۰۱:۱۴
دسته:
کد خبر: 14447848
مواجهه با فساد اقتصادی
مواجهه با فساد اقتصادی
به اشتراک بگذارید:
اینکه زنان به عنوان متهم ردیف اول فساد اقتصادی در سطوح کلان معرفی شوند، پدیده نادر اما محتملی است که این روزها ذهن برخی فعالان حقوق زنان را معطوف به وجوه مثبت و منفی خود کرده است. سوال اصلی اینجاست که تجربه و عملکرد زنان در بسترهای وقوع فساد اقتصادی، به ویژه آنجا که پای برخی تصرفات زنان در جایگاه‌ها و مشاغل مدیریتی و حاکمیتی به میان آید، چگونه است؟ شاید بتوان نرخ اندک فساد در تجربه مدیریتی زنان در ساختار سیاسی و اقتصادی کشور در دهه‌های اخیر را با این گزاره توجیه کرد که اساسا اکثریت جامعه زنان محروم از امکان تصدی بسیاری از مشاغل ممکن‌الفساد هستند! اما در کنار این گزاره می‌توان به نتایج برخی پژوهش‌های اجتماعی جدید نیز استناد کرد که جملگی با جنسیتی خواندن فساد اقتصادی، تاکید دارند که اعضای جامعه زنان از بعد انقلاب تا به اکنون، به مراتب عملکرد شفاف‌تری در حوزه تصدی مناصب مدیریت اقتصادی کلان جامعه نسبت به مردان از خود بروز داده‌اند. تجربیات بین‌المللی نیز در بسیاری از جوامع پیشرفته و حتی برخی کشورهای درحال‌توسعه بر این مدعا صحه می‌گذارد که زنان معمولا بیش از مردان نسبت به مقوله فساد از خود حساسیت نشان می‌دهند. در این زمینه هرچند نمی‌توان با قطعیت سخن گفت اما حداقل برخی یافته‌های تحقیقات علمی در ایران به خوبی توضیح می‌دهند که درصد قابل تاملی از زنان (صاحب منصب) در کشور، نسبت به ضرورت مبارزه با فساد اقتصادی جدیت بیشتری در مقایسه با مردان از خود نشان داده‌اند. با وجود این، اما همچنان نمی‌توان با قطعیت علمی، فساد اقتصادی را با تاکید بر نظریات تقسیم‌بندی جنسیتی، معضلی صرفا مردانه به شمار آورد. هستند زنانی که شاید حتی در مواردی، فساد بزرگی را در بخش خصوصی به نام خود ثبت کرده باشند اما این حداقل تا به امروز در بخش دولتی موضوعی نادر به شمار می‌رود چراکه با یک بررسی اجمالی در پرونده‌های فساد کلان اقتصادی می‌توان عملکرد مطلوب‌تر زنان نسبت به مردان را در زمینه شفافیت و سلامت مالی در عرصه‌های شغلی فسادزا به وضوح مشاهده کرد. اما این سوال همچنان وجود دارد که از لحاظ علمی چگونه می‌توان این گزاره را که زنان در موقعیت‌های شغلی کلان، عملکرد بهتری در زمینه جلوگیری از وقوع فساد نسبت به مردان دارند، توضیح داد؟ در این رابطه خلأ علمی و فقدان یافته‌های معتبر پژوهشی در کشور که بتواند به تولید نظریات متقن و قابل استناد و معتبر بینجامد، کار را به میزان زیادی مشکل کرده است. از این رو ناگزیر باید به نتایج برخی پژوهش‌های علمی صورت گرفته در این خصوص در جوامع مشابه با جامعه خودمان توجه کرد. هرچند به لحاظ ایدئولوژیک و بسیاری از مختصات اجتماعی، ملاحظات سیاسی و آموزش‌های فرهنگی، نمی‌توان تشابه زیادی میان جامعه زنان ایرانی و همتایان شغلی و اجتماعی ایشان در کشورهایی مانند ترکیه و پاکستان قائل شد اما شاید بتوان با تاکید بر تعدادی از خصوصیات مشترک فرهنگی زنان در خاورمیانه …نتایج مطالعات علمی در کشورهای همسایه را تاحدودی به جامعه زنان داخل تسری داد. در این رابطه بیان پاره‌ای از یافته‌های علمی موجود که تعدادی از آن در داخل انجام پذیرفته است، در پیشبرد بحث خالی از فایده نخواهد بود. به طور مثال نتایج پژوهش‌های اجتماعی نشان می‌دهد که زنان ذیل علل کلانی همچون پایبندی دینی، الزامات اخلاقی- خانوادگی و همچنین تعهدات شغلی، عملکرد سالم‌تری نسبت به مردان در حیطه‌های شغلی مفسده‌انگیز دارند. به این معنا که اثرگذاری مذهب، اخلاقیات اجتماعی و تعهدات کاری بر رفتار مدیریتی و اقتصادی زنان، بسیار بیشتر از همتایان مرد ایشان در سایر مشاغل مشابه در سطح کلان مشاهده می‌شود. حال، پاسخ به این سوال که چرا متغیرهای سه‌گانه مذکور به این میزان قدرت تغییر رفتاری در زنان را دارند، نیازمند مطالعات دقیق‌تری است که در اینجا قصد پرداخت بیشتر به آن را نداریم. اما موضوع مهم در این خصوص به این مساله مربوط می‌شود که آیا می‌توان طبق یک دستورالعمل کلی، راهکار اصلی مبارزه با فساد اقتصادی در سطوح مدیریتی کلان را در انتصاب افزون‌تر بانوان در مشاغل مربوطه مدنظر قرار داد؟ پاسخگویی به این سوال ابتدا نیازمند توضیح علمی این موضوع است که زنان اساسا چرا رفتار سالم‌تری در مواجهه با موقعیت‌های شغلی فسادزا در مشاغل ممکن‌الفساد را دارند؟ در این خصوص نتایج یکی از تحقیقات مستقل اخیر نشان می‌دهد که باتوجه به درصد احتمال پایین انتصاب زنان در مشاغل مذکور در کشور، زنان، نگرانی و بالطبع حساسیت بیشتری در ایفای هرچه بهتر و سالم‌تر مسوولیت‌های شغلی خویش- به‌ویژه آنجا که امکان بیشتری برای انجام فساد وجود دارد- را از خود به نمایش می‌گذارند. این مساله به‌صورت عکس در مورد مردان قابل مشاهده است که برخلاف زنان، مردانی که تمایل به انجام فساد مالی در حیطه کاری خویش دارند، استرس کمتری را در خصوص احتمال عدم تصدی مشاغل کلان دیگر در آینده را تجربه می‌کنند! از سویی دیگر، نتایج برخی از پژوهش‌های علمی ثابت می‌کند که غالب زنان به جهت ترس از تبعات احتمالی حاصل از فساد مالی که ممکن است تاثیرات منفی بخصوصی در بقای خانواده، روابط زناشویی و ارتباطات اجتماعی ایشان در محیط دوستان، اقوام درجه یک و دیگر روابط اجتماعی برجای گذارد، از انجام رفتار اقتصادی غیرقانونی یا همان فساد در بستر شغلی خویش صرف نظر می‌کنند! در ادامه، برخی دیگر از نتایج پژوهشی بر نقش مهم باورهای موثر دینی در نحوه عملکرد اقتصادی زنان در بسترهای مفسده‌انگیز مالی تاکید دارند. البته به زعم برخی جامعه‌شناسان، حتی امروز نیز با وجود بسیاری از دگرگونی‌های دینی و ایدئولوژیک در جامعه ایرانی، اما همچنان مساله مذهب در جامعه ایرانی، نقش اثرگذارتری نسبت به دیگر عوامل در کاهش نرخ فساد اقتصادی دارد. از سویی دیگر، نتایج تعداد متنوعی از تحقیقات اجتماعی دیگر در این رابطه بر صحت نظریه فساد ساختاری و یادگیری اجتماعی فساد تاکید دارد. بر طبق نظریات مذکور توضیح داده می‌شود که وجود بسترهای ساختاری وقوع فساد و یادگیری‌های غیرمستقیم ضدفرهنگی در محیط‌های فسادزا، زنان و مردان را بصورت یکسان در معرض انجام فساد اقتصادی قرار می‌دهد! در کنار این اما هستند تحقیقاتی که خروجی آنها ثابت می‌کند که اساسا زنان به دلیل برخی خصوصیت‌های فرهنگی و اجتماعی نسبت به مردان در مواجهه با فرصت و امکان ارتکاب جرایم مالی از خویشتنداری بیشتری برخوردارند. همه آنچه بیان شد، صرفا اشاره به تعدادی از پژوهش‌های علمی معتبری بود که در این مقوله انجام پذیرفته است. اما بی‌گمان پاره‌ای از موارد دیگر نیز احتمالا وجود دارد که بر عملکرد و رفتار زنان در مواجهه با امکان فساد مالی تاثیرگذار هستند. در خصوص راهکار اما پژوهشگران معتقدند که می‌توان با افزایش سهم مشارکت زنان متعهد و متخصص در مشاغل مربوطه، امکان وقوع فساد را تا حدود بسیاری کاهش داد. اگرچه نمی‌توان پایین بودن نرخ فساد مالی زنان را به عنوان یک نظریه قطعی و مستدل مطرح کرد، اما این امکان وجود خواهد داشت که با انجام پاره‌ای تحقیقات مستقل و معتبر علمی، عوامل بازدارنده از وقوع فساد را شناسایی کرده و آنها را به طور متناسب با شرایط و وضعیت اجتماعی، اقتصادی و روانشناختی زنان و مردان در محیط کار تطبیق داده و تقویت کرد. تجربه بین‌المللی در این خصوص از ضرورت انجام برخی پروژه‌های مرتبط با فرهنگ‌سازی، سرمایه‌گذاری، آموزش و مسوولیت‌پذیری اجتماعی در این عرصه سخن می‌گوید. در این زمینه، اقدامات و برنامه‌هایی که افزایش میزان تعهدات اجتماعی و شغلی و همچنین پایبندی‌های درونی مذهبی و اخلاقی در جهت مقابله با فساد را مورد تمرکز خود قرار می‌دهد، می‌تواند در دستور کار سیاستگذاران شغلی در دستگاه‌های مسوول قرار گیرد. آنچه گفته شد، در سطح فردی می‌تواند موثر افتد اما در سطح اجتماعی و اداری باید ساختارهای کلان مورد بازبینی و اصلاح قرار گیرد. برخی پژوهشگران مستقل بر این باورند که اکنون ساختارهای فسادزایی وجود دارد که باتوجه به خصوصیات و موقعیت‌های فراجنسیتی خود، تاثیر یکسانی بر عملکرد مجرمانه مردان و زنان در محیط‌های فسادزا وارد می‌کنند. هرچند سخن در این باب بسیار است اما در پایان ذکر این نکته خالی از فایده نخواهد بود که اگر تجربه برخی کشورهای در حال توسعه در زمینه مبارزه با فساد موفق بوده است، قبل از هر چیز نشان‌دهنده نوع مواجهه علمی سیاستگذاران مربوطه در این مقوله بوده است. بسیاری از اندیشمندان اجتماعی در سطح بین‌المللی نیز همچنان اولین مرحله در اثربخشی برنامه‌های آموزشی و اجتماعی مقابله با فساد را در برخورد علمی و پژوهشی با موضوع بسان یک پدیده نابهنجار فرهنگی و اجتماعی در نظر می‌گیرند. موضوعی که اخیرا در کشور ما نیز با استقبال علمی و پژوهشی برخی دستگاه‌های پیشگام در زمینه مبارزه با فساد قرار گرفته که امیدواریم در دیگر حوزه‌ها و دستگاه‌های کشور نیز آن را شاهد باشیم.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار