۰۰:۱۱
دسته: فرهنگی
کد خبر: 18295007
من که نان از عمل ریش خورم
من که نان از عمل ریش خورم
همه چیز از یک داستان عاشقانه شروع شد. یک شکست عشقی، پای میثم را به دنیای مدلینگ باز کرد. می‌پرسید چطور؟ با «ریش» . ریش؟! بله، ریش. حالا ممکن است بپرسید رابطه شکست عشقی و ریش و مدلینگ چیست؟
به اشتراک بگذارید:
ایران آنلاین / اگر می‌خواهید به جواب سؤال‌تان برسید باید ماجرای میثم ورمرزیار را بخوانید. جوان 28 ساله همدانی که او را با نام هنری آریو می‌شناسند. آریو فوق دیپلم رایانه دارد و مدتی هم معماری خوانده و درحال حاضر در زمینه درهای اتوماتیک کار می‌کند. از کی ریش به این بلندی را داری؟ 4 سالی هست، از سال 93.داستان ریش معروفت از کجا شروع شد؟ راستش مشکلی داشتم و از خودم دست کشیده بودم. شکست عشقی خورده بودم و خودم را رها کرده بودم. در طول 3 ماه ریشم بلند شد. یکی از دوستانم که خودش ریش بلند داشت و در کار مدلینگ هم بود، من را دید و گفت چقدر خوب شده‌ای و چه ریش و سبیل پُری داری! خودش ریش گذاشته بود اما می‌گفت ریشم هیچ وقت اینقدر پر و خوب نشده؛ بعدش رفت ریش خودش را زد (با خنده) خلاصه تشویقم کرد و گفت دست نزن به ریشت و راهنمایی هم کرد که فلان مدل درستش کن. همان موقع وارد کار مدلینگ شدی؟ همان موقع که نه، ریش و سبیلم حس خاص بودن بهم می‌داد و می‌دیدم که مردم نگاهم می‌کنند. البته قبلش هم حس خاص بودن داشتم و حتی الان هم خیلی وقت‌ها سعی می‌کنم در انظار عمومی نباشم. (خنده) یک بار در رستوران نشسته بودم و موقعی که رفتم غذایم را بگیرم، آقایی جلو آمد و گفت که عکاس است. گفت تو میمیک صورتت خیلی خوب است، بعد چند تا سؤال کرد. سؤالاتی مثل اینکه دورنگی ریشت مال خودش است یا رنگ می‌کنی و چند تا سؤال دیگر. گفتم همه‌اش طبیعی است و هیچ کاری نمی‌کنم. پرسید می‌توانم چند تا عکس ازت بگیرم؟ من هم قبول کردم. عکس‌ها را گرفت و بعد از آن بود که برای چند کار مدل عینک و کلاه شدم. قرار بود عکس‌هایم در مجله هم چاپ شود اما گفتند مغایر شئون است و ایراد گرفتند. درآمدت از کار مدلینگ چطور بود؟ راستش من اصلاً آن موقع به درآمد این کار فکر نمی‌کردم. خودم کار دیگری داشتم و مشغول کار خودم بود؛ ولی همان موقع که وارد این کار شدم فهمیدم که اگر اسپانسر و حامی نداشته باشی، نمی‌توانی کاری از پیش ببری. رابطه و آشنا هم خیلی مهم است. چطور شد پایت به بازی در سریال باز شد؟ مدتی گذشت و من هم دیگر دنبال کار مدلینگ نرفتم تا اینکه عوامل سریال «علی البدل» آقای سیروس مقدم به همدان آمدند و آگهی کردند برای جذب بازیگر. کسی که در سریال مسئول بود آگهی را به من داد و گفت این را داشته باش و به ما سر بزن. با بهرام افشاری هم که در آن سریال بازی می‌کرد، بچگی همبازی بودم. خلاصه رفتم سر صحنه فیلمبرداری و کسی که آنجا مسئول بود تا مرا دید گفت نمی‌دانم چرا این بچه‌های تئاتر اینقدر دیر می‌آیند، فکر کردند تئاتری هستم. خلاصه در آن سریال نشد بازی کنم اما مشخصاتم را توی آرشیو داشتند. به خاطر همین برای یک کار دیگر با من تماس گرفتند؛ «امپراطوری جهنم» آقای شیخ طادی. آنجا جزو خاخام‌های یهودی بودم که خب نقشم خیلی کوتاه بود چون به هرحال آشنا نداشتم. برای کار «ماه تی تی» آقای میرباقری هم که برای شبکه خانگی بود ازم شماره گرفتند اما کار نصفه قطع شد. از این کارها البته درآمدی نداشتم، در واقع دستمزدم را ندادند. پس به کل از بازی ناامید شدی. بعدش چه کار کردی؟ دیگر دنبالش نرفتم، مدتی رفتم ترکیه. آنجا برای شبکه ماهواره‌ای از من تست مجری گری گرفتند و گفتند عالی است و خیلی راضی بودند. اما شنیده بودم اگر با این شبکه‌ها همکاری کنی، دیگر نمی‌توانی به ایران برگردی و به خاطر همین هم از این کار منصرف شدم و به ایران برگشتم. الان هم کار مدلینگ می‌کنم؛ نقش داماد اسپرت برای تبلیغات آتلیه‌ها. به هرحال داماد اصلی باید شش تیغ باشد و برای عکس‌های اسپرت داماد از مدل استفاده می‌کنند. فیزیک مناسب مدلینگ مثل قد بلند را هم دارم. کار تیزر تبلیغاتی هم انجام می‌دهم و هر وقت کاری از این دست پیش بیاید تهران می‌آیم. برای کار مدلینگ بیشتر از توی اینستاگرام پیدایم می‌کنند و پیام می‌گذارند چون عکس‌های زیادی از خودم در صفحه اینستاگرامم هست. شده که به خاطر ریش برایت مشکلی پیش بیاید؟ چند بار پیش آمده که عکس‌های پروفایلم را برداشته بودند و جای عکس خودشان گذاشته بودند. یک بار یکی از دوستانم دیده بود و به طرف گفته بود این عکس را از کجا برداشته‌ای و او هم جواب داده بود عکس خودم است. دوستم گفته بود من این را می‌شناسم و طرف که دیده بود قضیه لو رفته، گفته بود این عکس یک هنرپیشه خارجی است. دوستم هم گفته بود من با این آدم همخانه بوده‌ام و خلاصه که این حرف‌ها بینشان رد و بدل شده بود. درآمد دیگری از راه ریش نداری؟ من در ترکیه که بودم از یک استاد عطار، طرز تهیه روغن تقویتی ریش و سبیل را یاد گرفتم. در واقع آنجا برای تبلیغ روغن و سرم ریش کار مدلینگ کردم و از همان عطاری که روغن‌ها را درست می‌کرد، طرز تهیه‌شان را یاد گرفتم. الان اگر سفارش باشد، این کار را انجام می‌دهم. توی همان اینستاگرامم در موردش نوشته‌ام. باید عکس طرف را ببینم که با توجه به پری ریشش روغن را بسازم، چون ترکیبش برای همه یکجور نیست. الان بیشتر، خانم‌ها مشتری شده‌اند و برای ابرو می‌برند و می‌گویند تأثیرش خیلی خوب است. قصد نداری ریشت را بزنی؟ خسته‌ات نمی‌کند؟ نه اصلاً، چون هنوز داغدار شکست عشقی‌ام هستم. فقط برایم محدودیت‌های زمانی ایجاد می‌کند. مثلاً اینکه هر وقت بخواهم بیرون بروم، یک ساعت زمان باید صرف کنم برای مدل دادن و مرتب کردم ریشم. باید ریشم را بشویم، خشک کنم و حالت بدهم. با هرکس هم قرار داشته باشم می‌داند که به این زمان نیاز دارم تا آماده شوم، خصوصاً وقتی کار عکاسی دارم. به هرحال بستگی دارد که کجا می‌خواهم بروم. چه آرزویی داری؟ خیلی‌ها بهم گفته‌اند تو استعداد داری و می‌توانی بازیگر شوی. راستش خودم چنین رؤیایی دارم و دلم می‌خواهد روزی بازیگر خوبی شوم اما به‌دلیل نداشتن آشنا و مشکلات مالی و ورشکستگی که برایم پیش آمد، نتوانستم در این زمینه کاری بکنم. یک بار هم برای یک نقش خیلی خوب انتخاب شدم و تست گریم دادم و همه چیز خوب بود، اما در نهایت کسی که پسرخاله فلانی بود انتخاب شد. چند جلسه هم سر صحنه برای فیلمبرداری رفتم و در نهایت همان شخص دیگر جایم را گرفت. خیلی دوست دارم با نویسنده‌ای آشنا شوم و داستان زندگی‌ام را تعریف کنم چون خیلی جالب و عجیب است. زندگی‌ام خیلی بالا و پایین داشته و مشکلات زیادی داشته‌ام اما هنوز امیدوارم معجزه‌ای در زندگی‌ام اتفاق بیفتد. البته زندگی خیلی از جوان‌ها مثل من است. کسانی که پارتی و رابطه ندارند و به خاطر همین هم با وجود داشتن استعداد، کاری از پیش نمی‌برند. کلمات کلیدی مدلینگ مدل ریش شکست عشقی آریو میثم ورمزیار
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار