۰۱:۱۹
دسته: فرهنگی
کد خبر: 17125450
ما چیزها
ما چیزها
به اشتراک بگذارید:
در فلسفه و به‌خصوص در هستی‌شناسی، همه موجودات، اعم از درختان و انسان‌ها و زمین و پرندگان و صندلی‌ها و رایانه‌ها و … یک «چیز» یا یک «شیء» تلقی می‌شوند. از این جهت تفاوتی میان یک انسان و یک میز نیست، هر دو «چیز» هستند، یک چیز نامش انسان است و چیز دیگر میز. اما در عرف عامیانه، یک آدم را یک «چیز» خطاب کنیم، خوشش نمی‌آید، اگر به او بر نخورد. خود را برتر و اجل از این می‌داند که در عداد یک میز و صندلی و خودکار و فرش قرار گیرد. می‌گوید من عقل و شعور دارم، جان دارم، عاطفه و امیال دارم، درد و رنج و شادی دارم و … درنتیجه از یک میله آهن برترم. گویی قدرت و توانایی‌های بیشتر «من» او را نه فقط چند سر و گردن بالاتر از سایر اشیا قرار می‌دهد، بلکه اصولا او را به جهانی فراتر از آنها ارتقا می‌دهد و تا جایی پیش می‌برد که «خود» را مالک دیگر اشیا تلقی می‌کند. من مالک این ماشین هستم. من صاحب این زمین هستم. این کمد مال من است. این مالکیت هم اینگونه تفسیر می‌شود که یعنی انسان می‌تواند و «حق» دارد، در آنچه ملک اوست، هر گونه که خواست (نهایتا به شرط آنکه به سایر «انسان»‌ها ضرری نرسد)، دخل و تصرف کند. اصلا پرسیده نمی‌شود که مبنای این «حق» بر اشیا چیست و چرا و چگونه و بر چه مبنایی، انسانی که در بدو تولد، برهنه و فارغ از هر چیز دیگری، بر خشت افتاده است، به خود اجازه می‌دهد که با سایر «چیز»‌ها چنین رفتار کند؟ به عبارت دقیق‌تر، قدرت و توانایی، مبنایی برای ذی‌حق شدن انسان برای چیرگی بر سایر چیزها، به حساب می‌آید. جالب است که انسان برای این محق خواندن خود، انواع و اقسام گفتارها (discourses) را پدید می‌آورد و به آنها می‌آویزد. طنز ماجرا هم آنجاست که دست‌کم تا جایی که تاریخ زندگی بشر نشان داده، این نحوه تلقی عالم به عنوان مجموعه‌ای از موجودات تحت اراده و اختیار و محکوم به غلبه انسان، تا اینجای کار بیشتر به ضرر خود انسان تمام شده است. کافی است پیامدهای این «انسان‌سالاری» بی‌حساب و کتاب را بر محیط زیست در نظر بگیریم. فجایع دست‌اندازی بی‌حدوحصر و خودخواهانه آدمی برمبنای آن تصور خودبرتربینانه، در جهان جاری، امروز گریبان خودمان را گرفته است، ما که به همه‌چیز، به عنوان منبعی برای استفاده خودمان می‌نگریم، امروز نه فقط زندگی و بلکه بودن را برای خودمان طاقت‌فرسا کرده‌ایم، بلکه فضا را برای حیوانات و جانوران و گیاهان و حتی موجوداتی که با تصوری «انسان‌محور»، بی‌جان و بی‌احساس و بدون آگاهی، می‌خوانیم، غیرممکن ساخته‌ایم. این در حالی است که آموزه‌های بسیاری از اندیشمندان، فیلسوفان و آموزگاران اخلاق و بنیانگذاران ادیان و مذاهب، که طبیعتا فرهیخته‌ترین و آگاه‌ترین انسان‌ها هستند، آن است که سراسر عالم زنده است، آگاه است و جان دارد، گیرم مراتب این آگاهی و حیات و حساسیت، متفاوت باشد. قدرت بیشتر ما، به معنای حق داشتن در مداخله خودخواهانه در جهان هستی نیست، بلکه به هر میزان که قدرت بیشتری داریم، مسوولیت ما به عنوان بخشی از چیزها، در قبال سایر چیزها نیز بیشتر می‌شود. ما حتی حق نداریم، یک قطعه سنگ را صرفا به میل و اراده خودمان جابه‌جا کنیم، بلکه در قبال آن هم به عنوان موجودی از موجودات که از هستی سهم و بهره دارد، مسوولیم و باید قرار و آرامش او را تا سر حد امکان پاس داریم.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار