۱۷:۵۰
منبع: تابناک
دسته: فرهنگی
کد خبر: 19111483
مسائل متفرّقه زکات
مسائل متفرّقه زکات
مسائل متفرّقه زکات
به اشتراک بگذارید:
مسائل متفرّقه زکات (مسأله 1961) موقعی که 1 گندم و جو را از کاه جدا می‌کنند و موقع خشک شدن خرما و انگور 2، انسان باید زکات را به فقیر بدهد یا از مال خود جدا کند 3. و زکات طلا و نقره و گاو و گوسفند و شتر را بعد از تمام شدن ماه دوازدهم 4 باید به فقیر بدهد، یا از مال خود جدا نماید 5. ولی (بعد از جدا کردن 6) اگر منتظر فقیر معینّی باشد، یا بخواهد به فقیری بدهد که از جهتی برتری دارد، می‌تواند زکات را به انتظار او ولو تا چند ماه نگهدارد 7.1- خوئی: بنابر احتیاط موقعی که …2- فاضل: موقعی که گندم و جو را از کاه جدا می‌کند و موقعی که انگور خشک شده کشمش شود و موقعی که رطب خرما شود …بهجت: هنگام جدا کردن گندم و جو از کاه و هنگام چیدن خرما و انگور …3- زنجانی: یا کاری (همچون نوشتن مقدار آن همراه با رعایت جهات لازم) انجام دهد که خطر از بین رفتن زکات نباشد …اراکی: انسان باید زکات را از مال خود جدا کند. و زکات طلا و نقره و گاو و گوسفند و شتر را بعد از تمام شدن یازده ماه و داخل شدن ماه دوازدهم باید از مال خود جدا نماید. [پایان مسأله] 4- خوئی، گلپایگانی، صافی، فاضل، تبریزی، سیستانی، وحید: ماه یازدهم …زنجانی: ماه یازدهم و دیده شدن هلال ماه دوازدهم …5- سیستانی: [پایان مسأله] زنجانی: یا کاری کند که خطر از بین رفتن زکات نباشد. [پایان مسأله] وحید: و اگر منتظر فقیر معینی باشد، یا بخواهد به فقیری بدهد که از جهتی برتری دارد، می‌تواند زکات را جدا نکند، به شرط آن که بنویسد و ثبت کند، و احتیاط واجب آن است که از سه ماه بیشتر تأخیر نیندازد. 6- [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: گلپایگانی، خوئی، صافی، تبریزی، فاضل و بهجت نیست] 7- خوئی، تبریزی، نوری: می‌تواند زکات را جدا نکند. گلپایگانی، صافی: بنابر احتیاط لازم (فاضل: بنابر احتیاط واجب) زکات را جدا کند تا بعد به آن فقیر معیّن برساند. بهجت: می‌تواند زکات را جدا کند و ادای آن را بخاطر آن فقیر تأخیر بیندازدسبحانی: اگر منتظر فقیر معینی باشد، یا بخواهد به فقیری بدهد که از جهتی برتری دارد، می‌تواند زکات را جدا نکند. *****مکارم: مسأله- در ادای زکات نباید کوتاهی کرد یعنی موقعی که زکات واجب می‌شود باید آن را به فقیر یا حاکم شرع برساند ولی اگر منتظر فقیر معینی باشد یا بخواهد به فقیری بدهد که از جهتی برتری دارد می‌تواند انتظار او را بکشد ولی احتیاط واجب آن است که در این صورت زکات را از مال جدا کند. مظاهری: مسأله- انسان می‌تواند زکات را از مال خود جدا کند و لازم نیست آن را فوراً به مستحقّ بدهد، پس اگر منتظر فقیر معیّنی باشد یا بخواهد به فقیری بدهد که از جهتی برتری دارد می‌تواند زکات را نگاه دارد، و اگر از بین برود ضامن نیست مگر اینکه در نگهداری آن کوتاهی کرده باشد. مسأله اختصاصیبهجت: مسأله 1550- زکات گندم، جو، خرما، کشمش، طلا و نقره را می‌توان از خود آنها داد و می‌توان قیمت آن را حساب کرد، و همچنین است بنابر أظهر در زکات شتر، گاو و گوسفند؛ و اگر قیمت را می‌دهد، بنابر احتیاط واجب باید پول نقد بدهد، مگر آن که گیرنده رضایت داشته باشد. و منظور از قیمت، قیمت وقت اخراج زکات و دادن به مستحقّ است. (مسأله 1962) بعد از جدا کردن زکات لازم نیست فوراً آن را به مستحقّ بدهد 1 ولی اگر به کسی که می‌شود زکات داد دسترسی دارد 2، احتیاط مستحّب 3 آن است که دادن زکات را تأخیر نیندازد 4.این مسأله در رساله آیت الله مکارم نیست. 1- سیستانی: و اگر برای غرضی عقلائی تأخیر بیندازد، اشکال ندارد. زنجانی: بلکه می‌تواند پرداخت زکات مال خود را به مقداری که خطر از بین رفتن نباشد تأخیر بیندازد …2- بهجت: یا سایر مصارف زکات برای او ممکن است …3- فاضل: احتیاط …4- اراکی: ولی اگر منتظر فقیر معینّی باشد، یا بخواهد به فقیری بدهد که از جهتی برتری دارد، می‌تواند زکات را به انتظار او ولو تا چند ماه نگهدارد. مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 1961.*****گلپایگانی، صافی: مسأله- بعد از جدا کردن زکات اگر انتظار مورد معینّی را نداشته باشد احتیاط لازم آن است که فوراً آن را به مستحقّ بدهد. سبحانی: مسأله- بعد از جدا کردن زکات اگر به کسی که می‌شود زکات داد دسترسی دارد احتیاط لازم آن است که دادن زکات را تأخیر نیندازد. (مسأله 1963) کسی که می‌تواند زکات را به مستحقّ برساند اگر ندهد و بواسطه کوتاهی او از بین برود باید عوض آن را بدهد 1.1- مکارم: ولی اگر کوتاهی نکرده باشد چیزی بر او نیست. زنجانی: و اگر کوتاهی نکرده ضامن نیست هر چند اگر فقیر حاضر بوده و به وی نداده، به احتیاط مستحّب عوض آن را بدهد. وحید: اگر نرساند و به واسطه کوتاهی کردن در نگهداری از بین برود، باید عوض آن را بدهد. مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 1961.*****بهجت: مسأله- اگر با وجود آن که می‌تواند زکات را به اهل آن برساند، تأخیر بیندازد و زکات از بین برود، بنابر أظهر ضامن است. (مسأله 1964) کسی که می‌تواند زکات را به مستحقّ برساند 1، و بدون آنکه در نگهداری آن کوتاهی کند از بین برود 2، چنانچه دادن زکات را به قدری به تأخیر انداخته 3 که نمی‌گویند فوراً داده است 4، باید عوض آن را بدهد و اگر به این مقدار تأخیر نینداخته مثلاً دو سه ساعت تأخیر انداخته و در همان دو سه ساعت تلف شده در صورتی که مستحقّ حاضر نبوده 5، چیزی بر او واجب نیست و اگر مستحقّ حاضر بوده 6، بنابر احتیاط واجب باید عوض آن را بدهد. این مسأله در رساله آیت الله مظاهری نیست. 1- زنجانی: کسی که زکات را جدا نکرده و می‌تواند آن را به مستحقّ برساند …2- سیستانی: چنانچه غرض صحیحی در تأخیر زکات نداشته باید عوض آن را بدهد، ولی اگر غرض صحیحی داشته مثلاً فقیر معینّی را در نظر داشته یا می‌خواسته تدریجاً به فقرا برساند، بنابر احتیاط واجب ضامن است. 3-سبحانی: ولی در همان زمان تلف شده در صورتی که متمکن از رسانیدن به مستحقّ نبوده چیزی بر او واجب نیست و اگر متمکن از رسانیدن بوده، بنابراحتیاط واجب باید عوض آن را بدهد. 4- اراکی: که می‌گویند فوراً نداده است …5- زنجانی: یا آن را مطالبه نکرده …فاضل: در صورتی که دسترسی به مستحقّ نداشته …6- زنجانی: و زکات را مطالبه کرده …فاضل: اگر دسترسی به مستحقّ داشته …بهجت، مکارم: رجوع کنید به ذیل مسأله 1963.*****وحید: مسأله- کسی که می‌تواند زکات را به مستحقّ برساند، اگر نرساند و در نگهداری آن کوتاهی نکند و ندادن برای غرض شرعی باشد مثل آن که منتظر مصرف افضلی یا فقیر معینی باشد ضامن نیست، و در غیر این صورت ضامن است. (مسأله 1965) اگر زکات را از خود مال کنار بگذارد، می‌تواند در بقیّه آن تصرّف کند و اگر از مال دیگرش کنار بگذارد، می‌تواند در تمام مال تصرّف نماید. این مسأله در رساله آیات عظام: فاضل و بهجت نیست. *****مظاهری: مسأله- اگر زکات را از مال جدا نکند نمی‌تواند در مال تصرّف کند ولی اگر زکات را از خود مال کنار بگذارد می‌تواند در بقیه آن تصرّف کند و همچنین اگر پول آن را کنار بگذارد می‌تواند در تمام مال تصرّف نماید. (مسأله 1966) انسان نمی‌توند زکاتی را کنار گذاشته، برای خود بردارد و چیز دیگری به جای آن بگذارد. (مسأله 1967) اگر از زکاتی که کنار گذاشته منفعتی ببرد مثلاً گوسفندی که برای زکات گذاشته بره بیاورد، مال فقیر است 1.این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست. 1- سیستانی: در حکم زکات است. زنجانی: باید آن را به مصرف زکات برساند. (مسأله 1968) اگر موقعی که زکات را کنار می‌گذارد مستحقّی حاضر باشد، بهتر است 1 زکات را به او بدهد، مگر کسی را که در نظر داشته باشد که دادن زکات به او از جهتی بهتر باشد. این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست. 1- گلپایگانی، صافی: احتیاط لازم آن است که …*****مسأله اختصاصیمکارم: مسأله 1673- هنگامی که حاکم شرع مبسوط الید است یعنی می‌تواند احکام اسلام را اجرا نماید احتیاط واجب آن است که زکات را به او بدهند، یا به اجازه او مصرف کنند و اقدام اشخاص به تقسیم آن بدون اذن حاکم شرع در این صورت اشکال دارد. (مسأله 1969) اگر با عین مالی که برای زکات کنار گذاشته برای خودش تجارت کند 1 صحیح نیست و اگر با اجازه حاکم شرع برای مصلحت زکات تجارت کند، تجارت صحیح و نفعش مال زکات است 2.این مسأله در رساله آیات عظام: فاضل و مظاهری نیست. 1- بهجت: اصل مال و سود آن مال فقیر است و اگر ضرر کند جبران آن بر عهده زکات دهنده است. 2- مکارم: اگر با اجازه حاکم شرع باشد صحیح است و منافع آن مال زکات است. *****اراکی: مسأله- اگر با عین مالی که برای زکات کنار گذاشته تجارت کند نفعش مال زکات و ضرر آن بر عهده صاحب مال می‌باشد. خوئی، تبریزی، زنجانی: مسأله- اگر بدون اجازه حاکم شرع با مالی که برای زکات کنار گذاشته تجارت کند و ضرر نماید، نباید چیزی از زکات کم کند ولی اگر منفعت کند، باید. آن را به مستحقّ بدهد*. .گلپایگانی، صافی: بنابراحتیاط واجب …. سیستانی: بنابراحتیاط لازم …* زنجانی: باید آن را به مصرف زکات برساند. وحید: مسأله- اگر بدون اجازه حاکم شرع با مالی که برای زکات کنار گذاشته تجارت کند و ضرر نماید، اگر معامله به ذمّه باشد و آن مال را به عنوان ادای ما فی الذمّه بدهد، ضرر بر مالک وارد شده و ضامن زکات است، و اگر به عین آن مال معامله واقع شده باشد، معامله باطل و قابل صحّت به اجازه حاکم شرع نیست، و اگر منفعت کرده باشد، در صورتی که معامله به ذمّه بوده و آن مال را از بابت ادای ما فی الذمّه داده، منفعت مال خود اوست و ضامن زکات است، و اگر به عین آن مال معامله واقع شده باشد و حاکم شرع معامله را اجازه کند، منفعت را باید به مستحقّ بدهد. (مسأله 1970) اگر پیش از آنکه زکات بر او واجب شود، چیزی بابت زکات به فقیر بدهد، زکات حساب نمی‌شود 1 و بعد از آنکه زکات بر او واجب شد، اگر چیزی را که به فقیر داده از بین نرفته باشد 2 و آن فقیر هم به فقر خود باقی باشد، می‌تواند 3 چیزی را که به او داده بابت زکات حساب کند. این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست. 1- مکارم: ولی می‌تواند به او قرض دهد و بعد از آنکه زکات بر او واجب شد حساب کند. فاضل: در این فرض می‌تواند چیزی را به فقیر قرض بدهد و بعد از وجوب زکات آن را بابت زکات حساب کند …مظاهری: مگر اینکه به عنوان قرض بدهد. 2- سبحانی: و تملیک او نکرده باشد …3- [کلمه «می تواند» در رساله آیت الله تبریزی نیست] . *****زنجانی: مسأله- اگر پیش از آنکه زکات بر او واجب شود، چیزی بابت زکات به مستحقّ بدهد، زکات حساب نمی‌شود و بعد از آنکه زکات بر او واجب شد، اگر چیزی را که به مستحقّ داده از بین نرفته باشد و بداند یا احتمال دهد که آن شخص هنوز مستحقّ زکات باشد می‌تواند چیزی را که به او داده بابت زکات حساب کند. مسائل اختصاصیمظاهری: مسأله 1479- انسان نمی‌تواند زکات مال را از چیز دیگری بدهد مثلاً کسی که گندم و جو بدهکار است نمی‌تواند پارچه یا قند و مانند اینها بدهد ولی اگر پول آنها را بدهد مانعی ندارد. مظاهری: مسأله 1480- اگر انسان مالی را که زکات در آن است بخرد و بداند فروشنده زکات آن را نداده است معامله مقداری که باید از بابت زکات داده شود، باطل است. مظاهری: مسأله 1483- گندم یا چیز دیگری را که به عنوان زکات می‌دهد، باید به جنس دیگری یا خاک مخلوط نباشد، یا اگر مخلوط است چیزی که مخلوط شده به قدری کم باشد که قابل اعتنا نباشد. (مسأله 1971) فقیری که می‌داند 1 زکات بر انسان واجب نشده، اگر چیزی بابت زکات بگیرد و پیش او تلف شود 2 ضامن است پس موقعی که زکات بر انسان واجب می‌شود، اگر آن فقیر به فقر خود باقی باشد 3، می‌تواند عوض چیزی را که به او داده بابت زکات حساب کند 4.این مسأله در رساله آیات عظام فاضل، بهجت و مظاهری نیست. 1- زنجانی: مستحقّی که می‌داند …2- زنجانی: آن را مصرف کند یا پیش او تلف شود …3- زنجانی: اگر بداند یا احتمال دهد آن شخص هنوز مستحقّ زکات باشد …4- سبحانی: می‌تواند خود عین و یا عوض آن را، بابت زکات حساب کند. *****مکارم: مسأله- فقیری که می‌داند زکات بر شخصی واجب نشده، نمی‌تواند چیزی از باب زکات از او بگیرد و اگر بگیرد و پیش او تلف شود ضامن است، اما اگر آن فقیر به فقر خود باقی باشد می‌تواند بدهی او را بعداً جهت زکات حساب کرد. (مسأله 1972) فقیری که نمی‌داند زکات بر انسان واجب نشده، اگر چیزی بابت زکات بگیرد و پیش او تلف شود، ضامن نیست و انسان نمی‌تواند عوض آن را بابت زکات حساب کند. این مسأله د ر رساله آیات عظام: فاضل، بهجت، مکارم و مظاهری نیست. *****زنجانی: مسأله- مستحقّی که خیال می‌کند زکات بر انسان واجب شده یا در آن تردید دارد اگر چیزی بابت زکات بگیرد و آن را مصرف کند یا پیش او تلف شود ضامن نیست. و انسان نمی‌تواند عوض آن را بابت زکات حساب کند. (مسأله 1973) مستحّب است زکات گاو و کوسفند و شتر را به فقیرهای آبرومند بدهد و در دادن زکات، خویشان خود را بر دیگران و اهل علم و کمال را بر غیر آنان، و کسانی را که اهل سؤال نیستند بر اهل سؤال مقدّم بدارد 1، ولی اگر دادن زکات به فقیری از جهت دیگری بهتر باشد، مستحّب است زکات را به او بدهد. 1- مکارم، بهجت: [پایان مسأله] . سیستانی: ولی ممکن است دادن زکات به فقیری از جهت دیگری بهتر باشد. *****مظاهری: مسأله- مستحّب است در دادن زکات، خویشان خود را بر دیگران، و اهل علم و کمال را بر غیر آنان و کسانی را که اهل سؤال نیستند بر اهل سؤال مقدّم بدارد. (مسأله 1974) بهتر است زکات را 1 آشکار، و صدقه مستحّبی را مخفی بدهند. این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست. 1- زنجانی: بهتر است زکات واجب را …وحید: افضل آن است که زکات را … (مسأله 1975) اگر در شهر کسی که می‌خواهد زکات بدهد مستحقّی نباشد و نتواند زکات را به مصرف دیگری هم که برای آن معیّن شده برساند 1، چنانچه امید نداشته باشد که بعداً مستحقّ پیدا کند باید زکات را به شهر دیگر ببرد و به مصرف زکات برساند 2، ولی مخارج بردن به آن شهر به عهده خود اوست 3، و اگر زکات تلف شود ضامن نیست. 41- سیستانی: می‌تواند آن را بجای دیگری منتقل سازد و در این صورت، اگر در نگهداری آن کوتاهی نکند و تلف شود، ضامن نیست و می‌تواند از حاکم شرع وکالت بگیرد و آن را به وکالت از او قبض کند و به اجازه او منتقل سازد، در این صورت نیز ضامن تلف نیست و اجرت نقل را می‌تواند از زکات حساب کند. 2- وحید: مخارج بردن به آن شهر را می‌تواند از زکات بردارد، و احتیاط واجب آن است که برداشتنش با اجازه حاکم شرع باشد، و اگر زکات تلف شود در صورتی که در نگهداری آن کوتاهی نکرده ضامن نیست. 3- خوئی، گلپایگانی، تبریزی، صافی: می‌تواند مخارج بردن به آن شهر را از زکات بردارد …اراکی، فاضل: مخارج بردن به آن شهر از زکات می‌باشد …بهجت: مخارج بردن به شهر دیگر به عهده او نیست، گر چه احتیاط مستحّب در این است که خودش مخارج را بپردازد …زنجانی: بنابراحتیاط واجب مخارج بردن به آن شهر را از زکات برندارد، و اگر بدون کوتاهی زکات تلف شود، ضامن نیست. 4- سبحانی: مخارج بردن به آن شهر دیگر را می‌تواند از زکات بردارد خصوصاً اگر به اجازه حاکم شرع باشد و اگر زکات تلف شود ضامن نیست. ******مکارم: مسأله- هرگاه زکات بر کسی واجب شود، ولی در آن محلّ مستحقّی نباشد، چنانچه امید نداشته باشد که بعداً در آنجا مستحقّی پیدا کند، باید زکات را به محل دیگری ببرد و به مصرف برساند و بنابر احتیاط واجب مخارج حمل و نقل به محلّ دیگر به عهده خود اوست، ولی اگر زکات تلف شود ضامن نیست. مظاهری: مسأله- اگر در شهر مستحقّی نباشد و یا مصرف بهتری در نظر دارد می‌تواند زکات را به شهر دیگری ببرد و اگر زکات تلف شود ضامن نیست، مگر آنکه در نگهداری آن کوتاهی کرده باشد. (مسأله 1976) اگر در شهر خودش مستحقّ پیدا شود، می‌تواند زکات را به شهر دیگر ببرد. ولی مخارج بردن به آن شهر را باید از خودش بدهد 1 و اگر زکات تلف شود ضامن است 2، مگر آنکه با اجازه حاکم شرع 3 برده باشد. این مسأله در رساله آیت الله مظاهری نیست. 1- زنجانی: مخارج بردن به آن شهر را بی اشکال باید خودش بدهد …2- زنجانی: هرچند کوتاهی نکرده باشد …مکارم: بنابر احتیاط واجب، ضامن است. هر چند با اجازه حاکم شرع باشد. 3- خوئی، تبریزی، سیستانی: به امر حاکم شرع …بهجت: به درخواست حاکم شرع … (مسأله 1977) اجرت وزن کردن، پیمانه نمودن گندم و جو کشمش و خرمایی را که برای زکات می‌دهد 1، با خود اوست. این مسأله در رساله آیت الله مظاهری نیست. 1- بهجت: اگر مالک پرداخت نکرد و با فقیر هم در مورد اجرت آن مصالحه نکردند، بنابر أظهر از زکات پرداخت می‌شود. (مسأله 1978) کسی که 2 مثقال و 15 نخود یا بیشتر، از بابت زکات بدهکار است، می‌تواند کمتر از 2 مثقال و 15 نخود نقره هم به یک فقیر بدهد 1 و نیز اگر غیر نقره چیز دیگری مثل گندم و جو بدهکار باشد و قیمت آن به 2 مثقال و 15 نخود نقره هم برسد می‌تواند به یک فقیر کمتر از آن بدهد 2.این مسأله در رساله آیات عظام سیستانی، بهجت و مظاهری نیست. 1- گلپایگانی، خوئی، تبریزی، فاضل، صافی، سبحانی: بنابر احتیاط مستحّب کمتر از 2 مثقال و 15 نخود نقره به یک فقیر ندهد …وحید: احتیاط مستحب آن است که کمتر از 2 مثقال و 15 نخود نقره به یک فقیر ندهد …2- خوئی، گلپایگانی، فاضل، صافی، تبریزی: بنابر احتیاط مستحّب به یک فقیر کمتر از آن ندهد. وحید: احتیاط مستحب آن است که کمتر از آن به فقیر ندهد. نوری: ولی مستحّب است در هر دو صورت مذکوره، کمتر از آن ندهد. *****مکارم: مسأله- احتیاط واجب آن است که به هر فقیراز زکات نصاب اوّل نقره (یعنی به اندازه دو مثقال و 15 نخود) کمتر ندهد و اگر از چیز دیگر مانند گندم و جو زکات می‌دهد نیز قیمت آن کمتر از این مقدار نباشد. زنجانی: مسأله- کسی که به اندازه پنج درهم شرعی یا بیشتر، از بابت زکات بدهکار است، بنابر احتیاط کمتر از پنج درهم شرعی به یک فقیر ندهد و نیز اگر غیر نقره چیز دیگری مثل گندم و جو بدهکار باشد، و قیمت آن به پنج درهم شرعی برسد، بنابر احتیاط به یک فقیر کمتر از آن ندهد. (مسأله 1979) مکروه است انسان از مستحقّ درخواست کند که زکاتی را که از او گرفته به او بفروشد، 1 ولی اگر مستحقّ بخواهد چیزی را که گرفته بفروشد (بعد از آن که به قیمت برساند 2) کسی که زکات را به او داده در خریدن آن بر دیگران مقدّم است 3.1- مظاهری: مگر اینکه خود مستحق درخواست فروش کند. 2- [قسمت داخل پرانتز در رساله آیت الله زنجانی نیست] 3- اراکی: و کراهت ندارد. فاضل: بعد از آن که به قیمت برساند، باز کسی که زکات را به او داده، مکروه است خریداری کند. مسأله اختصاصیبهجت: مسأله 1559- کسی که مالک حدّ نصاب طلاو نقره بوده و چند سال بر آن گذشته و زکات آن را نداده است، در صورتی که زکات فعلی آن را پرداخت کند کافی است. (مسأله 1980) اگر شک کند زکات را که بر او واجب بوده داده یا نه 1، باید زکات را بدهد 2، هر چند شک او برای زکات سالهای پیش باشد 3.این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست. 1- خوئی، تبریزی، سیستانی، زنجانی: و مال زکات دار موجود باشد …2- مظاهری: [پایان مساله] اراکی: مگر آن که نسبت به پرداخت زکات سالهای قبل شک کند که در این صورت پرداخت زکات واجب نیست. زنجانی: و اگر عین تلف شده، چنانچه احتمال دهد که زکات بدون کوتاهی تلف شده باشد، زکات لازم نیست، و گر نه باید زکات بدهد، مثلاً اگر مال زکات دار را مصرف کرده و نمی‌داند آیا زکات آن را داده و مصرف کرده یا پیش از پرداخت زکات مصرف کرده، باید زکات را بدهد، و در این مسأله فرقی نیست که شک او در دادن زکات مربوط به زکات سالهای پیش باشد یا مربوط به همین سالها باشد. 3- خوئی، تبریزی، سیستانی: و اگر عین تلف شده زکاتی بر او نیست هر چند از سال حاضر باشد. سبحانی: بنابراحتیاط هر چند شک او برای زکات سالهای پیش باشد. *****وحید: مسأله- اگر شکّ کند زکاتی را که بر او واجب بوده داده یا نه، و مالی که زکات به آن تعلّق گرفته موجود باشد، باید زکات را بدهد، هر چند شکّ او برای زکات سالهای پیش بوده باشد، و اگر آن مال تلف شده زکاتی بر او نیست، هر چند از سال حاضر باشد. (مسأله 1981) فقیر 1 نمی‌تواند زکات را به کمتر از مقدار آن صلح کند یا چیزی را گرانتر از قیمت آن بابت زکات قبول نماید، یا زکات را از مالک بگیرد و به او ببخشد 2. ولی 3 کسی که زکات زیادی بدهکار است و فقیر شده و نمی‌تواند زکات را بدهد 4 (و امید هم ندارد که دارا شود 5) چنانچه بخواهد توبه کند 6، فقیر می‌تواند زکات را از او بگیرد و به او ببخشد. این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست. 1- گلپایگانی، صافی: بنابراحتیاط لازم …2- مکارم: حتی اگر کسی زکات زیادی بدهکار است و فقیر شده و نمی‌تواند زکات را ادا کند بر ذمّه او می‌ماند، مانند بدهی‌های دیگرش؛ و گرفتن و بخشیدن به او اشکال دارد. وحید: ولی کسی که زکات بدهکار است و فقیر شده و نمی‌تواند زکات را بدهد، چنانچه بخواهد توبه کند، فقیر می‌تواند زکات را از او بگیرد و به او ببخشد. 3- فاضل: ولی چنانچه مصلحت باشد می‌تواند به عنوان قرض برگرداند. امّا …4- مظاهری: فقیر می‌تواند زکات را به او ببخشد. 5- [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: گلپایگانی، خوئی، اراکی، صافی و تبریزی نیست] . 6- خوئی، تبریزی: چنانچه توبه کند …*****سیستانی: مسأله- فقیر نمی‌تواند پیش از گرفتن زکات او را کمتر از مقدار آن صلح کند یا چیزی را گرانتر از قیمت آن بابت زکات قبول نماید؛ و همچنین مالک نمی‌تواند زکات را به مستحقّ داده و بر او شرط کند که آن را به او برگرداند؛ ولی اگر مستحقّ پس از گرفتن زکات راضی شود که آن را به او برگرداند، مانعی ندارد، مثلاً کسی که زکات زیادی بدهکار است و فقیر شده و نمی‌تواند زکات را بدهد و حال توبه کرده، اگر فقیر راضی شود زکات او را بگیرد و به او ببخشد، اشکال ندارد. زنجانی: مسأله- فقیر قبل از اینکه زکات را از مالک بگیرد نمی‌تواند آن را با وی صلح کند یا بگونه دیگری مبادله نماید، همچنین فقیر نمی‌تواند زکات را از مالک بگیرد و به کمتر از مقدار آن صلح کند یا آن را به او ببخشد یا به قیمت کمتر به او بفروشد ولی کسی که زکات بدهکار است و فقیر شده و نمی‌تواند زکات را بدهد، چنانچه بخواهد توبه کند، فقیر می‌تواند زکات را از او بگیرد و به او ببخشد ولی اگر بعداً دارا شود باید زکات را بدهد، همچنین اگر پس از مرگ وی مالی از وی باقی مانده باشد، باید زکات را از آن مال بردارند. (مسأله 1982) انسان می‌تواند از زکات، قرآن یا کتاب دینی یا کتاب دعا بخرد، و نیز وقف نماید 1، اگر چه بر اولاد خود و بر کسانی وقف کند که خرج آنان بر او واجب است، و نیز می‌تواند تولیت وقف را برای خود یا اولاد خود قرار دهد. این مسأله در رساله آیات عظام بهجت و مظاهری نیست. 1- سبحانی: انسان می‌تواند از سهم «سبیل الله»، به اندازه نیاز مسلمانان قرآن یا کتاب دینی یا کتاب دعا بخرد و وقف نماید، …*****سیستانی: مسأله- انسان نمی‌تواند از سهم سبیل الله، قرآن یا کتاب دینی یا کتاب دعا بخرد و وقف نماید، مگر آن که مصلحت عامّه، اقتضای این کار را داشته و از حاکم شرع بنابر احتیاط لازم اجازه بگیرد. مکارم: مسأله- انسان می‌تواند از زکات، کتابهای دینی و علمی و قرآن و دعا و سایر کتبی که در پیشرفت هدفهای اسلامی مؤثر است بخرد و وقف نماید، خواه وقف عموم کند، یا وقف اشخاص خاص، حتی می‌تواند بر اولاد خود و کسانی که واجب النفقه او هستند وقف کند، ولی نمی‌تواند از زکات املاکی بخرد و بر اولاد خود وقف نماید. وحید: مسأله- جمعی از فقهاء «اعلی الله مقامهم» فرموده‌اند: انسان می‌تواند از زکات، زمینی را وقف کند یا قرآن یا کتاب دینی یا کتاب دعا بخرد و وقف نماید و می‌تواند تولیت وقف را برای خود یا اولاد خود قرار دهد، ولی ولایت مالک بر وقف و تعیین متولّی بدون مراجعه به حاکم شرع محلّ اشکال است. (مسأله 1983) انسان نمی‌تواند 1 از زکات، ملک بخرد 2 و بر اولاد خود یا بر کسانی که مخارج آنان بر او واجب است وقف نماید که عایدی آن را به مصرف مخارج خود برسانند. این مسأله در رساله آیات عظام: بهجت و مظاهری نیست. 1- اراکی: بنابر احتیاط واجب …گلپایگانی، صافی: بنابر احتیاط لازم …2- فاضل: املاکی بخرد …مکارم: رجوع کنید به ذیل مسأله 1982. (مسأله 1984) فقیر می‌تواند برای رفتن به حجّ و زیارت و مانند اینها زکات بگیرد 1، ولی اگر مقدار خرج سالش زکات گرفته باشد، برای زیارت و مانند آن نمی‌تواند زکات بگیرد 2.این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست. 1- اراکی: [پایان مسأله] . 2- فاضل: ولی از سهم سبیل الله مانعی ندارد. گلپایگانی، صافی: نمی‌تواند از سهم فقرا زکات بگیرد، ولی از سهم سبیل الله مانعی ندارد. *****خوئی، تبریزی، مظاهری: مسأله- انسان می‌تواند برای رفتن به حجّ و زیارت و مانند اینها از سهم سبیل الله زکات بگیرد. اگر چه فقیر نباشد *یا این که به مقدار خرج سالش زکات گرفته باشد.. .زنجانی: انسان می‌تواند برای رفتن به حجّ خانه خدا و زیارت از سهم سبیل الله زکات بگیرد …*وحید: یا این که فقیر باشد و به مقدار مخارج سالش زکات گرفته باشد، و بنابر احتیاط واجب معتبر است که این امور علاوه بر این که طاعت هستند، دارای مصلحت عمومی نیز باشند، مانند تعظیم شعائر و ترویج دین. .سیستانی: ولی این در صورتی است که رفتن او به حجّ یا زیارت و مانند اینها دارای منفعت عامه باشد، و بنابر احتیاط از حاکم شرع برای صرف زکات در آن اذن بگیرد. سبحانی: مسأله- فقیر می‌تواند از سهم «سبیل الله» برای رفتن به حج و زیارت و مانند اینها زکات بگیرد، حتّی اگر به مقدار خرج سالش زکات گرفته باشد، باز می‌تواند برای زیارت و مانند آن از سهم سبیل الله زکات بگیرد. (مسأله 1985) اگر مالک، فقیری را وکیل کند که زکات مال او را بدهد 1 چنانچه آن فقیر احتمال دهد 2 که قصد مالک این بوده که خود آن فقیر از زکات برندارد، نمی‌تواند چیزی از آن را برای خودش بردارد 3، و اگر یقین 4 داشته باشد که قصد مالک این نبوده، برای خودش هم می‌تواند بردارد. این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست. 1- نوری: چنانچه از لفظ مالک غیر او فهمیده نشود فقیری که وکیل است می‌تواند برای خود نیز بردارد. مظاهری: می‌تواند برای خود نیز بردارد. 2- خوئی، تبریزی: چنانچه آن فقیر یقین نداشته باشد …صافی: چنانچه آن فقیر بداند …3- خوئی، تبریزی: می‌تواند به مقداری که به دیگران می‌دهد برای خودش نیز بردارد. سبحانی: چنانچه یقین نداشته باشد که قصد مالک این بوده که او برندارد می‌تواند برای خود نیز بردارد. 4- زنجانی: اگر اطمینان …وحید: اگر یقین یا اطمینان …*****مکارم: مسأله- اگر مالک کسی را وکیل کند که زکات مال او را بدهد چنانچه ظاهر عبارتش این باشد که به دیگران بدهد، خود وکیل نمی‌تواند چیزی از آن را بردارد، هر چند مستحقّ باشد، ولی اگر ظاهر عبارت عام است خودش نیز می‌تواند استفاده کند. (مسأله 1986) اگر فقیر شتر و گاو و گوسفند و طلا و نقره را بابت زکات بگیرد، چنانچه شرطهایی که برای واجب شدن زکات گفته شد در آنها جمع شود 1 باید زکات آنها را بدهد. این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست. 1- فاضل: یعنی به مقدار نصاب باشد و اتّفاقاً سال بر آن بگذرد …زنجانی: چنانچه در ملک وی شرایط واجب شدن زکات را دارا گردند …*****مکارم: مسأله- هرگاه کسی گوسفند و گاو و شتر یا طلا یا نقره را از باب زکات به اندازه نیازش بگیرد، اگر به مقدار نصاب باشد و اتفاقاً سال بر آن بگذرد باید زکات آن را بدهد. مظاهری: مسأله- اگر فقیر چیزی را بابت زکات بگیرد، گرچه شرطهایی که برای واجب شدن زکات گفته شد در آنها جمع شود، دادن زکات آنها واجب نیست. (مسأله 1987) اگر دو نفر در مالی که زکات آن واجب شده با هم شریک باشند 1 و یکی از آنان زکات قسمت خود را بدهد 2 و بعد مال را تقسیم کنند 3، چنانچه بداند شریکش زکات سهم خود را نداده 4، تصرّف او در سهم خودش هم اشکال دارد 5.این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست. 1- سبحانی: اگر دو نفر در مالی که با هم شریک باشند و سهم هر کدام به حد نصاب برسد …2- زنجانی: تا زکات قسمت دیگر را با اجازه شریک یا در صورت خودداری او، با اجازه حاکم شرع نداده نمی‌تواند در مال مشترک تصرّف کند، ولی اگر مال را تقسیم کنند تصرّف او در سهم خودش اشکال ندارد هر چند بداند شریکش زکات سهم خود را نداده است، البتّه باید در تقسیم مال از حاکم شرع اجازه بگیرند. مظاهری: چنانچه بداند شریکش زکات سهم خود را نداده تصرّف او در سهم خودش هم جایز نیست، مگر اینکه از اوّل زکات را از آن مال جدا کنند. 3- وحید: هر چند بداند شریکش زکات سهم خود را نداده، تصرّف او در سهم خودش اشکال ندارد. 4- خوئی، تبریزی: و بعداً نیز نمی‌دهد …5- خوئی، تبریزی: مگر این که زکات شریک را تبرّعاً با اذن او و در صورت امتناع با اذن حاکم بدهد. اراکی، مکارم: تصرّف او در سهم خودش اشکال ندارد (مکارم: هر چند دیگری سهم زکاتش را نداده است) . سیستانی: هر چند بداند شریکش زکات سهم خود را نداده و بعداً نیز نمی‌دهد، تصرّف او در سهم خودش اشکال ندارد. سبحانی: مگر این که زکات او را به اذن خود او و در صورت امتناع به اذن حاکم شرع بدهد. (مسأله 1988) کسی که خمس یا زکات بدهکار است و کفّاره و نذر و مانند اینها هم بر او واجب است وقرض هم دارد 1، چنانچه نتواند همه آنها را بدهد 2، اگر مالی که خمس یا زکات آن واجب شده، از بین نرفته باشد، باید خمس و زکات را بدهد و اگر از بین رفته باشد، می‌تواند خمس یا زکات را بدهد، یا کفّاره و نذر و قرض و مانند اینها را ادا نماید 3.این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست. 1- مظاهری: کسی که خمس یا زکات بدهکار است و قرض هم دارد …2- مظاهری: باید مال را به خمس یا زکات و قرض قسمت نماید، و همچنین است اگر بمیرد و مال او برای همه آنها کافی نباشد. 3- گلپایگانی، صافی: اگر از بین رفته باشد احتیاط لازم آن است که اگر نذر دارد نذر را مقدّم بدارد و اگر نذر ندارد می‌تواند خمس یا زکات را بدهد؛ یا کفّاره و قرض و مانند اینها را ادا نماید (صافی: و احوط توزیع بر این موارد است) . فاضل، سبحانی: اگر از بین رفته باشد مخیّر است و می‌تواند خمس یا زکات را بدهد، یا کفّاره و نذر و قرض و مانند اینها را ادا نماید (فاضل: ولی بهتر است بین آنها تقسیم کند. ) مکارم: اگر از بین رفته باشد احتیاط این است که حقّ مردم را مقدّم دارد و اگر چنین کسی از دنیا برود و مال او برای همه اینها کافی نباشد به همین ترتیب عمل کنند. سیستانی: اگر از بین رفته باشد دادن زکات و خمس و قرض بر دادن کفّاره و نذر مقدّم است. زنجانی: اگر از بین رفته باشد، هر مقداری از اینها را که می‌تواند می‌دهد، و در چگونگی ادا کردن، اختیار دارد و می‌تواند تمامی توانایی خود را در پرداخت یکی از موارد فوق صرف کند، و می‌تواند از هر یک از آنها، مقداری را ادا کند و بهتر است توانایی خود را در موارد فوق تقسیم کند. وحید: اگر از بین رفته باشد، مال را بنابر احتیاط واجب بر قرض و خمس و زکات به نسبت تقسیم کند، و ادای اینها را بر ادای کفّاره و ادای مالی را که نذر کرده مقدّم بدارد. (مسأله 1989) کسی که خمس یا زکات بدهکار است و نذر 1 و مانند اینها هم بر او واجب است و قرض هم دارد 2 اگر بمیرد و مال او برای همه آنها کافی نباشد چنانچه مالی که خمس و زکات آن واجب شده از بین نرفته باشد، باید خمس یا زکات را بدهند و بقیّه مال او را به چیزهای دیگری که بر او واجب است قسمت کنند 3 و اگر مالی که خمس و زکات آن واجب شده از بین رفته باشد، باید 4 مال او را به خمس و زکات و قرض و نذر ومانند اینها قسمت نمایند 5، مثلاً اگر چهل تومان خمس بر او واجب است و بیست تومان به کسی بدهکار است و همه مال او سی تومان است، باید بیست تومان بابت خمس و ده تومان بابت دین به او بدهند. 1- زنجانی: و کفّاره …2- خوئی، تبریزی، سیستانی: کسی که خمس یا زکات بدهکار است و حجّة الاسلام بر او واجب است و قرض هم دارد …فاضل: کسی که خمس یا زکات بدهکار است و قرض هم دارد …3- خوئی، تبریزی: بقیّه مال او را بر حج و قرض، قسمت نمایند …فاضل، سیستانی: بقیّه مال او را به قرضهای او قسمت کنند …4- [کلمه «باید» در رساله آیات عظام: گلپایگانی و صافی نیست] 5- خوئی: باید مال او را صرف حجّ بنمایند و در صورتی که چیزی باقی باشد به خمس و زکات و قرض قسمت نمایند. [پایان مسأله] سیستانی: باید مال او را صرف ادای قرضش بنمایند؛ و در صورتی که چیزی باقی باشد صرف حجّ کنند؛ و اگر چیزی زیاد آمد به خمس و زکات قسمت نمایند. [پایان مسأله] تبریزی: باید مال او را به خمس و زکات و قرض و حجّ قسمت نمایند. [پایان مسأله] فاضل: باید مال او را به خمس و زکات و قرض، به نسبت، تقسیم کنند …زنجانی: باید مال او را به خمس و زکات و قرض و نذر و کفّاره و مانند اینها قسمت نمایند، مثلاً اگر چهار میلیون تومان خمس بر او واجب است و دو میلیون تومان هم به کسی بدهکار است، و همه مال او سه میلیون تومان است، باید دو میلیون تومان بابت خمس و یک میلیون تومان به دین او بدهند. مکارم، مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 1988.بهجت: رجوع کنید به مسأله اختصاصی 1479 بعد از مسأله 1863 متن اصلی. *****وحید: مسأله- کسی که خمس یا زکات بدهکار است و حجّة الاسلام بر او واجب است و قرض هم دارد، اگر بمیرد و مال او برای همه آنها کافی نباشد، چنانچه مالی که خمس و زکات به آن تعلّق گرفته از بین نرفته باشد، باید خمس یا زکات را بدهند و بقیه مال او را بر حجّ و قرض قسمت نمایند، و اگر مالی که خمس و زکات آن واجب شده از بین رفته باشد، در صورتی که صروره باشد یعنی اوّلین مرتبه رفتن او به حجّ باشد و در راه حجّ قبل از احرام مرده باشد، باید مال او را صرف حجّ بنمایند، و اگر چیزی باقی ماند بر خمس و زکات و قرض به نسبت قسمت نمایند، و در غیر این صورت حجّ بر خمس و زکات مقدّم است، ولی تقدّم آن بر قرض محلّ اشکال است. (مسأله 1990) کسی که مشغول تحصیل علم است و اگر تحصیل نکند می‌تواند برای معاش خود کسب کند 1، چنانچه تحصیل آن علم، واجب یا مستحّب باشد می‌تواند به او زکات داد 2 و اگر تحصیل آن علم واجب یا مستحّب نباشد، زکات دادن به او اشکال دارد 3.این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست. 1- مظاهری: گرچه آن علم، علم دینی نباشد، می‌شود به او زکات داد. 2- گلپایگانی، صافی: (گلپایگانی: بلکه با اشتغال به تحصیل علم مباح نیز دادن زکات به او اشکال ندارد) ولی احتیاط برای اهل علم، نگرفتن زکات است مگر در صورتی که از تحصیل مخارج عاجز باشند ولکن جایز است اشتغال به تحصیل علم هر چند باعث عجز از تحصیل نفقه بشود. خوئی، تبریزی: چنانچه تحصیل آن علم واجب باشد، می‌شود به او زکات داد و اگر تحصیل آن علم مستحّب باشد زکات دادن به او فقط از سهم سبیل الله جایز است، و اگرنه واجب نه مستحّب باشد جایز نیست به او زکات بدهند. سیستانی: چنانچه تحصیل آن علم واجب عینی باشد می‌شود از سهم فقرا به او زکات داد و اگر تحصیل آن علم دارای مصلحت عامه باشد زکات دادن به او از سهم سبیل الله –بنا براحتیاط-با اجازه حاکم شرع جایز است؛ در غیر این دوصورت، جایز نیست به او زکات بدهند. وحید: چنانچه تحصیل آن علم بر او واجب عینی یا واجب کفایی باشد و دیگری به آن وظیفه قیام نکرده باشد، می‌شود از سهم فقرا به او زکات داد، و همچنین از سهم سبیل الله، ولی در این صورت احتیاط واجب آن است که تحصیل او مصلحت عمومی داشته باشد، و اگر تحصیل آن علم برای او مستحّب باشد، زکات دادن به او از سهم فقرا جایز نیست، ولی از سهم سبیل الله جایز است، و بنابر احتیاط باید تحصیل او مصلحت عمومی داشته باشد، و اگر نه واجب باشد و نه مستحّب، جایز نیست به او زکات بدهند. سبحانی: می‌شود از سهم «فی سبیل الله» به او زکات داد. 3- فاضل: زکات دادن به او جایز نیست. *****مکارم: مسأله- کسانی که مشغول فراگرفتن علم واجب هستند می‌توانند از زکات استفاده کنند، همچنین قضات و مجریان حدود و مانند آنها.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار