۲۳:۱۰
دسته: سیاسی-فرهنگی
کد خبر: 17675536
پایان تنهاییِ یک عابر خاموش
پایان تنهاییِ یک عابر خاموش
پایان تنهاییِ یک عابر خاموش
به اشتراک بگذارید:
محسن بوالحسنیخبرنگارتقریباً هر روز مسیرم از مدرسه «فیروز بهرام» می‌گذرد. هر بار که از جلوی در این مدرسه رد می‌شوم یک جای حواسم به آن طرف خیابان باریک است و پیاده‌رویی که دارد. هنوز تصور می‌کنم فروغ گوشه‌ای پشت درخت‌هایی که امروز نیست ایستاده و دارد پسر عزیزش را تماشا می‌کند. مخفیانه. یکبار هم می‌رود رو به کامیار می‌گوید: «بیا برویم خیابان حافظ کمی قدم بزنیم بعد برویم کافه‌ای جایی بنشینیم.» اما خود کامیار روایت می‌کند که «من به حرفش گوش ندادم و راهم را کشیدم و رفتم و پشت سرم را هم نگاه نکردم.» خانواده فرخ‌زادها، خانواده عجیبی بودند. گاهی عجیب و گاهی غریب در مرگ‌ها. کامیار شاپور فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور خودش گاهی نقاشی می‌کرد، می‌نوشت و شاعری شوریده بود که یک تاریخ را به‌تنهایی به دوش می‌کشید؛ شاید. دیروز خبری روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت که حاوی مرگ کامیار شاپور در 66 سالگی بود. درباره او و خانواده‌اش حرف‌های زرد و بی‌توجیه بسیار زیاد زده و شنیده شده که بسیاری از آنها هیچ تصویر درستی از هیچ‌کدام از افراد این خانواده به دست نمی‌دهند. مهم هم نیستند. حالا یادگار فروغ و پرویز شاپور به پدر و مادری پیوسته که یک عمر در فقدان زندگی کردند و شاید از این به بعد این قهر به آشتی بدل شود و آنها دوباره خانواده‌ای شوند دوست داشتنی، فرهیخته و بزرگ کنار هم.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار