۰۲:۰۶
دسته:
کد خبر: 15755811
دوستت دارم معلم!
دوستت دارم معلم!
به اشتراک بگذارید:
«دوستت دارم معلم» تابلوی کوچکی است که سال‌هاست در کتابخانه‌ام قرار دارد؛ هربار به آن نگاه می‌کنم از صمیم دل آرزو می‌کنم خوشبخت باشد. آرزو در 17 سالگی چهره‌اش شکسته شده بود، پدر و مادرش از هم جداشده بودند، پدر در زندان و مادر در شهرستان و آرزو سرپرست خانواده. شب‌ها در کارخانه بستنی‌سازی کار می‌کرد و صبح‌ها عروسک درست می‌کرد و شیفت عصر مدرسه می‌آمد. خواهرش شاگردم بود؛ دو برادرش صبح‌ها با چرخ نان خشک جمع می‌کردند. گاهی به شاگردان قدیمم فکر می‌کنم. یاد شاگردانی می‌افتم که به زور خانواده تن به ازدواج می‌دادند، یاد غزاله و چشم‌های مشکیش، وقتی پرسیدم در لحظه خودکشی چه حسی داشتی؟ گفت آرام و سبک شده بودم کاش نجاتم نمی‌دادند … یاد نسترن ساکت و گوشه‌گیر می‌افتم که از سوی پدر مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفت و تنها خواسته‌اش از مادر کرایه‌خانه‌ای بود که پدر آدرسش را نداند. سکوتش دیوانه‌ام می‌کرد … هیچ مشاوری نتوانست قفل سکوتش را بشکند ولی نگاهش پر از حرف و تمنا بود … هنوز یادآوری سال‌های دور و مدرسه‌ای که چهره‌های رنگ‌پریده دختران که حاکی از نخوردن غذای مناسب بود آزارم می‌دهد … یاد شاگردانی که شهرداری شبانه خانه‌های‌شان را با لودر خراب کرده بود … یاد رقیه که خوب درس دادن را مدیون او هستم. یاد مرضیه و محدثه و الهام و شادی و شیوا و نفیسه و آیسان و … که از حال‌شان خبر دارم و از موفقیت‌ها و خوشی‌های‌شان لذت می‌برم. از صمیم دل برای همه دخترکانی که در این سال‌ها شاگردم بودند، خوشبختی وموفقیت را آرزو می‌کنم. تقریبا نیمی از عمر خود یعنی 20 سال را معلم بوده‌ام. مهرماه با ذوق و شوق سال کاری جدید را شروع کرده‌ام، از قوانین و مقررات کلاس گفته و از همان جلسه اول درس داده‌ام. تلاش کرده‌ام دانش‌آموزان را با ریاضی آشتی بدهم. بدانند کلاس برای همه است و به چند شاگرد زرنگ اختصاص ندارد. سعی کرده‌ام اعتماد به نفس‌شان را با حل مساله افزایش دهم. ترس‌شان از پای تخته رفتن و امتحان بریزد. باور کنند هدف از امتحان کمک به یادگیری بیشتر است. تلاش کرده‌ام از بودن در کلاس احساس آرامش و امنیت داشته باشند. از دیدن غم در چهره شاگردانم اندوهگین شده‌ام، با خنده‌های‌شان خندیده‌ام، به حرف‌های دل‌شان گوش داده‌ام، برای دردهای‌شان در خلوت خود گریسته‌ام، دوست‌شان داشته‌ام … متاسفانه به دلایل مختلفی مانند مشکلات اقتصادی و فرهنگی، دانش‌آموزان زیادی شرایط مساعدی ندارند و به جای تمرکز به درس و یادگیری، درگیر مشکلات عدیده هستند. ما معلم‌ها هم آنقدر درگیر درس و کمبود وقت و به پایان بردن کتاب و … هستیم که از وجود دردها و مشکلات بسیاری از شاگردان بی‌خبر هستیم. بسیاری از اوقات ترجیح می‌دهیم که به همان وظیفه درس دادن بسنده کنیم. تعداد مشاوران مدارس نیز کم است و هرسال کمتر می‌شود. فرصتی برای شنیدن دردها و مشکلات بچه‌ها نیست. تابستان گذشته خبری مبنی بر کمبود 17 هزار مشاور در مدارس منتشر شد. شادی و نشاط، آرامش و رفاه و امنیت، حق انتخاب و تصمیم‌گیری در زندگی حق طبیعی هر کودک و نوجوانی است. جای خالی قوانین حمایتی از دخترانی که در خانواده‌های ناآگاه و مشکل‌دار هستند خالی است. چه خوب می‌شود در کنار ساعات مختلف درسی، ساعتی نیز به یادگیری قوانین و آشنایی با حقوق اختصاص یابد. در برنامه‌های پرورشی علاوه بر دعوت از سخنرانان مذهبی، وکیل و حقوقدان و مشاورین متبحر به مدارس دعوت شوند. مهارت‌های زندگی در کنار تکنولوژی‌های مختلف به دانش‌آموزان آموخته شود. قطعا تربیت نسل آگاه امروز در آینده نزدیک سبب کاهش مشکلات بسیاری در سطح جامعه خواهد بود. دبیر ریاضی
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار