۱۳:۳۱
منبع: افکار
دسته: فرهنگی
کد خبر: 15766486
ماجرای جالب کفاشی که به حج نرفت اما تنها کسی بود که حاجی شد
ماجرای جالب کفاشی که به حج نرفت اما تنها کسی بود که حاجی شد
حجه الاسلام والمسلمین علیرضا توحیدلو، روایتی خواندنی درمورد ثمره تهذیب نفس را نقل کرده‌اند، که در ادامه می‌خوانید.
به اشتراک بگذارید:
به گزارش افکار نیوز، حجه الاسلام والمسلمین علیرضا توحیدلو، روایتی خواندنی درمورد ثمره تهذیب نفس را نقل کرده‌اند، که در ادامه می‌خوانید. عبدالله مبارک به حج رفته بود، وقتی در خواب دید که فرشته‌ای به او گفت: از ششصد هزار حاجی کسی حاجی نیست، مگر علی بن موفق، کفشگری در دمشق که به حج نیامد. عبدالله به دمشق رفت و علی بن موفق را دید که پاره دوزی (پینه دوزی، تعمیر و وصله کردن کفش‌های خراب و پاره) میکند. بیشت بخوانید: ذکری که فرشتگان از محاسبه ثواب آن عاجزند! پرسید چه کردی با اینکه امسال به حج نرفتی از میان همه حجاج فقط حج تو پذیرفته شد. گفت سی سال بود تا مرا آرزوی حج بود و از پاره دوزی سیصد درهم جمع کردم و امسال عزم حج کردم، عیالم حامله بود، از خانه همسایه بوی طعام می‌آمد، مرا گفت: برو و پاره‌ای از آن طعام بستان، من رفتم، همسایه گفت بدان که هفت شبانه روز بود که اطفال من هیچ نخورده بودند، امروز خری مرده دیدم. پاره‌ای از آن جدا کردم و طعام ساختم. بر شما حلال نباشد. چون این بشنیدم آتشی در جان من افتاد. آن سیصد درهم برداشتم و بدو دادم و گفتم نفقه اطفال کن که حج ما این است (1) ثمره تهذیب اخلاقپس، "سعید مطلق" کسی است که اصلاح جمیع صفات و افعال خود بر وجهی نموده باشد که ثابت و پایدار بوده باشد از تغییر احوال، و در آنها خللی راه نیابد، و از تبدّل ازمان متغیّر نشود، و از شعله‌های مصائب و بلایا، برقی به خرمن صبرش نرسد، و از سیلاب محنت‌ها و "رزایا" رخنه در بنیان شکرگزاریش نشود. و خار و خس شبهات را به دامن اعتقادش، دسترس نباشد. بد کردن مردمان با او، او را از احسان و نیکوکاری بازندارد. و دشمنی نمودن دیگران با او، در دوستی او خلل نرساند. و بالجمله در پایداری و ثبوت اخلاق، و قوّت نفس، و بزرگی ذات، و حسن صفات، به مرتبه‌ای رسد که اگر آنچه به ایوب پیغمبر رسید به او رسد، تغییر در احوالش حاصل نگردد. و اگر بلاهای "برناس" حکیم، بر او نازل شود، تبدّل در اعمالش نشود. بلکه کسی که گوی سعادت در ربود و او را سعادت واقعی نصیب گردید، چون فی الحقیقه داخل خیل مجرداتمی شود، از عالم جسمانیات بالاتر می‌رود، و دست تصرف"افلاک" به دامن او نرسد، و گرد تأثیرات ثوابت و سیار، بر چهره او ننشیند. نه سعد فلک در او تأثیر کند و نه نحسش، و نه قمرش را با او کاری باشد و نه شمسش را به او ربطی. "اَهلُ التَّسبیحِ وَ التَّقدیسِ، لایُبالُونَ بالتَّربیعِ و التَّسدیسِ، وَالاِنسانُ بَعدَ عُلُوِّ النَّفسِ لایُغنی بالسَّعدِ و النَّحسِ"یعنی: "اهل ذکر پروردگار را، از "تربیع و تسدیس" کواکب چه باک است، و ارباب نفوس قویّه را، از سعد و نحس فلک چه بیم". آری دست "کیوان" فلک، از"کنگره" ایوان رفعتشان دور، و چراغ خورشید در کنج خلوتشان، تار و بی نور، و "مشتری" مشتری خو را شناسد، و "بهرام" مرد میدان خود را داند، و ساز و نواز"زهره" در محفل انسشان بی ساز و نوا، و دف و بربطش در بزم عیششان خالی از صدا. قلم"عطارد" چون به نام نامیشان رسد، سر اندازد، و ماه نو چون به جمالشان نگرد، خود را از نظر اندازد. بلکه بسا باشد که انسان، در قوّت نفس و تجرد، به مرتبه‌ای رسد که تصرف در افلاک، بلکه در جمیع مواد کائنات نماید، چنانکه واقعه‌ی شقّ القمر، از سیّد انبیاء و قصّه‌ی ردّ الشّمس از سرور اوصیاء، بر آن شهادت می‌دهد (2) منابع؛ 1- تذکره اﻻولیا عطار نیشابوری2- برگرفته از معراج السّعادت (ملا احمد نراقی) صفحه 28
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار