۰۱:۱۴
دسته:
کد خبر: 14422248
شلیک به پژمان جمشیدی
شلیک به پژمان جمشیدی
به اشتراک بگذارید:
 1- یک‌بار صحنه را با هم ببینیم. هیات داوران جشنواره فجر آن بالا نشسته‌اند و اسامی نامزدهای بخش‌های مختلف سیمرغ را اعلام می‌کنند. محمدرضا فروتن، اسامی کاندیداهای نقش مکمل مردجشنواره فیلم فجر را می‌خواند: پژمان جمشیدی برای فیلمِ … نام فیلم دیگر شنیده نمی‌شود، خنده حاضران بلندتر از صدای فروتن در سالن می‌پیچد؛ خنده‌هایی تحقیرآمیز. لابد آنها که خندیدند هنوز اسیرِ منطقِ گذشته مانده‌اند و پژمان جمشیدی را فوتبالیستی پا به‌توپ در زمین فوتبال می‌دیدند که خندیدند. اگر چنین بود و او هنوز هم فوتبالیستی بود که بازی خوبی در یک فیلم سینمایی کرده بود چرا حقش نباید جایزه باشد و تقدیر؟ به پژمان جمشیدی خندیدیم با این استدلال که جایزه حق دیگران است؟ به فردی خندیدیم که «جرات تغییر» داشت؛ در روزمرّگی نماند و عرصه تازه‌ای را تجربه کرد؟ واکنش‌ها به «خنده حضار» در مراسم اعلام اسامی نامزدهای جایزه جشنواره فجر گوناگون بود. خیلی‌ها نکوهش کردند، برخی آن را نشانه اعتراض به انتخاب داوران جشنواره خواندند و بعضی هم آن خنده را شأن پژمان جمشیدی دانستند. فارغ از هر نگاهی که به آن خنده جمعی می‌شود داشت نمی‌توان چشم پوشید بر طعمِ تلخِ آن خنده؛ طعمِ تمسخر و تحقیر. «ما» به عنوان مجموعه‌هایی که فرهنگ ایرانی را می‌سازیم اتفاقا خوب نقاط ضعفِ همدیگر را می‌شناسیم و زبان مقابله با هم را بلدیم. فارغ از اینکه برای زیستن زیرِ چترِ یک فرهنگ کاربرد و آموختنِ زبانِ همدلی و زبان نقد اثرگذارتر از زبانِ تقابل و تحقیر است. چه شخص پژمان جمشیدی را شایسته جایزه جشنواره فجر ندانیم و چه به انتخاب هیات داوران نقد داشته باشیم، راهش، راه نقدش خندیدن به یک فرد نیست؛ فردی که به‌واسطه فوتبالیست بودن و بازیگر بودنش حالا یک مرجع اجتماعی است و یک فردِ عادی هم نیست. 2- صلاحیت پژمان جمشیدی‌ها اینجا محل بحث نیست. صحبت از انگشت‌نما کردن آدم‌ها است. هر انتخاب، هر ساخته و هر حرکتی قابل نقد است. معضلات و مشکلات هم که کم نیستند اما کاش انتظارات ما واقعی باشد. عادت کرده‌ایم به‌جای نقد به سیستم، نقد به شخص داشته باشیم و تمام! به‌جای پرداختن به علت، همیشه معلول را زیرسوال بردیم. راه‌حل نداشتیم و به جای آن صورت مساله را پاک کردیم. مواجهه با پژمان جمشیدی یک الگو برای سنجش است؛ سنجش اینکه با این خنده‌ها چقدر می‌شود جرات و اعتمادبه‌نفس «تجربه تازه» را از دیگران بگیریم و انگیزهِ تلاش، همت، ممارست، تمرین و صبر را از دیگران سلب کنیم. 3- ما ملتی هستیم با ادعای توسعه و پیشرفت اما درون‌مان هنوز آماده پذیرش اولویت‌های توسعه نیست. نمی‌شود پیشرفت خواست اما سیستم نداشت، چارچوب نداشت، نظم نداشت و منطق نداشت. این خنده‌های تحقیرآمیز، این انگشت‌نما کردن افراد، این قضاوت‌ها و تمسخرها به‌کارِ ساختنِ سیستمِ توسعه نمی‌آید. با این خنده‌ها، استعدادها و خلاقیت‌های موجود را نابود می‌کنیم به جای ساختن استعدادهای تازه. 4- اما واکنش نسل جدیدی که در اینستاگرام، توییتر و فیس‌بوک شکل گرفته را هم ببینیم؛ نسلی که دشمن خنده‌ها می‌شود. آنها حاضر نیستند بپذیرند که استانداردهای تعریف‌شده، قاب‌شده و «همینی که هست»‌های حضار را بپذیرند و بی‌تفاوت باشند. اعتراض می‌کنند و اتفاقا در موضع برتر قرار می‌گیرند. همین می‌تواند آغاز پیشرفت باشد.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار