الاسلامِ واقعی
● حجت‌الاسلامِ واقعی
به اشتراک بگذارید:
قرآن شریف در چند جا می‌فرماید که بعثت پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم و نزول قرآن برای تهذیب نفس است. در سوره جمعه آمده: «هو الذی بعث فی الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلّمهم‌الله الکتاب و الحکمه»؛ (جمعه/2) طبق این آیه، تهذیب نفس متوقف بر علم است، بلکه هر سعادتی متوقف بر علم است؛ چه سعادت معنوی و سیر و سلوکی و چه سعادت دنیوی و لذا پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم و قرآن کریم، به تعبیری دو ثقل برای سعادت هر دو است. دنیای امروز می‌گوید: «آموزش و پرورش» آن‌ها می‌خواهند ما را با روش‌های مختلف به سمت نظام آموزشی خودشان سوق دهند، ولی قرآن و دین اسلام که ما پیرو آن هستیم طبق آیه مذکور می‌گوید: «پرورش و آموزش».
مراقبه از خود
خواندن کتاب کافی و جامع السعادت برای کسب فضایل اخلاقی مفید است. آن چیزی که می‌تواند شما را مهذب کند، توجه خودتان به نفس، قانون مراقبه، مشارطه و محاسبه خودتان است، باید طبق این روش کار کنید و جلو بروید. اگر این طور زندگی نکنید، اولین کاری که کرده‌اید پا روی قرآن گذاشته‌اید؛ زیرا قرآن شریف می‌فرماید: «و لقد منّ‌الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب والحکمه» (آل‌عمران/164) همه پیامبران با کتاب‌هایشان آمدند برای این‌که مردم آدم بشوند پس از آدم شدن، عدالت اجتماعی در آن‌ها حکمفرما شود. ما طلبه‌ها که در مسیر انبیا عظام هستیم، نیز باید رفتارمان مروج اسلام و دین باشد. منقول است که مرحوم شیخ انصاری این مجسمه تقوی، از بازار بغداد عبور می‌کرد که عظمت و روحانیتش یک مغازه‌دار نصرانی را جذب کرد و او مسلمان و شیعه شد و می‌گویند که او به واسطه ولایت، صاحب احوالات بالایی هم شد. یک روز او از یک شیعه می‌پرسد: این کلمه «حجت‌الاسلام» که در میان اهل علم رواج دارد به چه معناست؟ آن شیعه هم جواب داد: به کسی که مجتهد و دارای علم بالایی باشد حجت‌الاسلام می‌گویند. آن نصرانی گفت: اشتباه می‌کنی! حجت‌الاسلام‌، کسی است که قیافه او، روش و منش او، برای اسلام برهان باشد؛ این حرف ترجمه این روایت است که امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم و کونوا لنا زیناً و لا تکونوا علینا شیناً». به راستی ما طلبه باید چنین باشیم؛ یعنی باید روش و منش‌ ما، هیکل و ظاهر ما، نماز شب‌های ما و رابطه ما با خدا طوری باشد که بتوانیم بر دل‌های مردم حکومت کنیم، دل و جان مردم در دست ما باشد و الا اگر ظاهر مردم دست ما باشد چه فایده؟ ما که نمی‌توانیم مردم را به زور به دین‌داری وادار کنیم. قرآن می‌فرماید: اگر می‌خواهی حکومت بر دل‌ها پیدا کنی، متقی باش. ما اگر بخواهیم طلبه، امام جماعت، قاضی و مرجع باشیم، باید عادل باشیم، مگر می‌شود که یک طلبه عادل نباشد! نمی‌شود آقا.
اخلاق قبیح مانع کمال
آیه دارد: «انا جعلنا فی اعناقهم اغلالاً فهی الی الاذقان فهم مقمحون و جعلنا من بین ایدیهم سداً و من خلفهم سداً فاغشیناهم فهم لا یبصرون»؛ (یس/8 9) در آیه تشبیه معقول به محسوس خوبی بکار رفته، یک کسی که غل و زنجیر در گردنش است، دست‌ها و پاهایش با زنجیر بسته شده، این دیگر نمی‌گذارد او حرکت کند. کسی که ماشینش عالی و راننده خوبی هم است و در جاده صافی هم رانندگی می‌کند، ولی اگر در جلو و عقبش دو تا سد و خاکریز باشد، آیا این ماشین می‌تواند حرکت کند؟ یا اگر چشم‌هایش بسته باشد، می‌تواند حرکت کند؟ طبیعی است که نمی‌تواند! قرآن می‌گوید: صفات رذیله چنین است. اگر یک صفت رذیله‌ای، مثل زنجیر روی گردن روح انسان باشد، هرچه پروردگار عالم بخواهد بالایش بکشد، دیگر نمی‌شود؛ آیه دارد: «و لو شئنا لرفعناه بها و لکنّه اخلد الی الارض»؛ (اعراف/176) این صفات رذیله، اشخاص را در زمین میخکوب می‌کند. طلبه باید اول این را رفع کند، اگر خدای ناکرده بخواهی یک صفت رذیله مثل خودمحوری، ریاست‌طلبی و پول‌پرستی را همراهی کنی، آسیب بزرگی می‌بینی که جبرانش راحت نیست.
توسل شیوه بزرگان
شیخ الرئیس عظمت و نبوغش طوری بود که خودش در شفا می‌گوید: در یک علم سه چهار روز که شاگردی می‌کردم، بعد استاد می‌شد شاگردم و من می‌شدم استاد او! این شیخ در جای دیگر شفا می‌گوید که وقتی یک مطلب و شبهه‌ای با مطالعه مکرر حل نمی‌شد، به مسجدی می‌رفتم و به عالم ملکوت متوسل می‌شدم و بدین‌سان شبهه برایم حل می‌شد. مبادا این علم اندوختن، ما را گول بزند و خدای ناکرده، غرور علمی برایمان حادث شود که انسان را بدبخت می‌کند. این علوم، حجت هستند تا خودمان حتماً مقید به ظواهر شرع بشویم و کم‌کم به مقام عنداللهی برسیم که آیه دارد: «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمان ودّا»؛ (مریم/96) پس از آن که در درون‌مان صفایی حاصل شد، با این اصطلاحات علمی، مردم را به سوی بهشت جاودان راهنمایی کنیم. به وسیله رابطه با خدا، بر دل‌های مردم حکومت کنیم و آن‌ها را بسازیم که آیه دارد: «من احیاها فکانما احیا الناس جمیعاً»؛ (مائده/32) خوشا به حال کسی که رفتار و منش او برای اسلام برهان است. خوشا به حال کسی که به واسطه تقوا و تهذیب نفس، به قلوب مردم نزدیک می‌شود و آن‌ها را در مسیر صلاح و رستگاری قرار می‌دهد.
انس با قرآن
یکی از دستورالعمل‌هایی که در سوره مزمل به پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم داده شده این است که می‌فرماید: «و رتل القرآن ترتیلاً»؛ یعنی قرآن را در مقابل حق خیلی مودب بخوان و همین خواندن قرآن که در قالب رتل آمده، از مستحسنات قرآن است، در این آیه استفاده می‌شود که در همان وقت سحر قرآن خوانده شود. آیه دارد: «قم اللیل الا قلیلاً او انقص منه او زد علیه و رتل القرآن ترتیلاً»؛ بسیاری از بزرگان گفته‌اند که در اوقات نماز شب یک مقداری قرآن بخوانید. این آیه که در آخر سوره مزمل آمده، مثلش را در قرآن نداریم؛ می‌فرماید: «علم ان سیکون منکم مرضی و آخرون یضربون فی الارض یبتغون من فضل‌الله و آخرون یقاتلون فی سبیل‌الله فاقراوا ما تیسّر منه»؛ یعنی تا می‌شود قرآن بخوان، گاهی اوقات مریض هستی، همان وقت هم که نمی‌توانی از جا بلند شوی، هر چقدر می‌توانی قرآن بخوان. گاهی در خط مقدم جبهه و مشغول جهاد هستی، همان وقت هم «فاقراوا ما تیسّر منه». انصافاً آیه خیلی تاکید دارد، حالا شما اسمش را وجوب اخلاقی بگذارید.
لزوم تدبر در معنای قرآن
برای ما طلبه‌ها که مروج قرآن هستیم، همین یک آیه بس بود که بگوییم برای ما واجب است که اقلاً یک ختم قرآن در هر ماه داشته باشیم. واجب است بر ما صبح به صبح قرآن بخوانیم، شب به شب قرآن بخوانیم. طلبه‌های مقید وقتی می‌خواهند مطالعه بکنند، اقلاً قبل از مطالعه یک حزب قرآن می‌خوانند و به عبارتی برای مطالعه‌شان از قرآن کمک می‌گیرند. این را شما تجربه کرده‌اید که بعضی اوقات انسان یک ساعت فکر می‌کند، اما به جایی نمی‌رسد پیشرفت نمی‌کند، ولی بعضی اوقات یک ربع مطالعه، کار دو ساعت مطالعه را می‌کند. می‌خواهند به ما بفهمانند که تفهیم و تفهم دست خداست.
چه بکنیم تا تفهیم و تفهم برای ما بابرکت بشود؟ تقاضا دارم به رعایت همین نکات اخلاقی توجه کنید چه بسیار دیده‌ایم که یک عالم حسابی در یک ساعت مطالعه کردن یک جرقه تاریکی برای او پیش آمد و همین، کم‌کم دین او را سوزاند. خدا نکند این جرقه‌های شیطانی در یک لحظه در فکرمان خطور کند. اول یک شبهه می‌شود، بعد کم‌کم شبهه قوی و ناگهان مظنه می‌شود، بعد از جهل مرکب، سر برمی‌آورد و ناگهان متکبر علمی می‌شود و همه کاشته‌ها را ویران می‌کند. این آیه شریفه می‌فرماید: «قم اللیل الا قلیلاً»؛ شب‌زنده‌داری به اندازه ممکن داشته باش و کار مختصر در بیداری شب، خواندن نماز شب است. بعد می‌فرماید: «و رتل القرآن ترتیلاً». این خواندن قرآن را در سحر خدا می‌خواهد چرا؟ چون آن‌وقت قرآن می‌خوانیم خدا با ما حرف می‌زند و این مقام بالایی است؛ اگر چه ما توجه نداریم. خیلی خوب است که از روی قرآن بخوانیم؛ چون کلمات قرآن نور است و ما از این برکت بی‌نصیب نباشیم. اگر هم از حفظ بخوانیم مانعی ندارد. قرآن خواندن برای ما طلبه کم است، باید تفسیر هم بدانیم، باید تدبر در قرآن داشته باشیم. به یک طلبه هر جای از قرآن را بگویند ترجمه کن، باید بتواند درست معنا کند. علاوه بر آن طلبه باید بداند که تفاسیر، چه گفته‌اند. تفسیر المیزان حاصل عمر علامه طباطبایی است و ایشان با یک خلوص خاصی نوشته است. حالا اگر برای طلبه‌ای تفسیر المیزان سنگین باشد، برخی دیگر از تفاسیر که برایش سنگین نیست را بخواند. بالاخره ما طلبه‌ها باید از تفسیر آگاهی داشته باشیم و کم‌کم باید از قرآن برداشت و فهم داشته باشیم.
این قرآن و عترت دو تجلی از تجلیات اعظم خدا هستند، لذا حیات این دو، حیات خداست و لذا اگر به این‌ها بی‌اعتنایی شود، نفرین می‌کند و عمر و زندگی ما بی‌برکت می‌شود! چرا ما طلبه‌ها حافظ قرآن نباشیم؟ نفس حفظ کردن اگر چه خیلی خوب است، ولی این ضبط صوت است و لذا باید این حفظ با معنا، با فهم و برداشت علمی همراه باشد و این لازم و واجب است.
قرآن بی‌اهل‌بیت حجت نیست
یک نکته‌ای را همین‌جا تذکر بدهم و آن این‌که قرآن منهای اهل‌بیت علیهم‌السلام حجت نیست، مثل عام قبل از فحص از خاص است. برای آن‌که خصوصیات قرآن، اهل‌بیت علیهم‌السلام هستند، یعنی آن‌ها هستند که مخصص می‌زنند، آن‌ها هستند که مجمل را تبیین می‌کنند، آن‌ها هستند که مطلق را قید می‌زنند و لذا اگر ما بدون اهل‌بیت علیهم‌السلام به قرآن مراجعه کنیم، مثل کسی است که قبل از فحص عمل به عام بکند و این به قول تمام اصولیون حجت نیست. بنابراین قاعده کلی این است که اگر می‌خواهید قرآن را ترجمه یا تفسیر کنید و یا از آن برداشت علمی داشته باشید، اول به کلمات اهل‌بیت مراجعه کنید و ببینید که آن بزرگواران آیا چیزی در مورد آیه گفته‌اند یا نه؟ اگر آن‌ها کلماتی گفته‌اند، باید اطراف کلمات آن‌ها حرف بزنیم.
کتاب درسی شدن قرآن
ما طلبه‌ها باید در برنامه‌هایمان قرآن را زنده بداریم و این کار باید بشود. ما اگر در برنامه‌های طلبه‌های مبتدی یک درس قرآن هم بگذاریم، آن‌را به عنوان درس جنبی و غیر اصلی نگاه می‌کنیم و این درست نیست و لذا جزء متون شدن قرآن، به نظر من از اوجب واجبات است. همه‌مان باید در این زمینه تلاش کنیم. «کلّکم راع و کلّکم مسئول عن رعیته»؛ در متن حوزه باید قرآن باشد. بلکه مقدم بر همه چیز هم باید باشد.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار