۰۳:۱۸
منبع: همشهری
دسته: فرهنگی-اجتماعی
کد خبر: 15743083
در تاریکی اتاق
در تاریکی اتاق
دختر کلید برق را خاموش کرد و از اتاق بیرون رفت. در با صدای بلندی پشت سرش بسته شد. در تاریکی اتاق، کتاب‌ها به جنب و جوش افتادند.
به اشتراک بگذارید:
بالأخره کتاب روی میز تحریر سکوت را شکست: «چه‌قدر هوا گرمه. چرا هیچ‌کس فکر نمی‌کنه ما کتاب‌ها هم گرممون می‌شه؟» کتاب روی طاقچه با فخر گفت: «آخی، جدی؟ من که تمام روز صفحه‌هایم ورق می‌خورند، برای همین گرما رو حس نمی‌کنم!» یکی از مجله‌ها که روی زمین ولو شده بودند، گفت: «پوووف، این یکی رو. هیچ‌کس نمی‌دونه چه‌قدر لذت‌بخشه یه نفر ساعت‌ها با علاقه به تصویرهای رنگی‌ات نگاه کنه و از مطالبت لذت ببره.» هری پاتر و شاهزاده‌ی دورگه، خندید و گفت: «هیچ‌کدومتون نمی‌دونید کتاب یه نویسنده‌ی معروف بودن یعنی چی.» آن‌طرف هم یکی از کتاب‌های درسی که روش خاک نشسته بود و عکس روی جلدش پیدا نبود، گفت: «کتاب از اون اول‌ها برای یادگیری و آموزش بود، بعد آدم‌ها مسخره‌بازی درآوردن و شما کتاب‌های داستان اِاِاِاِاِاههههههههههههو …» که خاک‌های روی جلدش رفت تو حلقش و نتوانست حرفش را کامل کند. دوچرخه که تا آن‌موقع ساکت بود، گفت: «اما هیچ‌کدومتون نمی‌دونید که چه حس خوبیه که یه نوجوون هر پنج‌شنبه منتظرتون باشه.» کتاب آموزش انگلیسی هم با عصبانیت چیزهایی گفت که هیچ‌کس نفهمید تا این‌که دیکشنری بغل‌دستی‌اش گفت: «ای بابا، داره می‌گه این‌قدر که حرف زدین، سرش رفت و تا حالا کتاب‌های به این پرحرفی ندیده. خب راست می‌گه دیگه. از خودتون …» اما دیگر وقت حرف‌ها و غرغرهای دیکشنری نشد، چون دختر به اتاق برگشته بود و می‌خواست به کارهای روزمره‌اش برسد. تانیا آگاهی، 14 سالهخبرنگار افتخاری از نجف‌آبادعکس: رقیه آفنداک، 15 ساله از آستانه‌ی اشرفیه
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار