۰۰:۱۹
دسته:
کد خبر: 16473240
دولت روحانی محصول جریان اصلاحات است
دولت روحانی محصول جریان اصلاحات است
دولت روحانی محصول جریان اصلاحات است
به اشتراک بگذارید:
در دولت خاتمی بحث توسعه سیاسی جایگزین توسعه اقتصادی و رویکرد اصلی دولت توسعه سیاسی شد. در توسعه سیاسی که دولت خاتمی دنبال کرد بحث اقتصاد و مسائل و نیازهای معیشتی مردم و نیازهای واقعی به حاشیه رفتند. در آن دوران شرایط کشور آنقدر ملتهب شد که در ادامه عملکرد در دولت دوم خاتمی، عبور از وی هم مطرح شد و تندروها و چهره‌های افراطی جریان اصلاحات، حتی وی را هم که به عنوان لیدر و محور اصلی جریان اصلاحات مطرح شده بود، برنمی‌تابیدند. در مجموع عملکرد دو دولت مرحوم هاشمی و خاتمی به‌گونه‌ای بود که شخصی مثل احمدی‌نژاد، توانست افکار عمومی را به خودش جلب کند. به عبارت دیگر غلبه تفکر احمدی‌نژاد محصول خلئی بود که توسط دولت‌های هاشمی و خاتمی در کشور ایجاد شده بود و نتیجه رفتار آنها در حقیقت پیروزی احمدی‌نژاد بود. در پایان دولت احمدی‌نژاد و انتخابات یازدهم، اصلاح‌طلبان به حمایت از روحانی پرداختند. برای این حمایت دلایل مختلفی را می‌توان ذکر کرد. بخشی از این حمایت به دلیل اشتراکاتی بود که به لحاظ مبانی تفکری بین روحانی و جریان اصلاحات وجود داشت. درست است که خاستگاه روحانی، جامعه روحانیت مبارز بود و در این طیف شناخته شده بودند و گاهی مواضعی مخالف با جریان اصلاحات به‌عنوان مثال در ماجرای 18 تیر می‌گرفتند اما در یک‌سری از زمینه‌های مهمی مثل گرایش به غرب و حوزه فرهنگی، جریان اصلاحات و روحانی وجه اشتراک مهمی داشتند. بعد از افول دولت خاتمی، هاشمی به نوعی راهبری جریان اصلاحات را هم به عهده داشت که این موضوع درسال 84 با آمدن احمدی‌نژاد شروع شد و تا سال 88 ادامه پیدا کرد. در انتخابات 92 روحانی به نوعی ذیل هاشمی تعریف می‌شد. به عبارتی علاوه‌بر همگرایی بین طیف هاشمی و جریان اصلاحات، اشتراکات مبنایی مهم هم وجود داشت. نکته آخر اینکه در انتخابات سال 92 جریان اصلاحات چهره شاخصی نداشت که در انتخابات ارائه کند. لذا به‌نوعی بحث دوران گذار و رحم اجاره‌ای و واژه‌هایی از این قبیل مطرح شدند. جریان اصلاحات برای عبور از شرایطی که در آن قرار گرفته بود، بهترین گزینه‌ای که بتواند ذیل آن اهداف و منویات خود را دنبال کند و تحقق ببخشد، «روحانی» بود. در دولت دوم روحانی هم این حمایت پررنگ‌تر شد و آنان تمام قد در حمایت از روحانی ایستادند. به عبارتی دولت یازدهم و دوازدهم به نوعی محصول جریان اصلاحات محسوب می‌شود. جریان اصلاحات را اگر بعد از انقلاب و به‌طور مشخص دهه 60 و دولت مهندس موسوی ریشه‌یابی و بررسی کنیم، مشخص است که این جریان نوسانات بسیار عجیب و غریبی داشته است. به‌عنوان مثال در دهه 60 اینها پرچمدار مبارزه با استکبار و آمریکا می‌شوند که تلاش می‌کنند بحث تسخیر لانه جاسوسی را تمام عیار به پای خودشان بنویسند. به هرحال مبارزه با آمریکا بحثی مهم و اینقدر پررنگ بود که وقتی امام بحث اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی را مطرح کردند، اینها آمدند جریاناتی مثل جریانات آیت‌ا … یزدی، جامعه مدرسین و جامعه روحانیت و امثالهم را مصداق اسلام آمریکایی به جامعه معرفی کردند؛ در حوزه سیاست خارجی به این صورت بود. اما در حوزه اقتصاد طرفدار جدی مقابله با بازار، تمرکزگرایی و سانترالیسم دولتی بودند. در حوزه فرهنگ شدیدترین برخوردها را در تهران و شهرهای دیگر می‌کردند که امام آن زمان تذکر دادند. در حوزه تضارب افکار شاهد بودیم که دفتر تحکیم در دانشگاه چه محیط بسته‌ای را ایجاد کرد و با تشکل‌هایی مثل جامعه اسلامی و دانشجویان و امثالهم برخوردهایی حذفی انجام داد. اینها چنین تفکراتی داشتند. اما امروز به جایی رسیده‌اند که در اقتصاد، فرهنگ و سیاست خارجی منتهاالیه لیبرالیسم شده‌اند! به عبارتی ریشه‌یابی سیری که این جریان طی کرده است نشان می‌دهد فقدان مبانی مستحکم فکری و اعتقادی باعث شده جریان اصلاحات و دوم خرداد نوسانات شدید، فراز و فرودها و چنین تناقضاتی را درون خودش داشته باشد. این جریان در هیچ مقطعی از یک تفکر اصیل و ناب اسلامی بهره‌مند نبوده است.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار