۰۷:۳۵
منبع: حوزه
دسته: فرهنگی
کد خبر: 17749046
ماجرای زیارت قاچاقی و توسل به امام رضا (ع)
ماجرای زیارت قاچاقی و توسل به امام رضا (ع)
حوزه/ هنگامی که اوضاع مملکت روسیه به هم خورد، من قصد نمودم از آنجا به طرف ایران حرکت کنم به قصد زیارت حضرت ثامن الائمه (ع) و چون تذکره (گذرنامه) برای آمدن به ایران نمی‌دادند، ناچار بودم که قاچاقی بیایم و قاچاق آمدن هم …
به اشتراک بگذارید:
به گزارش خبرگزاری «حوزه»، کتاب کرامات الرضویه (ع) به قلم علی میرخلف زاده، منتخبی از معجزات امام علی بن موسی الرضا (ع) بعد از شهادت است که به مناسبت دهه کرامت و ولادت هشتمین پیشوای شیعیان در شماره‌های گوناگون تقدیم علاقمندان به این امام همام می‌گردد. * زیارت قاچاقیآقا میرزا اسحق لنکرانی نقل نمود: هنگامی که اوضاع مملکت روسیه به هم خورد، من قصد نمودم از آنجا به طرف ایران حرکت کنم به قصد زیارت حضرت ثامن الائمه (ع) و چون تذکره (گذرنامه) برای آمدن به ایران نمی‌دادند، ناچار بودم که قاچاقی بیایم و قاچاق آمدن هم بسیار سخت بود در وقت گذشتن از سرحد و اگر کسی دچار مستحفظین سرحد می‌شد، مجازاتش هم سخت بود؛ لکن من با این حال متوکلا علی الله به راهنمائی یک نفر از قاچاقچی‌ها رو به راه نهادم تا از پشت قراولخانه روسیه که سرحد بود رد شده و گذشتم. چون نزدیک قراولخانه ایران رسیدم سه نفر از سالدات روسی جلوی من آمدند و مرا گرفتند و گفتند برگرد آنگاه چند شلاق به من زدند و در نهایت خشم مرا به جلو انداخته و آزارم می‌نمودند و برگردانیدند. من در آنوقت بسیار مضطرب و گریان شدم و اشک در چشمم جاری گردید و روی به جانب خراسان نموده، عرض کردم یا امام رضا: من به قصد زیارت و خاک بوسی آستان تو می‌آمدم؛ از کرم تو دور است که نجات مرا از خدا نخواهی؛ همین که این توسل از دل من گذشت فورا مثل اینکه یک باره آبی روی خشم ایشان ریخته شد، دست از من برداشته و با کمال آرامی و ملاطفت گفتند: هرکجا می‌خواهی برو ما دیگر به تو کاری نداریم و چون رها شدم، خودم را به قراولخانه ایران رسانیدم. قراول ایرانی گفت من دیدم که آنها تو را گرفته بودند و راهی هم بر مساعدت با تو نداشتم؛ خوب شد که خداوند به قلب آنها انداخت از تو دست برداشتند.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار