۲۳:۵۶
دسته:
کد خبر: 14447051
تعصب روی مصرف کالاهای ایرانی باعث بهبود وضع کارگران می‌شود
تعصب روی مصرف کالاهای ایرانی باعث بهبود وضع کارگران می‌شود
تعصب روی مصرف کالاهای ایرانی باعث بهبود وضع کارگران می‌شود
به اشتراک بگذارید:
وضعیت معیشتی کارگران و قدرت خرید آنها نه‌تنها در شرایط مناسبی قرار ندارد، بلکه چراغ قرمز هشدار برای وضعیت معیشتی آنها مدت‌ها است که روشن شده و به صدا درآمده است. این گزاره را می‌توان تقریبا سخن تمام فعالان اقتصادی و البته فعالان کارگری دانست. عمده این کارشناسان معتقدند با تداوم این روند دیگر پرداخت یارانه‌ها هم نمی‌تواند این قشر از جامعه را از سقوط به زیرخط فقر نجات دهد؛ موضوعی که نیازمند فعالیت بیشتر سازمان‌ها و نهادهای کارگری و حامیان و مدافعان حقوق این اقشار هستند تا بتوانند پیگیر مطالبات کارگران باشند. در همین رابطه «فرهیختگان» در گفت‌وگویی با حمید حاج‌اسماعیلی، کارشناس حوزه کار به گفت‌وگو پرداخته است. حاج‌اسماعیلی معتقد است: «قدرت خرید کارگران طی دو تا سه دهه گذشته روندی کاهشی داشته که دلایل آن هم شرایط خاص اقتصادی است که در کشور حاکم بوده، به‌طوری‌که رفته‌رفته شاهد این بودیم که نه‌تنها قدرت خرید این قشر از جامعه کاهش پیدا کرده، بلکه به سمت فقیر شدن حرکت کرده‌اند، به‌طوری که برآورد می‌شود کارگران در ایران در حال حاضر یک‌سوم دستمزد واقعی خود را دریافت می‌کنند» . متن کامل این گفت‌وگو در ذیل می‌آید. به اذعان رئیس اتحادیه کارگران قراردادی، دستمزد کارگران بیش از 10 روز جواب مخارج آنها را نمی‌دهد و این نشان‌دهنده پایین آمدن قدرت خرید جامعه کارگری است، در این میان برخی کارشناسان نیز معتقدند پرداخت یارانه‌ها موجب افزایش قدرت خرید این قشر از جامعه نشده و حتی بخشی از آنها به زیرخط فقر سقوط کرده‌اند، نظر شما درباره این دست تحلیل‌ها چیست؟ اول اینکه ما در قانون «اتحادیه کارگران قراردادی» نداریم و اینها عناوین من‌درآوردی است. طبق قانون کار تشکل‌های کارگری شامل شوراهای اسلامی کار، انجمن‌های صنفی کارگری و نماینده کارگری است، بنابراین مجموعه‌ای به نام اتحادیه کارگری در ایران وجود خارجی ندارد. اما به‌طورکلی واقعیت این است که قدرت خرید کارگران طی دو تا سه دهه گذشته روندی کاهشی داشته که دلایل آن را نیز می‌توان شرایط خاص اقتصادی حاکم بر کشور، همچنین عدم توجه جدی به نیروی کار دانست. به دلیل اینکه دولت اعتنای جدی به نیروی کار به‌عنوان سرمایه کشور ندارد و دستمزد کارگران به صورت واقعی تعیین نشده است، رفته‌رفته شاهد این بودیم که نه‌تنها قدرت خرید این قشر از جامعه کاهش پیدا کرده، بلکه این افراد به سمت فقیر شدن حرکت کرده‌اند، به‌طوری که برآورد می‌شود کارگران در ایران یک‌سوم دستمزد واقعی خود را دریافت می‌کنند و البته این در قیاس با حقوقی است که کارمندان دولت براساس آنچه رئیس سازمان امور اداری و استخدامی ظرف یک ماه گذشته اعلام کرده است، به‌طوری که متوسط دستمزد کارمندان در کشور دو میلیون و 900 هزار تومان است، در صورتی که متوسط دستمزد کارگران در کشور یک میلیون و 100 هزار تومان است و این نشان می‌دهد در عین حال که هم کارگران و هم کارمندان از حقوق مکفی در ایران برخوردار نیستند و مزایای آنها کفاف مشکلات و نیازهای زندگی‌شان را نمی‌دهد، یک تفاوت بسیار جدی بین حقوق کارمندان و کارگران در کشور وجود دارد و این یک عامل اساسی است که ما می‌توانیم آن را به‌عنوان یک شاخص درنظر بگیریم. به هر حال باتوجه به شرایط کار مشابه کارگران در کشور، آنها دستمزدی به مراتب کمتر از کارمندان و کمتر از دستمزد واقعی خود دریافت می‌کنند، بنابراین به صورت طبیعی باید بپذیریم که دستمزد کارگران تنها می‌تواند نیازهای چند روز در ماه این قشر را برطرف کند. همان‌طور که می‌دانید، معمولا کارشناسان دولت و کارفرمایان را به مساعدت بیشتر دعوت می‌کنند تا قدرت خرید جامعه کارگری افزایش یابد. به اعتقاد شما مهم‌ترین کاری که دولت می‌تواند برای کارگران انجام دهد، چیست؟ دولت دو نقش را باید برای کارگران ایفا کند؛ یکی نقش کارفرمایی است، چون به هر حال اقتصاد ما یک اقتصاد دولتی است و خیلی از کارخانه‌های بزرگی که در کشور به صورت قانون کار اداره می‌شود، وابسته به دولت است. بنابراین یکی وظیفه کارفرمایی است که باید کمک کند تا دستمزد کارگران ارتقا پیدا کند. وظیفه دوم دولت که بسیار مهم‌تر از وظیفه اول محسوب می‌شود، وظیفه حاکمیتی دولت است که براساس قانون اساسی به دولت تکلیف شده تا از نیروی کار در کشور دفاع کند. این قسمت باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد، براین اساس ما انتظار داریم دولت از کارگران حمایت کرده و حقوق آنها را افزایش دهد. در عین حال در مواقعی که بازار کار با بحران مواجه شده و دستمزدها پایین می‌آید و بیکاری اتفاق می‌افتد، این وظیفه حاکمیتی دولت است که باید به خوبی عمل کند و در عین حال که تلاش می‌کند دستمزد خودش را درست به کارگران پرداخت کند، باید در تعیین دستمزد کارگرها باتوجه به شرایط اقتصادی کشور درست عمل کند و حمایت‌های جانبی را در قالب یارانه از کارگران انجام دهد که پیشنهاد ما این است که دولت در چندین نوبت در طول سال به کارگران سبد کالا پرداخت کند. این کاری است که به‌رغم شعارهای دولت، هرگز عملیاتی نشده، بنابراین یکی از وظایف دولت این است که در کنار دستمزد آنها، سوبسید کالاهای اساسی یا بن کالا به آنها پرداخت کند، چراکه این امر می‌تواند کمک بسیاری به کارگران و خانواده‌هایشان باشد. از سوی دیگر چون بخش زیادی از کارگران معمولا مستاجر یا به تعبیر دیگر اجاره‌نشین هستند و جای مناسبی برای سکونت ندارند، باید تسهیلاتی را در قالب ودیعه اجاره مسکن از طریق بانک مسکن یا سایر بانک‌ها برای این این قشر از افراد جامعه در نظر گرفت، که البته این تسهیلات باید با نرخ پایین باشد. این مساله می‌تواند کمک مناسبی به کارگران باشد، زیرا بخش زیادی از دستمزد این بخش از افراد جامعه صرف مسائل اساسی مثل معیشت و اجاره مسکن آنها می‌شود. در واقع اجاره مسکن شاید نزدیک به یک‌سوم از دستمزد آنها را به خود اختصاص می‌دهد. در کنار این مسائل بخش زیادی از دستمزد کارگران صرف هزینه‌های بهداشتی می‌شود که دولت برای این مساله هم باید بسترسازی لازم را انجام دهد تا امکانات و دسترسی کارگران به لوازم و امکانات بهداشتی آسان‌تر، ارزان‌تر و راحت‌تر باشد. در حال حاضر وضعیت رسیدگی به نیروی کار در سایر نقاط جهان به‌ویژه کشورهای توسعه‌یافته، در مقایسه با وضعیت موجود در ایران به چه صورت است؟ یکی از عوامل اساسی در این زمینه، شرایط اقتصادی است. در کشورهای توسعه‌یافته که وضعیت کارگران نسبت به کشور ما بهتر است، اولین عامل این موضوع این است که شرایط اقتصادی در این کشورها از ثبات بیشتری برخوردار بوده و دارای رونق است. به هر حال در این شرایط کارگرها به راحتی شغل پیدا کرده و حتی می‌توانند دستمزد مکفی و مورد تقاضای خود را دریافت کنند، لذا این اولین عاملی است که دولت باید آن را حل کند، یعنی ساختار اقتصادی بیمارگونه در ایران را برطرف کرده و رونق اقتصادی ایجاد کند. دومین موضوع نقشی است که تشکل‌های کارگری دارند. سازمان‌های کارگری بعد از دولت باید وظایف اساسی را برای پیگیری مطالبات هم صنفی‌های خود داشته باشند و بتوانند به درستی از حق و حقوق کارگران دفاع کنند، به‌طوری‌که سازمان‌های کارگری نقش بسیار زیادی در پیگیری مطالبات و ارتقای وضعیت کارگران در هر کشوری دارند. اما متاسفانه سازمان‌های کارگری در کشور ما استاندارد نبوده و فراگیری لازم را ندارند، به‌طوری‌که با رای و نظر کارگران شکل نگرفته‌اند. به هر حال من فکر می‌کنم نمایندگان کارگری توانایی لازم را برای پیگیری مطالبات این قشر ندارند، چون افرادی هستند که به گروه‌ها و جریانات سیاسی وابسته بوده و نمی‌توانند به درستی و به‌صورت مستقل از حقوق کارگران دفاع کنند، بنابراین اگر سازمان‌های کارگری مستقل، صنفی و دموکراتیک باشند و توانایی لازم را برای پیگیری مطالبات کارگران داشته باشند، بخشی از مشکلات کارگران از طریق سازمان‌های کارگری حل‌وفصل می‌شود. به هرحال همان‌طور که شما نیز به آن اشاره داشتید، در طول سه دهه اخیر هیچ کدام از دولت‌ها و وزرای کار ما نتوانسته‌اند طرحی کارآمد یا اقدامی قابل‌توجه برای بهبود معیشت کارگران یا ارتقای دستمزد آنها ارائه داده یا انجام دهند. به نظر شما چرا این اتفاق نیفتاده است؟ آیا دولت‌ها دغدغه‌ای برای رسیدگی به این امور ندارند یا موضوع چیز دیگری است؟ در حال حاضر که این‌طور نیست و دولت کاملا واقف است که نگرانی بسیار جدی برای تامین نیازهای زندگی کارگران در کشور ایجاد شده و حتی این دغدغه و نگرانی برای آینده آنها نیز وجود دارد. چون نزدیک به نیمی از جمعیت کشور وابستگان مشمولان قانون کار و وابستگان کارگری هستند، بنابراین مدت‌هاست که زنگ خطر این مساله در کشور به صدا درآمده است. اما اینکه چرا دولت‌ها نتوانسته‌اند طرحی کارآمد ارائه کنند، دلیلش این است که کمتر کارگران را باور کرده‌اند و باور جدی به کارگران از طرف دولت‌ها وجود ندارد و این یک ضعف جدی است. اگر نیروی انسانی کشور را باور داشته باشند، حتما برای آن سیاستگذاری منطقی‌تر و کارشناسی‌تر را انجام می‌دهند و توجه و اعتنای جدی به نیروی کار می‌کنند. من فکر می‌کنم یکی از علت‌های اساسی این موضوع، غفلتی است که نسبت به نیروی کار از سوی دولت در کشور وجود دارد. به هر حال براساس یک اصل ثابت شده و عقلانی اگر قدرت خرید کارگران و به تبع آن رفاه آنها پایین باشد، به همان نسبت بهره‌وری این افراد در محیط کار پایین می‌آید، بنابراین کارفرمایان باید در حقوق و مزایایی که در نظر می‌گیرند، به این مساله توجه کنند. به نظرتان می‌توان گفت کاهش بهره‌وری در اقتصاد ایران باعث کاهش رشد اقتصادی می‌شود؟ به هر حال ما باید نمودار رشد بهره‌وری را از مرکز ملی بهره‌وری دریافت کنیم. بهره‌وری ما هم در موضوع سرمایه و هم نیروی کار عدد و رقم پایینی است؛ یعنی ما هم در بخش سرمایه و هم در بحث نیروی کار بهره‌وری پایینی داریم، اما برای این موضوع دلایل متعددی در کشور وجود دارد. یکی از دلایل اصلی این مساله این است که اقتصاد ما، یک اقتصاد دولتی است و تجربه در دنیا نشان داده که در اقتصادهای دولتی ما شاهد بهره‌وری لازم نیستیم، بنابراین اگر در اقتصاد مالکیت خصوصی نفوذ و گستره لازم را داشته باشد، قطعا این یک عامل اساسی برای افزایش بهره‌وری است. ضمن اینکه ما باید فرهنگ کار در ایران را ارتقا دهیم. متاسفانه فرهنگ کار در کشور ما ضعیف است، اگر این فرهنگ تقویت شود، مطمئن باشید در کنار شکل‌گیری بخش خصوصی که سهم بسزایی در افزایش بهره‌وری دارد، فرهنگ کار می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد. در این زمینه نیز آموزش یکی از جدی‌ترین شاخص‌هایی است که نقش بسیار جدی در این موضوع دارد. آموزش مداوم و مستمر برای کارگران و نیروی کار بسیار نقش‌آفرین است. در کنار اینها باید عوامل بسیار زیاد دیگری را برشماریم که می‌توان به مهارت نیروی کار و تامین شرایط فعالیت کارگاه‌ها براساس بازار کار و نیازها اشاره کرد. ضمن اینکه مواردی چون قدرت رقابت‌پذیری هم می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد. از سوی دیگر رعایت استانداردها و توجه به مشوق‌های فنی و کارشناسی که به هر حال دولت در نظر گرفته و ارائه می‌کند، می‌تواند در این زمینه نقش داشته باشد. در عین حال که استفاده از دانش و تکنولوژی روز هم دارای اهمیت است. اگر همه اینها در کنارهم تقویت شود، شما مطمئن باشید بهره‌وری در کشور هم در بخش سرمایه و هم در بخش نیروی انسانی افزایش پیدا می‌کند. گفته می‌شود کسانی که محصولات و تولیدات داخلی را مصرف می‌کنند، عمدتا از قشر حداقل‌بگیر و کارگری جامعه هستند که دریافتی کمی دارند. این عده توان خرید کالاهای خارجی را ندارند و با احتساب خانواده‌هایشان 43 میلیون نفر را تشکیل می‌دهند. طبیعتا اگر این جمعیت قدرت خرید مناسبی داشته باشند، تولید داخلی را خریداری و به رونق اقتصاد کشور کمک می‌کنند. ارزیابی شما از این مساله چیست؟ این موضوع را باید دوطرفه مدنظر قرار داد؛ اینکه ما بخواهیم مردم کشور و کارگرها حتما از محصولات داخلی استفاده کنند، این در نگاه اول شاید چندان معقول و منطقی نباشد. ما در کنار اینکه مردم را به استفاده از محصولات داخلی تشویق می‌کنیم، باید قیمت تمام‌شده این محصولات و کیفیت آنها را نیز مدنظر قرار دهیم. اگر این عوامل یعنی انگیزه و تعصب برای خرید کالاهای داخلی نسبت به کالاهای خارجی در کشور تقویت شود و قیمت تمام‌شده آنها و کیفیت‌شان هم منطقی باشد، شما مطمئن باشید بازار کالاهای داخلی هم در عرصه خدمات و هم تولیدات مختلف می‌تواند توسعه پیدا کرده و مردم‌انگیزه لازم را برای خرید کالاهای داخلی در کشور پیدا کنند.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار