۰۵:۵۷
منبع: همشهری
دسته: فرهنگی-فرهنگی
کد خبر: 14675230
تصویرهایی که با چشم بسته می‌بینیم
تصویرهایی که با چشم بسته می‌بینیم
خانه فیروزه‌ای > یاسمن رضائیان: مثل تصویرهایی که در خواب می‌بینیم، مثل شمایلی که وقتی چشم‌هایمان را می‌بندیم در ذهنمان شکل می‌گیرند، مثل خط‌خطی‌های مبهمی که زمان حرف‌زدن با تلفن روی کاغذ کنار دستمان می‌کشیم، همین حالا سرم پر از تصویرهای نامفهوم و شلوغ است.
به اشتراک بگذارید:
- وقتی به موضوعی مشخص فکر کنی تصویرها کم‌کم واضح می‌شوند. به چه چیزی فکر می‌کنی؟ من نمی‌دانم دقیقاً به چه چیزی فکر می‌کنم. تصویرها می‌آیند، درهم تنیده می‌شوند، جدا می‌شوند، کنار می‌روند، جلو می‌آیند و تغییر شکل می‌دهند. نمی‌دانم از کدام موضوع جدا شده‌اند و به من رسیده‌اند. شاید هم از دل چند موضوع مختلف بیرون آمده‌اند. شاید برای همین است که نمی‌فهمم پیغامشان چیست. - پیغام؟ تصویرهایی که قبل از خواب بی‌مقدمه در ذهنمان شکل می‌گیرند، همان‌هایی که با چشم بسته می‌بینیم و نمی‌دانیم از کجا پیدایشان می‌شود، آن‌ها پیغامی دارند؟ فکر می‌کنم باید این‌طور باشد. کوچک‌ترین حرکتی بی‌معنی نیست. وقتی تکان‌خوردن شاخه‌ها در باد هم یک پیغام است، مگر می‌شود تصویرهای بی‌مقدمه‌ای که یک‌باره در خیالمان شکل می‌گیرند هیچ پیغامی نداشته باشند؟ به آن‌ها دقت کن. حتماً پیش‌آمده که یک شب پیش از این‌که به خواب بروی تصویری در ذهنت شکل گرفته باشد. بعد آن‌قدر ملموس شده که خواب را از سرت پرانده. حتماً بی‌خوابی آن شب دور یا نزدیک را یادت می‌آید. مگر نه؟ - وقتی خواب از سرم پرید، فکر کردم باید بلند شوم و کتابی بخوانم یا سری به گوشی‌ام بزنم یا کتاب عربی را برای امتحان فردا ورق بزنم. اما هیچ کاری نکردم. همان‌طور در تاریکی خانه به فکرهایم فکر کردم. فکرکردن به فکرها هم برای خودش عالمی دارد. فکرکردن به تصویرهای بی‌مقدمه، به چهره‌های نامفهوم، به خط‌خطی‌های درهم. - این تصویرها و شمایل، این خط‌خطی‌های عجیب، این‌ها که در ناخودآگاهمان هستند و یک‌باره به خودآگاهمان می‌آیند، از کجا پیدایشان می‌شود؟ شاید از قسمتی از جهان که هیچ‌چیز در موردش نمی‌دانیم. از یک جای خیلی دور. بعد به سرعت نور خودشان را به ذهن ما می‌رسانند. فکر کن جایی از دنیا، یک درخت تصویر باشد. میوه‌هایش خیلی زودتر از میوه‌های یک درخت معمولی می‌رسند. هرلحظه هزار میوه می‌دهد؛ باد می‌وزد و میوه‌ها را از شاخه جدا می‌کند. باد آن‌ها را با شتاب هل‌می‌دهد به هزار سوی دنیای آدم‌ها. میوه‌های شاد و خندان با سرعت به سمت ذهن‌های ما پرواز می‌کنند و فقط چند لحظه قبل از این‌که به خواب برویم یکی از آن‌ها در ذهنمان می‌نشیند و خواب را از سرمان می‌پراند. - این تصویرهای درهم و نامفهوم را همه‌ی آدم‌های دنیا می‌بینند. این میوه‌های عجیب، سهم تمام آدم‌ها می‌شود. جالب همین‌جاست که این ماجرا برای همه‌ی آدم‌ها اتفاق می‌افتد. حتی در دوران‌های خیلی دور، آدم‌هایی که در غارها زندگی می‌کردند روی دیوارها طرح‌هایی نامفهوم کشیده‌اند. ذهن آن‌ها هم، طعم میوه‌های درخت خیال را چشیده بود. - باید درخت خاصی باشد که این همه سال، این همه میوه‌ی عجیب به آدم‌ها بخشیده است. و حالا هم یکی از آن میوه‌هایش را برای من فرستاده است. همین حالا سرم پر از تصویرهای نامفهوم و شلوغ است. راستی هیچ‌کدام از آدم‌ها پیغام تصویرهایی را که دریافت کرده‌اند فهمیده‌اند؟
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار