۲۰:۲۶
دسته: سیاسی-اقتصادی
کد خبر: 18316996
ناگفته‌های فروش نفت
ناگفته‌های فروش نفت
عناوین فرعی و اصلی فوق نام کتابی است در 375 صفحه نوشته آقای وحید حاجی‌پور، روزنامه نگار اقتصادی که اخیراً از تنور چاپ درآمده است. نفت برای ما ایرانیان خصوصاً برای نگارنده که خود را پژوهشگر روابط بین‌الملل هم بداند و با تحولات و ماجراهای نفتی از نوجوانی یعنی از شصت سال پیش آشنا بوده باشد، بسیار جالب و مهم است. به همین دلیل نام کتاب برایم وسوسه‌انگیز بود. البته «روایت نیم قرن تجارت طلای سیاه» به اندازه کافی به سیاست آغشته است، خصوصاً آنکه شامل ده دوازده سالی […]
به اشتراک بگذارید:
عناوین فرعی و اصلی فوق نام کتابی است در 375 صفحه نوشته آقای وحید حاجی‌پور، روزنامه نگار اقتصادی که اخیراً از تنور چاپ درآمده است. نفت برای ما ایرانیان خصوصاً برای نگارنده که خود را پژوهشگر روابط بین‌الملل هم بداند و با تحولات و ماجراهای نفتی از نوجوانی یعنی از شصت سال پیش آشنا بوده باشد، بسیار جالب و مهم است. به همین دلیل نام کتاب برایم وسوسه‌انگیز بود. البته «روایت نیم قرن تجارت طلای سیاه» به اندازه کافی به سیاست آغشته است، خصوصاً آنکه شامل ده دوازده سالی از پیش از انقلاب هم می‌شود؛ یعنی همان دورانی که با تشکیل اوپک و جنگ 1973 اعراب و اسرائیل، با افزایش شگفت‌انگیز میزان تولید و بهای نفت، در واقع تجارت آن معنادار می‌شود. روایت نفت بی‌اختیار یادآور حقایق و افسانه‌های دوران نهضت ملی است. دورانی که ملت ایران به تنها دارایی ارزآور خود می‌اندیشید که می‌توانست پشتوانه توسعه اقتصادی و صنعتی ایران شود، که نگرانی و امید بنیانگذاران سازمان برنامه ایران را به خود مشغول داشته بود. سهم ایران از سود مالیات در رفتة شرکت نفت انگلیس و ایران، پس از تجدیدنظر دوران رضاشاهی، در حدود 20 درصد به علاوه مبلغی ثابت به صورت نوعی حقوق مالکانه بود و شرکت نفت ایران و انگلیس را متعهد می‌کرد که برخلاف گذشته، به‌تدریج کارکنان فنی ایرانی را جایگزین پرسنل هندی و خارجی کند. تمدید قرارداد به مدت شصت سال و شامل تحویل رایگان کل دارایی و اموال شرکت نفت ایران و انگلیس در پایان دوره قرارداد بود. با پایان جنگ جهانی دوم و تبعید رضاشاه و تبلیغات علیه قرارداد تمدیدشده دوران او و تنزل ارزش پوند انگلیسی که درآمد ثابت ایران را کاهش می‌داد و اینکه به اصل اشتغال کارکنان ایرانی توجه چندانی نشده بود و خصوصاً با توجه به ورود آمریکا به عرصه اقتصاد بین المللی به عنوان ابرقدرت جدید و تغییر کلی شرایط حاکم بر بازار جهانی نفت که تقسیم سود میان کشور میزبان و شرکت‌های عهده دار بهره‌برداری و فرآوری و فروش را در عربستان و کویت و ونزوئلا و نفت ملی‌شده مکزیک به 50 50 رسانده بود، منطقاً ایرانیان را به فکر بهره‌مندی از شرایط منصفانه‌تری در حد سایر کشورها انداخت. این توجه به بهره‌مندی، از حمایت عمومی منجر به ملی شدن قانونی نفت ایران شد. «بهره‌مندی بیشتر از منافع نفت» مستلزم رسیدگی سریعتر به موضوع غرامت و تعطیل نگذاشتن صنعت نفت بود که به دلیل رقابت‌های سیاسی و نگرانی‌های ناشی از جنگ سرد بین‌المللی بیش از دو سال بدون نتیجه به تعویق افتاد، تا با روی کار آمدن دولت سپهبد زاهدی و امضای یک قرارداد پیمانکاری شرکت ملی نفت ایران با کنسرسیومی متشکل از شرکت پیشین نفت ایران و انگلیس (بی‌پی)، و شرکت‌های آمریکایی هلندی و فرانسوی بهره‌برداری از صنعت نفت ایران پس از تحمل زیانی ناشی از وقفه 4 ساله دوباره‌از سر گرفته شد. جالب است که کتاب «ناگفته‌های فروش نفت» نیز از همین جا آغاز می‌شود، با اشاره‌ای به تلاش ژاپن برای خرید مستقیم نفت ملی‌شده ایران در مارس 1953 که واسطه آن مصطفی خسروشاهی، بازرگان سرشناس بین‌المللی ایرانی آمریکایی بود که به دیدار هیأت ژاپنی با مصدق و پیشنهاد تخفیف 20 درصدی و خرید نفتکش در برابر نفت هم انجامید. ماجرای یک نوبت فروش نفت به ژاپن داشت به نوبت دوم می‌کشید که دولت مصدق در ایران جای خود را به زاهدی، و شرکت نفت ایران و انگلیس جای خود را عملاً به کنسرسیوم بین‌المللی داد و شرکت ژاپنی نیشومارو خریدار نفت ایران نیز تبدیل به شرکت فرآوری و بسته‌بندی غذاهای دریایی شد! بخش مهمی از اطلاعات دست اول کتاب بر پایه بررسی اسناد و نیز گفتگو با کارشناسان دوران قبل از انقلاب مانند قباد فخیمی و پرویز مینا از مدیران ارشد پیشین شرکت ملی نفت ایران و نیز کارشناسان پس از انقلاب همچون محمد مهدی بخارایی، عباس هنردوست، حجت‌الله غنیمی فرد، پرویز راحت، محمدجواد عاصمی‌پور، سیدمحسن قمصری، محمدعلی خطیبی و صفرعلی کرامتی تنظیم شده است و اطلاعات جالبی در باره چگونگی تجارت نفت در دوره‌های مختلف ارائه می‌دهد. طبیعتاً مقتضیات دوره‌های مختلف مدیریت‌ها و شرایط متفاوتی را ایجاب می‌کرده است، مثلاً در قبل از انقلاب که کشور با بحران جنگ و بیکاری و تورم مواجه نبود، گردش کار با سلطه تکنوکرات‌های برجسته و حرفه‌ای و با حد اقل کارکنان فنی تربیت‌شده در مدارس و دانشکده‌ها و کارگاه‌های اغلب مرتبط با شرکت ملی نفت ایران همراه بود. در دوران گذشته فرصت بود که به پالایشگاه‌سازی در نقاط مختلف جهان برای تضمین صادرات نفت خام و مشارکت در ارزش افزوده فرآورده‌ها توجه شود و به چگونگی تأثیرگذاری اوپک و جنگ 1973 و حتی به فروش نفت به اسرائیل اشاره شده است. پرویز مینا مدعی است که در موارد فنی و حتی بین‌المللی در مواردی شاه را برخلاف دستورات اولیه‌اش مجاب می‌کردند، یا در ماجرای تهاتر نفت با آمریکا در مقابل خرید اسلحه که طوفانیان مطرح کرد، به چگونگی تشکیل شرکت ملی نفتکش ایران، پایانه خارک، و این که چگونه نفت، انرژی اتمی و ارتش، مثلث استراتژیک مورد توجه شاه را تشکیل می‌داد، پرداخته است. دوران بعد از انقلاب حکایت از آن دارد که با جنگ و تنشهای داخلی و خارجی مواجه بود و الزام ایجاد اشتغال و تورم شمار کارکنان و ورود مدیریت جدید تا چند سال تکنوکراسی و کارشناسی حرفه‌ای را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد تا زمانی که تکنوکراسی جدید مسلط می‌شود، و باز بحران‌های گوناگون و تحریم‌های دوران احمدی نژاد، بیع متقابل، حضور بنیاد در فروش نفت، فروش نفتِ صدام، توسعه خرید نفتکش، فسخ قرارداد حوزه نفتی شاه‌دنیز جمهوری آذربایجان، دوران رستمی قاسمی، پدیده بابک زنجانی، ذخیره‌سازی 100 میلیون بشکه‌ای نفت روی آب تا چگونگی احیای بازار هند و دوران پسابرجام اطلاعات دست اولی را در این زمینه مهم در اختیار علاقه‌مندان و پژوهشگران قرار می‌دهد.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار