۰۳:۱۳
دسته: فرهنگی
کد خبر: 17541129
پایان آتش‌بس، آغاز اکران سرد
پایان آتش‌بس، آغاز اکران سرد
پایان آتش‌بس، آغاز اکران سرد
به اشتراک بگذارید:
سال 1363 بود که اکران فیلم‌های خارجی در سینماهای ایران ممنوع اعلام شد و در انحصار بنیاد سینمایی فارابی نهاد وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درآمد. آن روزها سینمای ایران پس از ورشکستگی مکتب «فیلم‌فارسی» در سال‌های بعد از 1355 و پس از انقلاب اسلامی که باعث دگرگونی‌هایی اساسی در بسیاری از ساختارها شد، روزهای تقریبا پررونقی را سپری می‌کرد و این قانون بازدارنده جدید، با چنین بهانه‌ای به میدان آمد که می‌خواهد این رونق را بیشتر تقویت کند. ماجرای شلاق خوردن عبدا … علیخانی، تهیه‌کننده سینما در دفتر وزارت ارشاد هم که چند وقت پیش ابتدا توسط حسین فرحبخش مطرح شد و بعد خود علیخانی آن را تایید کرد، به مالکیت نسخه‌های نگاتیو فیلم‌های خارجی توسط بعضی سینماداران برمی‌گشت. آن‌طور که گفته می‌شود حتی بسیاری از حلقه‌های مربوط به فیلم‌های سینمای جهان در آن دوره معدوم شدند و از آن سال به بعد تماشای آثار خارجی توسط مخاطبان ایرانی، محدود شد به نمایش‌های تلویزیونی یا اکران‌های بخش بین‌المللی در جشنواره فیلم فجر. ظاهرا طرح ممنوعیت اکران‌های خارجی در داخل کشور قرار بود نه‌تنها به رونق استقبال از آثار ایرانی منجر شود بلکه توجهات را به سمت بخش بین‌المللی فجر و نمایش‌های سینمایی تلویزیون هم بیشتر جلب کند. این اتفاق یک جور «ایجاد انحصار» بود. آن روزها که مدیران صداوسیما و ارشاد از یک طیف و گروه سیاسی بودند، چنان برنامه‌ریزی کردند و نقشه راه را پی ریختند که انگار میزانسن صحنه تا ابد چنین خواهد ماند و دست نخواهد خورد. اما امروز که حدود 34 سال از آن تاریخ می‌گذرد، قابل مشاهده است که طراحان چنین قانونی فقط شروع ماجرا را در اختیار داشتند و در ادامه هیچ‌چیز آن‌طور که پیش‌بینی می‌شد جلو نرفت. بعد از گذشت 34 سال از آن قانون بازدارنده، بخش بین‌المللی جشنواره فیلم فجر به یک رویداد تشریفاتی تبدیل شده که مخاطبان آن یک‌صدم مخاطبان دهه شصتی‌اش نیستند و این درحالی است که اگرچه تمام فستیوال‌های هنری دنیا طی سال‌های اخیر به دلیل رخ‌دادن تحولات گوناگون اجتماعی- سیاسی در سطح جهان، آن نقش اعتباربخشی سابق به آثار سینمایی و سازندگان‌شان را از دست داده‌اند؛ اما لااقل به لحاظ تعداد مخاطب نه‌تنها ریزشی در کار نبوده، بلکه صف گیشه این فستیوال‌ها طولانی‌تر هم شده است. حالا و بعد از 34 سال، وقتی همان طیف سیاسی مدیران دهه 60 دوباره در کشور روی کار آمده‌اند، اتفاقا این همان بخش بین‌المللی جشنواره فیلم فجر است که پیش‌قدم می‌شود تا اکران فیلم‌های خارجی در سینمای ایران مجددا استارت بخورد؛ درحالی که خیلی دیرشده و بسیاری از فرصت‌ها سوخته‌اند و هم اینکه با برنامه‌ریزی‌های جهت‌دار در راستای کمک به بخش محدودی از سینما، نمی‌شود آب رفته را به جوی بازگرداند. وقتی بعد از 30 سال برگردی، هیچ‌چیز مثل سابق باقی نمانده! چند سال بعد از قانون ممنوعیت اکران آثار خارجی در ایران، سیستم ویدئوهای «وی. اچ. اس» به بازار آمد و مدتی زمان لازم بود تا این دستگاه‌ها هم از ممنوعیت خارج شوند. حالا مخاطبان ایرانی دسترسی گسترده‌تری به آثار سینمای جهان پیدا کرده بودند اما همچنان آثار روزآمد و تازه تولید شده را به این زودی‌ها نمی‌شد فراهم کرد. تا همین جای کار ضربه سنگینی به بخش «مرور آثار» در فستیوال بین‌المللی فجر وارد شد، اما بخش‌هایی که آثار روز را اکران می‌کردند، همچنان رونق گذشته را داشتند. بعد کم‌کم فناوری لوح‌های فشرده به بازار آمد و در پی آن، فیلم‌ها با زیرنویس فارسی در اختیار مخاطبان قرار گرفتند. این اتفاق آن شور و هیجان سابق را که برای دیدن آثار خارجی در فجر وجود داشت به‌شدت ضعیف کرد اما همچنان شوق دیدن فیلم روی پرده سینما باعث می‌شد که تعدادی از افراد بلیت بخرند و به سالن‌های جشنواره بروند. مدتی از این پدیده هم گذشت و اینترنت شکلی فراگیر پیدا کرد و دسترسی به فیلم‌ها برای همه، هزاران برابر آسان‌تر از قبل شد؛ و هم سیستم سینمای خانگی، یعنی تلویزیون‌های بزرگ خانگی با خدمات صوتی باکیفیت به بازار آمدند. دیگر سالن سینما چیز چندان بیشتری از آنچه می‌شد در داخل منازل تماشا کرد نداشت. البته این وضعیت مربوط به سالن‌های سینمایی ایران می‌شد که نه پرده عریض داشتند، نه صدای دالبی، نه سیستم پخش سه‌بعدی و نه حتی نور و رنگ مناسب؛ وگرنه در اکثر کشورهای دنیا که سینماهای پررونقی دارند، مخاطبان قبل از اکران یک فیلم، آن را در اینترنت می‌بینند تا اگر خوش‌شان آمد، بلیت بخرند و به سالن بروند. مثل ما که اول موزیک‌ها را می‌شنویم و اگر دوست داشتیم، برای شرکت در کنسرت‌شان بلیت تهیه می‌کنیم. همان‌طور که کنسرت باید چیزی بیشتر از سیستم صوتی منازل یا پخش خودروها داشته باشد تا کسی ترغیب شود برای استفاده از آن بلیت بخرد، در مورد سالن‌های سینما و تلویزیون‌های بزرگ داخل منازل هم همین نسبت برقرار است. اما سال‌ها می‌شود که سالن‌های ما با تراز کیفیت آثار داخلی تنظیم شده‌اند و آثار داخلی هم که اکران درون‌مرزی را در انحصار داشتند و رقیبی به خود ندیده‌اند، مرتب افت کیفی بیشتری کرده‌اند. امروز مساله اینجاست که مردم نه‌تنها حاضر نیستند برای تماشای آثار خارجی به سالن سینما بروند، بلکه در مورد آثار ایرانی هم وضع چندان مطلوبی وجود ندارد و حالا همه بازیگران صحنه متوجه هستند که اگر قرار است فکر و تدبیری به کار بسته شود، باید اساسی و جامع‌نگر باشد. آتش‌بس با سینمای جهان، بعد از 34 سالبیستم اسفندماه 96 که نظامنامه جدید اکران از سوی سازمان سینمایی وزارت ارشاد اعلام شد، از میان 49 ماده و 41 تبصره آن، یکی از بندها راجع‌به اکران آثار خارجی در سینمای ایران بود. ماده 47 از فصل ششم این نظامنامه می‌گفت: «نمایش فیلم خارجی، پس از اخذ پروانه نمایش و حواله اکران در پردیس‌های سینمایی مجاز است.» و شرایط آن را به این شکل اعلام کرده بود: «پردیس‌های دارای سه تا هفت سالن: دو سانس فوق‌العاده. پردیس‌های دارای هفت سالن و بیشتر: اختصاص کامل یک سالن با ظرفیت کمتر از 150 صندلی و سانس فوق‌العاده. روزهای تعطیل: یک سانس قبل از آغاز سانس‌های زوج یا فرد. و اشاره شده بود که تامین و توزیع فیلم خارجی هم فقط در اختیار «موسسه رسانه‌های تصویری» است. ظاهرا در تصمیمات دولتی بر این محور توافق شده بود که طی سال پیش‌رو سیاستگذاری‌های جدیدی در این خصوص شکل بگیرد. اوایل سال 97 و هم‌زمان با برگزاری جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهور و از چهره‌های تاثیرگذار دولت به همایش «اکران فیلم خارجی در ایران» جشنواره فجر آمد و گفت: «منتقدان در چهار دهه گذشته در مجلات تخصصی و عمومی در شرح و نقد فیلم‌هایی می‌نوشته‌اند که مردم قانونا مجاز به دیدن آنها نبوده‌اند. پس ما سیاست الزام‌آوری را اعمال کرده‌ایم که برای هیچ‌کس الزام‌آور نبوده است.» این سخن آشنا به معنای اعتراف ضمنی او بر اشتباه بودن تصمیمی بود که سال‌ها پیش راجع‌به ممنوعیت اکران آثار خارجی در سینمای ایران گرفته شده بود. آشنا در ادامه، مدل مطلوبش برای اکران فیلم‌های خارجی را این‌طور تشریح کرد: «اتخاذ و عملی کردن سیاست اکران فیلم خارجی مانند هر سیاست دیگری دارای ابعاد و آثار متفاوتی است. این اقدام می‌تواند به افزایش گرایش مخاطبان سینما به این هنر و آشتی آنها با سینما منتهی شود. از حیث محتوا، ورود و اکران فیلم‌های خارجی به توسعه و تنوع ژانرهای تولید فیلم در کشور کمک می‌کند و از طریق افزایش انتخاب تماشاگران، به رغبت بیشتر آنان به سینما یاری می‌رساند.» در همان ایام رضا میرکریمی، دبیر بخش بین‌المللی جشنواره فجر هم راجع‌به این قضیه صحبت‌هایی کرد که به جز یک کلمه بسیار مهم و سرنوشت‌ساز، باقی آنها دقیقا تکرار مضامین حسام‌الدین آشنا بود: «من جزء آن دسته از کسانی هستم که معتقدند باید یک اکران حداقلی فیلم خارجی در کشور وجود داشته باشد. این موضوع هم ایجاد رقابت می‌کند و هم کمک می‌کند سینمای ایران تنوع بیشتری در ژانر را تجربه کند و با تجربیات کشورهای دیگر ارتباط بیشتری داشته باشد.» اما آن کلمه سرنوشت‌ساز که در صحبت‌های آشنا نیامده بود و میرکریمی آن را گفت، «حداقلی» بودن این نوع اکران‌ها بود. میرکریمی طی صحبت‌هایی که در همان ایام انجام داد، به این هم اشاره کرد که کپی‌رایت آثار خارجی شرکت‌کننده در فستیوال بین‌المللی فجر برای اکران در ایران خریداری شده؛ و اگر فرصت اکران فیلم خارجی فراهم شود، جشنواره جهانی فیلم فجر هم می‌تواند آثار خریده شده را اکران کند. البته سابقه این قضیه به 26 مهرماه سال 96 برمی‌گردد که غلامرضا فرجی دانا به‌عنوان سخنگوی شورای صنفی نمایش، خبر از امکان اکران فیلم‌های خارجی در سینمای ایران داده بود. او در آن ایام گفت: «در جلسه دوشنبه 14 تیرماه شورای صنفی نمایش، مصوب شد سینماهایی که قصد دارند فیلم‌های خارجی را نمایش دهند، باید برای نمایش این فیلم‌ها و همچنین فیلم‌های پویانمایی، پس از دریافت پروانه نمایش از شورای صنفی حواله بگیرند.» در پی اظهارات سخنگوی شورای صنفی نمایش مبنی‌بر اینکه هر سینمایی که متقاضی اکران فیلم خارجی است، باید از وزارت ارشاد و شورای صنفی نمایش مجوز بگیرد، شورای عالی تهیه‌کنندگان سینما این موضوع را برای اجرایی شدن، در دستور کار پیگیری قرار داد؛ چه اینکه قبل از آن هم بعضی سالن‌ها اقدام به نمایش آثار خارجی، خصوصا انیمیشن‌ها، منتها با بلیت‌هایی با بهای بسیار زیاد می‌کردند. از 14 تیر 96 تا تیرماه 97 حدود یک سال گذشت و کسی که بالاخره در این‌باره اولین قدم عملی و قانونی را برداشت، علی آشتیانی‌پور یکی از تهیه‌کنندگان سینمای ایران بود. او امروز مدیر پخش فیلم‌های خارجی در سینمای ایران است. اولین فیلم خارجی که پس از سال‌ها در سینمای ایران به صورت قانونی روی پرده رفت، «تمام پول‌های جهان» ساخته ریدلی اسکات و از تولیدات سال گذشته سینمای آمریکا بود. جالب اینجاست که بعد از اکران این فیلم، وقتی خبرنگاران از غلامرضا فرجی در ارتباط با مجوز آن سوال کردند، گفت که اطلاعی در این خصوص ندارد و محمد قاصداشرفی، رئیس انجمن سینماداران هم جز اینکه این فیلم در پردیس‌های کوروش و مگامال اکران شده‌اند، چیزی نمی‌دانست. اما علی آشتیانی‌پور راه بسیار سختی را آغاز کرده بود. «همه پول‌های جهان» نتوانست گیشه موفقی داشته باشد و حتی یکی از روزها را بدون مخاطب گذراند. آشتیانی‌پور پیش از این خودش گفته بود که این طرح در مراحل ابتدایی، به قصد آزمودن و سنجیدن تمام جوانب پیش می‌رود و لابد این فیلم هم روی همین حساب‌ها انتخاب شده بود؛ فیلمی که جزء تولیدات سال گذشته به حساب می‌آمد و عدم اقبال نسبت به آن دور از پیش‌بینی‌ها نبود. این تهیه‌کننده قدیمی سینما در گفت‌وگو با «فرهیختگان»، ابعاد و جزئیات راهی که سینمای ایران پس از 34 سال، امروز مجددا در ابتدای آن قرار گرفته را توضیح می‌دهد و همچنان امید دارد که اکران آثار خارجی در سینمای ایران نه‌تنها موفق از آب دربیاید، بلکه به صنعت فیلمسازی کشور هم کمک کند. آشتیانی‌پور، تهیه‌کننده سینما در گفت‌وگو با «فرهیختگان»: ایده‌آل ما اکران فیلم‌های روز دنیاستیشترین صحبتی که درخصوص طرح اکران آثار خارجی در سینمای ایران مطرح بود، حول‌وحوش آوردن تنوع ژانرها به سینمای ایران دور می‌زد. شما قصد داشتید چنین تاثیری را در وهله اول روی مخاطب بگذارید یا روی سینماگران ایرانی؟ بیشتر از تاثیرگذاری، توجه ما به مطالبات مخاطبان است. یعنی اگر این اتفاق بیفتد، یک مقدار تنوع بیشتری را در ژانرها خواهیم داشت و سبد آثاری که در پیشخوان مخاطبان قرار می‌گیرند، کامل‌تر خواهد شد. مبنای شما برای انتخاب فیلم‌های خارجی جهت اکران در ایران چه چیزی است؟ طرح شما مناطق خاصی از کشور یا طیف‌های اجتماعی به‌خصوصی را مدنظر قرار داده یا قرار است برای عموم مردم ایران باشد؟ ما خیلی قصد نداریم به‌طور هدفمند مخاطب خاصی را دنبال کنیم. فیلم‌هایی که تماشای آنها روی پرده جذابیت دارد، چه به لحاظ بصری و چه به لحاظ مضامین، می‌توانند مورد توجه ما و جزء انتخاب‌هایمان باشد و امیدواریم که بتوانیم انتخاب‌های خوبی داشته باشیم. بعضی از مخاطبان چه در تهران و چه شهرستان‌ها ممکن است به فیلم‌های عامه‌پسند هندوستان علاقه داشته باشند، همین‌طور انیمیشن هم مخاطبان بسیاری دارد. آیا برای این نوع سلیقه‌ها هم برنامه‌ای دارید و طرح شما آنها را هم دربر خواهد گرفت؟ بله، برای تمام این گروه مخاطبان هم چیزهایی در نظر گرفته شده. الان در سبد اکران ما انیمیشن هم هست و به اکران سه‌بعدی آن فکر می‌کنیم. از طرفی چون طیف مخاطبان سینما سلیقه‌های متنوعی دارند، اگر فیلمی متعلق به سینمای هندوستان هم باشد و بتواند به‌طور قانونمند در ایران اکران شود، می‌تواند به‌عنوان بخشی از نیاز دیده شود و در صورتی که مورد استقبال مخاطب قرار بگیرد، اکران بشود. فیلم «تمام پول‌های جهان» که به‌عنوان اولین فیلم در طرح اکران‌های خارجی به نمایش درآمد، فیلمی بود که یک سال از زمان تولید و پخش آن گذشته بود و پیش‌بینی می‌شد که در گیشه‌های ما چندان موفق نباشد. آیا شما خودتان هم پیش‌بینی می‌کردید که استقبال از آن چندان زیاد نباشد؟ بدون شک این وضعیت برای ما قابل پیش‌بینی بود؛ آن هم به این دلیل که در شرایط عادی، یک سیستم باید بتواند فیلمی را معرفی کند و بعد به نمایش در بیاورد تا مورد توجه مخاطب قرار بگیرد. شروع ما بالاخره شروعی بود که در یک اکران محدود و با فیلمی بدون معرفی قبلی اتفاق افتاد و براساس آن نمی‌شود قضاوت دقیقی راجع‌به کلیات اکران‌های خارجی در سینمای ایران داشت. این فیلم اگر در دوران دیگری و با وضعیت دیگری اکران بشود، ممکن است خیلی استقبال بیشتری را به خود ببیند. پس طبیعتا در این شرایط اکران، چندان نمی‌شود دقیق قضاوت کرد که آیا مورد توجه مخاطب قرارگرفته یا نه. خیلی‌ها نمی‌دانند که این فیلم اکران شده و خیلی‌ها به دو سالنی که فیلم در آن پخش شده، دسترسی آسان ندارند. در آینده این روند را چطور ادامه خواهید داد که چنین مسائلی به وجود نیاید؟ ایده‌آل ما این است که اکران فیلم‌های روز دنیا را در برنامه داشته باشیم و حداقل یک هماهنگی با اکران‌های منطقه‌ای خودمان وجود داشته باشد. رسیدن به این ایده‌آل ممکن است مقداری زمان ببرد. ضمن اینکه آماده‌کردن فیلم‌ها برای اکران هم، زمان می‌برد. ما زمانی برای دوبله و زمانی برای اخذ مجوزهای لازم و عبور از مجاری مختلف قانونی لازم داریم که اینها طبیعتا مقداری اکران را عقب می‌اندازند. یعنی حتی اگر به‌روزترین فیلم دنیا را در دستور کار برای اکران در ایران قرار دهیم، اکران آن نسبت به نمایش اصلی‌اش عقب می‌افتد. اما ما دنبال آن هستیم که این فاصله زمانی را به حداقل برسانیم و در مورد این فیلم که یک‌سال پیش ساخته شده و حالا روی پرده رفته‌است، قصد ما فقط شروع بود و می‌خواستیم متوجه شویم که چه نیازهایی باید دیده شوند و چه خلأهایی باید پر شوند. برای توسعه سالن‌ها هم فکری کرده‌اید؟ طبیعتا مخاطبانی که می‌توانند این فیلم‌ها را در تلویزیون‌های بزرگ داخل منازل ببینند، باید روی پرده سینما شاهد کیفیت‌های خیلی بهتری باشند تاانگیزه بلیت خریدن در آنها ایجاد شود. در حال حاضر خیلی از سالن‌های ما حتی نور و رنگ مناسبی هم ندارند …بحث کیفیت برای ما خیلی اهمیت دارد. سالن‌هایی که در تهران این امکان برایشان مهیا است، سالن‌های اصطلاحا برتر هستند. ما برای جلب رضایت مخاطب تلاش می‌کنیم؛ در انتخاب سالن کیفیت آن را لحاظ بکنیم و همین می‌تواند برای سالن‌هایی که طی این چندوقت کیفیت مناسبی نداشته‌اند، تشویقی باشد تا سطح‌شان را بالا ببرند. آقای داوود نژاد به‌عنوان یکی از اعضای شورای عالی تهیه‌کنندگان گفته بود که این اکران‌ها گسترده نیست. حالا از شما می‌پرسیم که آیا این اکران‌ها در آینده گسترده هم خواهند شد؟ ببینید ما یک خط قرمز داریم که در هر شرایطی برای ما مهم است. خط قرمز ما سینمای ایران است. من خودم تهیه‌کننده همین سینما هستم و دارم با همین استانداردهای موجود در داخل، تولیداتم را انجام می‌دهم. طبیعتا نه من و نه هیچ‌کدام از مسئولانی که به این کار فکر کرده‌اند، نمی‌خواهند هیچ‌گونه آسیبی به سینمای ایران برسد. این سینما اولویت اصلی ما و خط قرمز ماست و هر چیزی که بخواهد به آن خدشه‌ای وارد کند، با دقت سعی می‌کنیم که از آن مراقبت کنیم و هرگز سینمای ایران را قربانی سینمای غیرایرانی نخواهیم کرد. با توجه به همه آن چیزهایی که گفتید، بالاخره اکران‌های خارجی در ایران گسترده می‌شوند یا خیر؟ آیین‌نامه‌های شورای صنفی نمایش محدودیت‌هایی برای این نوع از اکران قائل شده که طبق آنها فکر نمی‌کنم چنین سینمایی به هیچ‌وجه بتواند جای سینمای ایران را بگیرد. در کل تهران، فقط سه مجموعه هستند که امکان نمایش یک‌سانس به این فیلم‌ها را دارند؛ کوروش، باغ کتاب و مگامال. فقط همین سه مجموعه می‌توانند در سه‌سانس برای 150 نفر این فیلم‌ها را نمایش بدهند. سانس‌های دیگر در سالن‌های دیگر هم فقط می‌توانند فوق‌العاده باشند. سانس فوق‌العاده هم برای سالن‌داران هزینه دارد. یعنی یک سالن‌دار برای اینکه سانس فوق‌العاده داشته باشد، باید هزینه‌های بیشتری را چه به لحاظ پرسنلی و چه هزینه‌های جاری دیگر متقبل شود و فیلم هم در یک‌ساعت غیرمرسوم‌تری نمایش داده می‌شود. به همین دلیل ممکن است فیلم‌های ایرانی علاقه چندانی به سانس‌های فوق‌العاده نداشته باشند و ما بتوانیم از همین فرجه استفاده کنیم. وقتی در آن ساعات از شب که سانس فوق‌العاده برگزار می‌شود، فیلم ایرانی نتواند بفروشد، چطور ممکن است فیلم‌خارجی بفروشد؟ الان در کلان‌شهرها ساعات خواب و بیداری مردم فرق کرده و امروز شهروندان ساعات بیشتری از شبانه‌روز را می‌توانند بیدار بمانند که این زمان می‌تواند به تماشای سانس‌های فوق‌العاده فیلم‌های خارجی اختصاص پیدا کند. الان عده‌ای از ساعت 11 شب به بعد، امکان سینما رفتن ندارند؛ چون در آن ساعت سینما بسته است. اما با این طرح در همان ساعات هم فیلم‌هایی روی پرده وجود خواهند داشت که چنین افرادی تماشا کنند. سانس‌های صبح هم برای ما یک امکان به حساب می‌آیند، مثلا می‌شود فیلم را در سانس‌های فوق‌العاده‌ای اکران کرد که یکی از آنها صبح و یکی از آنها آخر شب باشد. به عبارتی شما می‌خواهید ظرفیت را گسترش بدهید نه اینکه تقسیم کنید. دقیقا این هدف اصلی ماست. من خیلی وقت‌ها به افرادی برمی‌خورم که می‌پرسند چرا فیلم‌های خارجی در سینمای ما اکران نمی‌شود. شاید کسانی باشند که اگر امکان دیدن یک فیلم خارجی روی پرده برایشان وجود نداشته باشد، برای دیدن کارهای دیگر هم وقت نگذارند. ما می‌خواهیم این نوع مخاطبان را به دست بیاوریم، نه اینکه مخاطب فیلم ایرانی را از آن سالن به این سالن بیاوریم و فیلم خارجی برایش نمایش بدهیم. طبیعتا آن افراد هم وقتی به سینما رفتن عادت کنند و پایشان به سالن‌ها باز شود، مخاطب فیلم‌های داخلی هم می‌تواند افزایش داشته باشد. این البته رقابت نسبتا سختی را برای بچه‌های سینمای ایران به وجود می‌آورد که آنها را ترغیب خواهد کرد تا سطح کیفی آثار را ارتقا بدهند و در نوع آثارشان تنوع ایجاد کنند. در این طرح، کپی‌رایت هم توسط سینمای ایران رعایت خواهد شد و شما این نسخه‌ها را می‌خرید؟ بدون شک هدف اصلی ما و خود «موسسه رسانه‌های تصویری» که عهده‌دار مسئولیت خرید این آثار قرار گرفته، همین است و این مورد به صورت جدی دنبال می‌شود. قرار است این آثار خریداری شوند، البته نه با قیمت زیاد بلکه با قیمتی بسیار کم. تحریم‌ها روی امکان خرید این آثار تاثیرگذار نیستند؟ تحریم‌های اقتصادی ظاهرا تازه درحال اعمال‌شدن هستند، ولی در واقع سینمای ایران از سال 57 به یک شکل آشکار و پنهان تحریم شده است. کمپانی‌های بزرگ، دیگر هیچ همکاری روشنی با ما انجام ندادند یا ما میلی به همکاری نداشتیم یا آنها نداشتند و در هر صورت تحریم برای سینمای ایران تازگی ندارد.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار