۰۹:۳۸
دسته: فرهنگی-فرهنگی
کد خبر: 17681066
ایمانی که همسفره شک است
ایمانی که همسفره شک است
گام بلندی که حکمت در این کتاب برداشته عبور از تفکر شریعت مابانه است و آن با ایمانی میسر می‌شود که حکمت بیان می‌کند؛ این ایمان همسفره شک است یعنی می‌توانیم ایمان داشته باشیم و در عین حال شک بورزیم. این نوعی از ایمان است که جامعه فقه زده ما به آن نیازمند است.
به اشتراک بگذارید:
ایران آنلاین /گروه اندیشه: نشست نقد و بررسی کتاب «شاکله شناسی» تالیف نصرالله حکمت، استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی 24 تیرماه با حضور نویسنده اثر، قباد منصور بخت، عبدالله صلواتی، عبدالحمید ضیایی، رضا ماحوزی، اسدالله رحمان‌زاده و محمد ابراهیم ضرابی‌ها در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار شد. *نصرالله حکمت: به نقد همدلانه کتاب محتاجمحکمت در ابتدای این نشست توضیحاتی درباره کتاب ارائه کرد و با بیان اینکه به نقد همدلانه این کتاب محتاجم گفت: این یک اثر کاملاً بومی است و قرار است به موضوع انسان‌شناسی و خویشتن‌شناسی بپردازد. ما نیز به طرح این گونه مباحث نیازمندیم چراکه اکنون زیر هجوم بسیاری از واژه‌های بیگانه هستیم و مسایل زیادی را به ما تزریق کرده‌اند که اساساً مساله ما نیست و به درد ما نمی‌خورد که اکنون به دنبال درمان آن هستیم. از سوی دیگر مساله ناخودآگاه در این کتاب مطرح می‌شود و بر اساس آن ادبیاتی در کتاب طرح شده است. وی ادامه داد: ناخودآگاه در جهانی که متولد شده ضرورت داشته یعنی در آنجایی که انسان خدا را می‌کشد تا ناخودآگاه ظهور می‌کند. حال این مساله در جامعه ما بیان شده در صورتی که این مساله به جامعه‌ای تزریق شده که نباید می‌شده است. به گفته استاد دانشگاه شهید بهشتی، در این کتاب به این موضوع پرداخته شده که در ادبیات و سنت خودمان یعنی ایرانی که سابقه پنج هزار ساله در عرفان، تفکر و هنر دارد مسائلی مانند ناخودآگاه و … تزریق شده است. همچنین مولفه‌هایی که توسط اسلام وارد این سرزمین شده و باید توجه کرد که پدران ما با آگاهی و فهم این دین را اختیار کردند. وی افزود: ما در حالی که سابقه پنج هزار ساله در تفکر داریم، نباید دست بسته تسلیم ادبیات دیگران شویم. بنابراین من با این دغدغه که در روزگاری زیست می‌کنیم که مشکلاتی داریم اما با اتکا بر تمدن خودمان دوست ندارم انسان ناخودآگاه باشم بلکه می‌خواهم انسان شاکله باشم چراکه انسان ناخودآگاه خود هیچ اختیار و اراده‌ای ندارد. بنابراین من دوست دارم انسان شاکله باشم! *رحمان زاده: ایمانی که حکمت در کتاب «شاکله شناسی» خود تصویر کرده، سناریو نیست فلسفه استرحمان‌زاده در بخش دیگری از این نشست با اشاره به ضرورت تالیف این کتاب عنوان کرد: در طول سالیان زندگی و مطالعه در غرب به این نتیجه رسیدم که غرب به پوچ‌گرایی رسیده است. بنابراین بحث دکتر حکمت در این کتاب به یکی از نیازهای من پاسخ می‌دهد، در عین حال که باید بگویم با این پروژه همدل هستم امانقدهایی هم به آن دارم. وی با اشاره به رویکردهای چامسکی و فوکو به اخلاق توضیح داد: چامسکی معتقد است امر اخلاقی در ساختار زبان ریشه داشته و امری جهانشمول است. او در این بحث مخالف نسبی‌گرایی اخلاقی است. در مقابل چامسکی، فوکو را داریم که معتقد است اخلاق نسبی است و طبیعت بشر وجود ندارد. بلکه این طبیعت بر ساخته تاریخی است. فاعل انسانی از منظر او افسانه‌ای بیش نیست و ما در یک گفتمان ساخته می‌شویم که لفظ هم در آن وجود ندارد. به گفته وی، در این سیستم فکری البته به تناقض می‌رسیم و البته دیدگاه دکتر حکمت در این کتاب پادزهری در برابر این رویکرد است. حکمت در کتابش معتقد است که دیدگاه معطوف به قدرت زاده نهیلیسیم است و بحث اراده معطوف به ایمان را در مقابل آن طرح می‌کند. البته مشکل این مسأله هم این است که ایمان هم در عمل در بسیاری اوقات به یک نوع افراط‌گرایی منجر می‌شود. رحمان‌زاده تاکید کرد: دکتر حکمت در این کتاب در تلاش است تا به یک ایمان ابراهیمی برگردد. ایمانی که در شاکله‌شناسی معرفی می‌شود و می‌تواند نقد و شک را بپذیرد و در اینجاست که تلاش می‌کند نهیلیسیم و افراطی‌گری را نفی کند. او بر این پایه معتقد است که طبیعت بشر بر اساس شاکله شکل می‌گیرد و در این زمینه که انسان اختیار دارد با چامسکی اشتراک دارد. از سوی دیگر مشخصه شاکله انسانی نقدپذیری است. این مدرس دانشگاه در پایان گفت: تفکر در غرب وجود یک نامتناهی را انکار می‌کند، اما در این کتاب خلاف این دیدگاه بیان می‌شود. به هر حال این اثر منطق گفت‌وگو دارد و یک تز مناسب برای پدیدارشناسی جدید است. به اعتقاد من امروز سخن گفتن از این نوع ایمانی که در کتاب طرح شده در شرایطی که خیلی‌ها ایمان را کنار می‌گذارند نه تنها یک سناریو نیست بلکه یک فلسفه است. ضرابی‌ها: مباحث کتاب «شاکله شناسی» دکتر حکمت به آثار روانشناسی شخصیت شباهت داردضرابی‌ها هم در ادامه این نشست با اشاره به اینکه طرح مباحث کتاب به آثار روانشناسی شخصیت شباهت دارد، گفت: بحث شاکله‌شناسی علاوه بر اینکه یک بحث روانشناسی است درون دینی هم هست. در روانشناسی برگشت عمل به شخص را به شخصیت و وجود انسان بر می‌گردانند. فارغ از اینکه ایمان داشته باشید یا نداشته باشید شما خودشناسی دارید. بهتر بود دکتر حکمت در کتاب بخش کوتاهی را به این موضوع اختصاص می‌داد که چگونه می‌توان تطبیق بین روانکاوی و ایمان وجود داشته باشد. وی با بیان اینکه حکمت در کتاب از ایمانی سخن می‌گوید که زایش ایمان را در درون خودش دارد عنوان کرد: در این باره می‌توان به این موضوع اشاره کرد که بحث انسداد و انفتاح به این بر می‌گردد که هر چه در خودشناسی عمیق‌تر شود در انسداد و انفتاح عمیق‌تر می‌شود. کتاب شاکله‌شناسی منفذ جدیدی به این موضوع است و به نظر می‌رسد که فردی که در رفتار شاکله‌مند خودش مسیر اعتدال را انتخاب می‌کند می‌تواند از شاکله‌های خود بهره ببرد. بدین معنی که تنها شناخت و اطلاعات موجب انفتاح می‌شود ممکن است که دچار انسداد هم بکند. وی عنوان کرد: آنچه که انسان را به زمین گیر می‌دهد دانسته‌هایش است و آنچه که او را رها می‌کند سکوت است. این مطلب را دکتر حکمت در کتاب به زبان دیگری طرح می‌کند. اما این سوال مطرح می‌شود که مرز دانستن و آگاهی که انسان را به انفتاح شاکله برساند کجاست؟ ضیایی: کتاب «شاکله شناسی» حکمت، جرح و تکاپوی جدید برای زندگی اکنون ماستضیایی دیگر سخنران این نشست با اشاره به اینکه کتاب برایش عجیب بوده عنوان کرد: این کتاب یک جرح و تکاپوی جدید برای زندگی اکنون ماست و نیاز به آن هم در این است که اگر بخواهیم از سنت دینی‌مان فاصله بگیریم چگونه می‌توانیم راه حل‌های بومی ارائه دهیم. وی افزود: گام بلندی که حکمت در این کتاب برداشته عبور از تفکر شریعت مابانه است و آن با ایمانی میسر می‌شود که حکمت بیان می‌کند؛ این ایمان همسفره شک است یعنی می‌توانیم ایمان داشته باشیم و در عین حال شک بورزیم. این نوعی از ایمان است که جامعه فقه زده ما به آن نیازمند است. حال این سوال مطرح می‌شود که ایده و نفس شاکله آیا ایده بومی است یا خیر؟ وی در پاسخ گفت: نگاه حکمت در این کتاب در ادامه فلسفه غرب و به ویژه نگاه دایره مسیحی غرب است. حال باید تفاوت و شباهت‌ها را بررسی کرد. رکن شاکله ایمان به غیب است که تفاوتی با دیدگاه کیرکگور در این موضوع ندارد و در نگاه کانت و … هم دیده می‌شود اما اگر بخواهیم وارد بازی زبانی که نویسنده در این مطرح کرده بشویم داستان دیگری است. ماحوزی: کتاب «شاکله شناسی» دکتر حکمت را عقلانی و فلسفی نمی‌دانمماحوزی نیز در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه جایگاه استفاده از واژه تعقل را بدانیم گفت: تعقلی که دکتر حکمت در کتاب از آن نام برده به معنای واقعی کلمه تعقل نیست و ما باید منظورمان را از این واژه مشخص کنیم. به همین دلیل است که من کار ایشان را در این کتاب عقلانی یا فلسفی نمی‌دانم. از سوی دیگر اگر رویکرد نویسنده در کتاب را هم بپذیریم می‌بینیم که ایشان به خودشان اجازه داده‌اند کل فلسفه غرب را بیهوده و تقلیل‌گرایانه تبیین کرده است. حال این مساله مطرح می‌شود که چگونه این رویکرد می‌تواند با رویکردهای دیگر گفت‌وگو کند، در صورتی‌که هیچ یک از رویکردهای دیگر را به مشروعیت نمی‌شناسد. اساساً منطق گفت‌وگو این است که چند رویکرد را به رسمیت بشناسید. اگر شما ناچار شوید که این تز را مفهومی کنید باز هم نظریه شما بدیع و نو نخواهد بود. عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی درباره عنوان این کتاب نیز بیان کرد: عنوان «شاکله‌شناسی» که برای این کتاب انتخاب شده ذهن را به این موضوع که اثر درباره ایمان است هدایت نمی‌کند. / ایبناکلمات کلیدی ایمانی که دکتر حکمت تصویر می‌کند، همسفره شک است گزارش نقد و بررسی کتاب «شاکله شناسی» اثر دکتر حکمت کتاب «شاکله شناسی» دکتر حکمت را عقلانی و فلسفی نمی‌دانم
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار