۰۵:۵۳
منبع: جهان
دسته: فرهنگی
کد خبر: 12891094
شبه روشنفکران از ایدئولوژی بد می‌گویند اما به شدت ایدئولوژی زده‌اند
شبه روشنفکران از ایدئولوژی بد می‌گویند اما به شدت ایدئولوژی زده‌اند
شاید بیشتر علاقه‌مندان هنر سینما اکبر نبوی را با برنامه نقد سینمایی «برداشت دو» در اوایل دهه 80 به یاد آورند.
به اشتراک بگذارید:
به گزارش جهان نیوز؛ شاید بیشتر علاقه‌مندان هنر سینما اکبر نبوی را با برنامه نقد سینمایی «برداشت دو» در اوایل دهه 80 به یاد آورند. یکی از معروف‌ترین گفت‌وگوهای او با مرحوم رسول ملاقلی‌پور صورت گرفت که بعدها متن مکتوب آن را انتشارات سروش منتشر کرد. اکبر نبوی انسانی بسیار آرام است اما به شدت صریح سخن می‌گوید. سابقه او در نقد فیلم ما را واداشت تا با یکی از مهم‌ترین مسائل در حوزه نقد به سراغ او برویم؛ «سکولاریسم در نقد» . در مرحله اول سؤالمان این است که آیا شما نقد فرم و نقد محتوا را قبول دارید؟ یعنی این تقسیم‌بندی را قبول دارید؟ اگر قبول دارید به کدام یک از آن دو اصالت می‌دهید؟ این سؤال از این جهت پیش آمده که ما مدعیانی را به عنوان لیدرهای جریان نقد از دو طیف این تقسیم‌بندی می‌بینیم. عده‌ای هستند که می‌گویند ما فرم را نقد می‌کنیم و تریبون‌دار هم هستند و کسانی که می‌گویند با محتوا نقد می‌کنند. هر دو طرف هم می‌گویند از این طرف به آن یکی می‌رسند. هر دو یکدیگر را متهم می‌کنند که جهان فکری‌شان کوچک‌تر است. یک طرف می‌گوید اصالت حرفم برایم موضوعیت دارد ولی تو به سینما اصالت داده‌ای … به جهت زنده بودن این بحث به سراغ آن رفته‌ایم و نه صرفاً به علت یک بحث نظری. تقریباً بحث و جدل درباره فرم و محتوا محصول دوران مدرن است. دست‌کم در میان هنرمندان ایرانی قرون گذشته فکر کردن به این موضوع محلی از اعراب نداشته است. مثلاً فرض کنید اگر شما به قرن هشتم برگردید و از جناب حافظ بپرسید که فرم برای تو مهم‌تر است یا محتوا، نگاه عاقل اندر سفیه به شما می‌کند که یعنی چه؟ یا بروید هزارسال پیش و از فردوسی این سؤال را کنید که وقتی داستان رستم و سهراب، رستم و اسفندیار، سیاوش و … را چه در بخش اسطوره‌ای، چه پهلوانی و چه تاریخی می‌نوشت برایش بیشتر فرم مهم بوده یا محتوا، او هم نگاه عاقل اندر سفیه می‌کند. از سعدی هم سؤال کنید همینطور. مولوی تفاوت دارد؛ چون اساساً مولوی محتواگراست. دائماً هم از قالب‌های شعری گلایه می‌کند و می‌گوید دست‌و پایم را بسته‌اند. اصلاً زیبایی‌شناسی برای مولوی از نظر ظاهر بیرونی، واژگان، قواعد عروضی و … اهمیت ندارد. حرف برایش مهم است، اما برای فردوسی، سعدی، حافظ، منوچهری و … محتوای صرف مهم نبوده است. البته همراه با هم می‌جوشد. من خودم شخصاً وقتی بحث بر سر فرم و محتوا می‌شود نگاهم بیشتر روی نوع بیان روایی قرآن است. شما نمی‌توانی بگویی فرم قرآن، محتوای قرآن. در هم تنیده است. منفک نمی‌شود کرد. می‌شود درباره آن حرف زد. مثلاً اعراب دوران جاهلی طبق روایات تاریخی، به دلیل آهنگین بودن و وجه موسیقایی سوره‌ها - به ویژه سوره‌های کوچک که بیشتر آنها هم مکی هستند- و نزدیک بودن قرآن به شعر (چون گل سرسبد هنر آن روزگار شعر بوده است. مسابقات شعر داشته‌اند که به تعبیر امروزی بهترین شعر سال را انتخاب می‌کردند و آن را تا سال بعد در بازار می‌آویختند) جذب آن می‌شدند ولی این به معنای قابل تفکیک بودن به معنای امروزی نیست. سینما به معنای درست کلمه به امر مهندسی خیلی نزدیک است. نمی‌گویم سینما هنری نیست. آثار هنری در سینما بسیار کم است ولی امر مهندسی بسیار است. منظورتان از مهندسی همان صنعت است؟ خیر، اصلاً. ببینید؛ سینما از هنر نمایش استفاده می‌کند، از معماری به مفهوم فضای متعین بهره می‌برد؛ البته منظورم معماری ذهنی و انتزاعی نیست، بلکه به معماری متعین نظر دارم. چون شعر و رمان هم معماری دارند. موسیقی هم معماری دارد اما آیا معماری آن متعین است و شما می‌توانید آن را نشان دهید؟ نمی‌توانید. هر کس خودش به عنوان شنونده موسیقی آن معماری را درمی‌یابد. «دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند/ گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند» هم معماری دارد. چون فضا دارد و مکان دارد، اما آیا این فضا و مکان مادی و متعین است؟ اصلاً اینگونه نیست. «الا یا ایها الساقی …» همه چیز در آن هست؛ موسیقی هست، ضرباهنگ هست و معماری هم هست. در سینما معماری داریم ولی با معماری موسیقی فرق دارد. مثلاً بخشی از این معماری لوکیشن است که فضای متعین است. حتی اگر قرار است در فضای سی‌جی اثر ساخته شود باز هم شما دارید شکلی از ماده را می‌بینید. سینما دارد از موسیقی استفاده می‌کند. حتی از شعر هم استفاده می‌کند؛ به معنی زبان خاص چون فیلمنامه هم نوعی از زبان است. درون فیلمنامه شما انواع زبان‌های روایت خواهید داشت. از همه‌اینها سینما استفاده می‌کند. ما به این مجموعه می‌گوییم فرایند مهندسی در امر تولید فیلم. در این صورت جا دارد که بخواهیم از فرم و محتوا حرف بزنیم. چون سینما از هنر صرف دارد خارج می‌شود. همین که وقتی از یک فردی که در حوزه سینما کار می‌کند - به ویژه کارگردان- سؤال می‌کنی که «الان برنامه‌ات چیست و مشغول چه کاری هستی؟» این مطلب را نشان می‌دهد. آیا شما از یک شاعر می‌توانید این سؤال را بپرسید؟ ولی کارگردان می‌گوید الان مشغول نوشتن یک فیلمنامه هستم، سرمایه‌گذار هم پیدا شده و قرار است سه ماه بعد کلید بزنیم، پیش‌بینی‌مان هم این است که 60 جلسه فیلمبرداری داشته‌باشیم، پس از تولید هم سه ماه طول می‌کشد و … آیا از یک شاعر می‌توانید این سؤال را بپرسید؟ از یک ناظم می‌توانید این سؤال را بپرسید؟ چون او فقط مهندسی کلمات را انجام می‌دهد. لذا در شعر یک ناظم حکمت و اشراق و شهود وجود ندارد، اما در شعر حافظ-که شعر است و نه نظم-نمی‌توانید از حافظ بپرسید که برنامه‌ات چیست و توقع هم داشته باشید که او مثلاً بگوید دارم روی یک غزل کار می‌کنم و ان‌شاءالله هفته آینده آماده می‌شود. اصلاً دست او نیست. حوزه موسیقی هم همینطور است. البته بعضاً در کنار یک کار مهندسی آنات و لحظه‌های هنری و شهودی هم وجود دارد. نقد محتوا را اصیل می‌دانید؟ خیر. اگر بخواهم نقد بنویسم اول بستگی دارد که فیلم به من یک حالی بدهد یا ندهد. این حال الزاماً یک حال خوش نیست البته که هنر باید ایجاد انبساط کند. حتی اگر من را دچار قبض هم می‌کند قبضی باشد که بعد از آن فرجی باشد. یعنی فرج بعد از شدتی باشد. یعنی در من یک اتفاق ایجاد کند! این اتفاق می‌تواند نوعی از فروبستگی باشد که قرار است بعداً به گشایش تبدیل شود یا اینکه از همان اول گشایش را ایجاد کند. اگر این ارتباط را با من برقرار کند تازه من ترغیب می‌شوم که درباره آن بنویسم. در این صورت برای من فرم -که من آن را تجلی شخصیت اثر می‌دانم و نه همچون تعاریف رایج که فرم را صرفاً ریخت و ظاهر می‌دانند- اهمیت دارد. ما همین الان که با هم صحبت می‌کنیم ادبیات ما، نوع استفاده از واژگان، تن صدای ما، نوع حسی که به صدا می‌دهیم و … اینها فرم است. اینها دارد شخصیت فکری و انسانی من را در نوع بیان تجلی می‌دهد. اگر من از واژگان شلخته، بی‌در و پیکر و بی‌ربط استفاده کنم نشان می‌دهد اساساً ذهن آشفته‌ای دارم. پس این درهم تنیده بودن فرم و محتوا چه می‌شود؟ حتماً درست است. حتماً فرم و محتوا در هم تنیده هستند و با هم می‌آیند. ما می‌توانیم محتوا را نقد کنیم و فرم را هم نقد کنیم، اما به نظر اصلاً تقدم و تأخری ندارند؛ برخلاف بعضی که می‌گویند محتوا از پس فرم می‌آید. این حرف بسیار غلط است و البته برخاسته از نگرش‌های ماتریالیسم تاریخی است. نوعی نگرش مارکسیستی است. برخی می‌گویند فرم مرکب محتواست. من از حرف شما این برداشت را می‌کنم که به این هم اعتقادی ندارید. خیر. چه مرکبی؟ مرکب مضمون. با فرض اینکه کسانی که این حرف را می‌زنند درست می‌گویند، این مرکب چیست؟ قرار است مانند ماشین باشد یا هواپیما؟ همان اجزایی که گفتیم مثل موسیقی، دوربین، لحن و… دوربین که وسیله‌ای است برای تجلی فرم و محتوا. خودش یک ابزار است. نوع کاری که من با دوربین انجام می‌دهم مهم است. مثلاً نوع فضاسازی که بخشی از این فضاسازی ربطی به دوربین ندارد. مثل نور، اجزای صحنه، معماری نور صحنه، لباس و حرکات بازیگر و … دوربین اینها را ضبط می‌کند، اما نگاهی که پشت دوربین قرار دارد، شهودی که فیلمبردار به آن دست می‌یابد، جوششی که در او اتفاق می‌افتد و …همه اینها، چیزی فراتر از ابزار می‌شود و می‌تواند در شخصیت بخشیدن به فرم اثر سینمایی نقشی بسیار مهم داشته باشد. فضای امروز منتقدان را چگونه می‌بینید؟ منتقدان کشور در خلأ که نقد نمی‌کنند. چون باید اثری و هنری و سینمایی باشد تا منتقدان درباره‌آن بنویسند. منتقد هنری و ادبی جزو مجموعه‌گروه‌های انسانی است که وصل است به یک اتفاق و اگر آن اتفاق رخ ندهد نمی‌تواند نقدی انجام دهد. نقد او محصول یک اثر هنری است. هنرمند خالق است و منتقد کاشف. اثر هنری باید باشد که او حالا شروع کند به کشف کردن جهان هنری آن و موضوعات مربوط به آن. به همین دلیل تمام منتقدان در تمام دنیا متعهد هستند. حتی اگر فریاد بزنند که ما تعهد نداریم. چون خیلی‌ها تعهد را نوعی از ایدئولوژی‌زدگی می‌دانند (البته در برخی جاها هم درست است. ) ایدئولوژی عمدتاً به طایفه‌روشنفکری و شبه‌روشنفکری بیشتر برمی‌گردد. آنها به شدت ایدئولوژی‌زده هستند. به‌رغم اینکه از ایدئولوژی بد می‌گویند به شدت ایدئولوژی‌زده هستند. البته از میان مسلمانان هم آنهایی که دین را مساوی ایدئولوژی گرفته‌اند، ایدئولوژیک عمل می‌کنند. منبع: روزنامه جوان
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار