۰۹:۲۹
منبع: همشهری
دسته: فرهنگی-فرهنگی
کد خبر: 12909174
نشان اژدها
نشان اژدها
همشهری آنلاین: با حرکت به سوی غرب و عبور از میان کوه‌ها و دشت‌هایی با لایه‌های سنگی رنگارنگ و در کوه اژدها، نوارهای رنگی تحت فشارهای زیاد ارتفاع یافته و چنان درهم پیچیده شده‌اند که نقش اژدهایی را در کوه مجسم کرده‌اند
به اشتراک بگذارید:
«رستم همراه رخش در دشتی مشغول استراحت بود، غافل از این‌که در نزدیکی، اژدهایی منزل گزیده است. وقتی اژدها به لانه خود بازگشت، رستم را در خواب و رخش را مشغول چرا دید. از وجود آن‌ها خشمگین شد و حمله کرد. رخش، رستم را از وجود اژدها آگاه کرد. رستم و رخش با او جنگیدند و در نبردی سخت و با کمک هم، او را شکست دادند. رستم، خدا را سپاس گفت و سر و تن در آب شست.» در گرمسار، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها ادامه این داستان از شاهنامه فردوسی را این‌گونه روایت می‌کنند که رستم تن بی‌جان اژدها را چنان به سوی کوه پرتاب کرد که تا ابد بر پیکره کوه گره خورده است و عبرت دشمنانش می‌شود. این چنین است که ما هم امروزه می‌توانیم نقش اژدهای به خود پیچیده را بر پیکره کوه ببینیم. می‌دانیم که اژدها برای قصه‌هاست، اما این کوه چرا چنین نقشی بر تن خود دارد؟ 10 میلیون سال پیش، در گستره ایران مرکزی، جای این کوه، دریای وسیع و کم‌عمقی قرار داشت. در کف این دریا، همانند همه گستره‌های آبی، ذرات و رسوباتی که همراه با آب آورده می‌شدند، کم‌کم در حال ته‌نشست بودند تا سنگ‌های رسوبی آینده این منطقه را شکل دهند. در این منطقه گرمسیری، دریای کم عمق در حال خشک شدن و ناپدید شدن برای همیشه بود تا جای خود را به کویرهای مرکزی ایران زمین بدهد. در حاشیه این دریا، همگام با ته‌نشست رسوبات، هرگاه که ذرات آهن‌دار هم وارد دریا می‌شد، در مجاورت هوا اکسید شده و رسوبات را به رنگ‌های قرمز تا قهوه‌ای خوش‌رنگی در می‌آورد. گاهی هم قطعات آورده شده رسوبی درشت‌تر بودند و همچنان که روی ذرات قرمز رنگ می‌نشستند، ذرات کوچک‌تر همچون سیمانی میان آن‌ها را پر می‌کرد. گاهی نیز نوبت دانه‌های ریزتر بود که به تنهایی روی رسوبات بنشینند و این توالی به نوبت ادامه داشت. چند میلیون سال بدین‌سان گذشت تا همزمان با خشک شدن دریا، حجم زیادی از رسوبات روی هم انباشته شدند. حجم رسوبات ته‌نشین شده بسیار زیاد بود به طوری که ضخامت آن‌ها گاه به هزاران متر می‌رسید. وزن این رسوبات آن‌چنان روی هم سنگینی می‌کرد که باعث شد هر چه از آب دریا در میان دانه‌ها به جا مانده بود، فراری دهد. دانه‌ها زیر این فشار زیاد، چنان به هم فشرده شدند که یکپارچه و سخت، سنگ‌های رسوبی را شکل دادند. بدین ترتیب پس از خشک شدن دریا، لایه‌هایی از ماسه‌سنگ‌های قرمز و قهوه‌ای، سنگ‌های کنگلومرا با قطعات درشت سنگی در میان سیمان طبیعی و نیز شیل‌های دانه ریز کرم رنگ که به توالی روی هم ردیف شده‌اند، سطح زمین را پوشانده‌اند. ماجرا به این‌جا ختم نمی‌شود. ردپای فشارهای پوسته زمین را هم در این ماجرا به خوبی می‌توان دید. فشارها گاه چنان زیاد شده‌اند که سنگ‌های سخت را هم به ستوه آورده و پیچ‌وتاب داده‌اند، گاهی نیز چنان به هم فشرده‌اند که سنگ‌ها بالا رانده شده و ارتفاع گرفته‌اند. بدین ترتیب است که کوه‌ها و تپه‌هایی از جنس سنگ‌های رسوبی در حاشیه کویر مرکزی ایران دیده می‌شوند. آنچه ما اکنون در تپه‌ها و کوه‌های اطراف ایران مرکزی به ویژه در دامنه‌های جنوبی البرز مرکزی و نیز در مسیر تهران به قم از لایه‌های سنگی رنگارنگ می‌بینیم، نتیجه سنگ‌زایی همان رسوبات دریای کم عمق هستند. این سنگ‌ها در ابتدا همانند نوارهای رنگی روی هم قرار گرفته بودند، اما فشارهای پوسته زمین این نوارهای رنگی را چین داده و بر دامن کوه‌ها و تپه‌ها دوخته است. در لبه شمالی ایران مرکزی و در حوالی گرمسار نیز داستان بر همین قرار است. با حرکت به سوی غرب و عبور از میان کوه‌ها و دشت‌هایی با لایه‌های سنگی رنگارنگ و در کوه اژدها، نوارهای رنگی تحت فشارهای زیاد ارتفاع یافته و چنان درهم پیچیده شده‌اند که نقش اژدهایی را در کوه مجسم کرده‌انداین همان اژدهایی است که بر اساس باورهای محلی، شاهدی از دلیری‌های رستم، جهان پهلوان ایران زمین استمنبع: همشهریسرزمین من
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار