۰۲:۳۳
منبع: همشهری
دسته: فرهنگی-فرهنگی
کد خبر: 12890751
سوته‌دلان
سوته‌دلان
سعید مروتی: میان فیلم‌های زنده‌یاد علی حاتمی که دیروز بیست‌ویکمین سالروز درگذشتش بود، «مادر» جایگاه ویژه‌ای دارد.
به اشتراک بگذارید:
حاتمی پس از پیروزی انقلاب 4 فیلم (حاجی واشنگتن، کمال‌الملک، مادر و دلشدگان) و یک سریال (هزار دستان) را کارگردانی کرد. البته او در دهه 60 «جعفرخان از فرنگ برگشته» را هم ساخت ولی از آنجا که فیلم به مشکل خورد و بخش‌هایی از آن توسط محمد متوسلانی ساخته شد، حاتمی این فیلم را جزو کارنامه خود به حساب نمی‌آورد. او در آخرین روزهای زندگی‌اش مشغول ساخت «جهان پهلوان تختی» بود که اجل مهلت تمام‌کردنش را نداد. بین آثاری که حاتمی پس از پیروزی انقلاب ساخت، فیلم مادر جلوه و درخششی خاص دارد. نزدیک‌ترین فیلم حاتمی به بهترین اثر کارنامه‌اش (سوته‌دلان) که در آن غم غربت و گذشته‌بازی مطلوب فیلمساز، تجلی باورپذیری یافته است. شاید بتوان کمتر کسی را سراغ گرفت که مادر حاتمی را دیده و تحت تاثیر آن قرار نگرفته باشد. حس نیرومندی از عواطف انسانی و تعلق خاطری نوستالژیک در مادر وجود دارد که حاصل تسلط چشمگیر حاتمی بر نوشتن گفت‌وگوهایی بی‌مثال و فضاسازی و توجه به جزئیات است؛ با ظرافت‌هایی که فیلم را به تعبیری شبیه تابلویی مینیاتور کرده است؛ مینیاتوری حاصل ذهن خلاق یک استادکار که خوب می‌داند چگونه به حال‌وهوای شخصیت‌های سوته‌دلش بپردازد که نهایت تاثیر و تاثر عاطفی را در مخاطب برانگیزاند. سکانس برگزیده: غلامرضا (اکبر عبدی) که ناقص عقل و به‌نوعی یادآور کاراکتر مجید در فیلم «سوته‌دلان» (علی حاتمی 1356) است به همراه خواهرش ماه‌منیر (فریماه فرجامی) در سفری ذهنی، ماشین‌سواری می‌کنند. غلامرضا در قالب پدرش فرورفته و رانندگی می‌کند. فصلی فانتزی که حاتمی آن‌را با استفاده از تکنیک پرده آبی کارگردانی‌اش کرده است. در رؤیای مشترک غلامرضا و ماه‌منیر بخشی از گذشته بازآفرینی می‌شود. آنچه بر سر پدر آمده که با وجود گذشت سال‌های طولانی از مرگش، غلامرضا و ماه‌منیر همچنان به یادش هستند. دو شخصیت سوته‌دلان فیلم مادر، با معصومیتی کودکانه، گذشته را مرور می‌کنند. سفری خیال‌انگیز که دیالوگ‌های خوش‌آهنگ حاتمی و موسیقی نوستالژیک بیژن کامکار به آن طعم و حلاوت خاصی داده است. طولی نمی‌کشد که از عالم رؤیا به واقعیت می‌آییم. غلامرضا و ماه‌منیر را نشسته بر تخت می‌بینیم که غرق در رؤیای مشترکشان هستند. دوربین عقب می‌کشد و در قابی ماندگار حالا همه فرزندان مادر را می‌بینیم. جلال‌الدین (امین تارخ) صدایشان می‌زند. غلامرضا ترمز را می‌کشد تا به همراه ماه‌منیر از خیال به واقعیت بازگردد. فصل ماشین‌سواری غلامرضا و ماه‌منیر، خیال‌انگیزترین و سینمایی‌ترین سکانس فیلم مادر است. سکانسی که در آن حاتمی کاملا با کاراکترهای سوته‌دلش همراه می‌شود.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار