۲۳:۳۳
دسته: فرهنگی
کد خبر: 19115118
مرثیه ناتمام «شب دهم»
مرثیه ناتمام «شب دهم»
مرثیه ناتمام «شب دهم»
به اشتراک بگذارید:
محرم و صفر ماهی است که در ذهن همه‌گان به عزاداری و سوگواری برای سیدالشهدا تعلق دارد و تئاتر هم هنری از هنرهای هفت‌گانه است که ماهیت و پیشبرد خودش را دارد. در نگاه اول شاید به نظر برسد ایام سوگواری با هنر نمایش دو مقوله جداگانه و بی‌ارتباط با یکدیگرند و حتی در تضاد با هم هستند، اما مگر می‌شود سیاه‌پوش باشی و عزادار حسین (ع) و بعد به پای تماشای تئاتر بنشینی؟ اما در جایی این قاعده به‌هم می‌ریزد، آن‌هم وقتی که پای تعزیه و هنر تعزیه‌خوانی به میان می‌آید. تعزیه که نوعی نمایش مذهبی است سابقه‌ای نه‌فقط چندساله یا چندصد ساله که به باور عده‌ای چندهزار ساله دارد و برخلاف گمان خیلی‌ها فقط مربوط به بعد از ظهور اسلام نیست. معتقدند آیین‌های مذهبی‌ای که مردم هر عصر برای انبیای خود از صدر بشریت تا به امروز، برای پادشاهان کهن ایرانی، برای اساطیر یونانی یا پهلوانان دلیر نامدار جنگ‌های خود اجرا می‌کردند، نوعی تعزیه و تعزیه‌خوانی شمرده می‌شود که بحث از تاریخ آن در این نوشتار زیاد موضوع پرداخت ما نیست. امروزه تعزیه‌خوانی را بیشتر با موضوع سیدالشهدا و عاشورا می‌شناسند، همان تصاویری که همه ما از دوران کودکی تا امروز در شب و روزهای این ماه‌های محترم، در شهرهای خودمان بسیار دیده‌ایم. شاید بیراه نباشد اگر بگوییم تا نام محرم می‌آید، تعزیه‌خوانی از اولین تصاویری است که از ذهن‌مان می‌گذرد. اصلا انگار اگر محرم و صفری بیاید و ما تعزیه‌خوانی‌ای نبینیم، یک چیزی کم دارد. همچنین تعزیه‌خوانی نمایشی است که هم به بالندگی تئاتر کمک بسیاری کرده و هم در شناخت این واقعه و معرفی شخصیت‌های آن برای نسل‌های متفاوت، بسیار اثرگذار بوده است. این‌گونه نمایش گاهی دستمایه ساخت فیلم‌ها و سریال‌های متعددی هم بوده است که از شهیرترین نمونه‌های آن می‌توان به سریال «شب دهم»، اثر حسن فتحی که سال 1380 از تلویزیون پخش شد، اشاره کرد. درامی که در شب دهم شکل گرفت، روایتی از داستان عاشقانه یکی از لوتی‌های تهران با شاهزاده قجری بود و نگاهی به تعزیه و تعزیه‌خوانی و مصائب آن در دوران حکومت پهلوی. خیالم راحت است که کار کوچکی برای امام حسین (ع) انجام دادمپرویز فلاحی‌پور از بازیگران تئاتر و تلویزیون و همچنین از بازیگران اصلی سریال «شب دهم» پیرو علت به یاد ماندنی شدن آن سریال و موفقیتش در پرداخت به تعزیه گفت: «فرم درام و شیوه ساخت درست، به نظرم علت اصلی موفقیت شب دهم است ولی به هر حال معنویتی که در فیلم بود و منتهی شدن یک عشق زمینی به یک عشق آسمانی و همچنین توجه به تعزیه و ارائه شکلی درست و حرفه‌ای از تعزیه‌خوانی چه در متن و چه در اجرا هم در این اتفاق دخیل بودند.» فلاحی‌پور معتقد است آثاری از این دست که مضامینی دینی خصوصا تعزیه را دارا هستند با استقبال مردم مواجه می‌شوند و تاکنون خیلی کم تولید شده‌اند. او می‌گوید: «در تئاتر نمایشنامه‌های خوبی با این سبک‌ها داریم ولی در تلویزیون و سینما، نویسنده‌هایی که هم با این مقوله آشنا و هم نویسنده خوبی باشند، خیلی کم هستند. به‌عنوان مثال اینکه حسن فتحی، درام را خوب و مخاطب و مردم خودش را می‌شناسد و کارگردانی را واقعا بلد است، طبیعی است که اثرش موفق می‌شود؛ البته که در کنار ایشان تهیه کننده، بازیگران، تعزیه‌خوان‌ها، فیلمبردار، طراحان، آهنگساز و تمام عوامل آن سریال نیز موثر بودند.» فلاحی‌پور، مهم‌ترین دستاورد و یادگاری سریال شب دهم را کار کردن برای امام حسین (ع) می‌داند و می‌گوید: «با آنکه از نظر خودم زیاد اعتقادات محکمی ندارم ولی انگیزه ما در آن دوران و آن فیلم خیلی مربوط به مسائل مالی و بازیگری و اینها نبود، تمام‌مان این احساس را داشتیم که از طرف فرد دیگری برای این کار دعوت شده‌ایم و انگیزه و عشقی درون‌مان بود که باعث می‌شد حتی با حجم کار بسیار بالا در بعضی اوقات 24 ساعت و گاهی اوقات نیز 21 ساعت کار و فیلمبرداری می‌کردیم اما بازهم خسته نمی‌شدیم و تمام‌مان عاشقانه کار می‌کردیم. کار کردن برای محرم و امام حسین (ع) و این دعوت، بزرگ‌ترین انگیزه برای ما در آن فیلم بود. اما بزرگ‌ترین دستاورد خودم از آن سریال احساس آرامش بی‌نظیری بود که بعد از شب دهم با ما همراه شد، به این خاطر که برای آنچه اعتقاد داشتم، کاری هر چند کوچک انجام داده‌ام و احساس می‌کنم خیلی خوش‌شانس بودم در چنین پروژه‌ای توانستم حضور داشته باشم. این احساس آرامش و وجدان راحت هنوز هم با من همراه است و دلم خوش است برای امام حسین (ع) در حد خودم توانستم کاری انجام دهم.» آمریکا و فرانسه مکان مخصوص تعزیه دارند، ایران نه! آنان که اهل تعزیه هستند، نام علاءالدین قاسمی برایشان نامی آشناست، فردی که هم از پیشکسوتان تعزیه محسوب می‌شود و هم در «شب دهم» خوش درخشید. علاءالدین قاسمی، تعزیه را هنری محبوب بین مردم ایران می‌داند و معتقد است این علاقه مردم به تعزیه، ریشه در تاریخ دارد و هنوز هم چنین است. قاسمی هنگامی که از شب دهم صحبت می‌کند ارجاعش می‌دهد به اوایل انقلاب و می‌گوید: «در سال‌های نخست انقلاب در تالار تئاتر محراب، حسن فتحی کار تئاتر انجام می‌داد و ما باهم دوست بودیم. از فتحی خواهش کردم روزی که به جایی رسیدی نگاهی هم به تعزیه داشته باش و برایش کاری کن؛ این هنر، هنر مهجور و غریبی است. سال‌ها بعد زمانی که می‌خواست این فیلم را بسازد، طرحش را خود من به حسن فتحی دادم و تمام‌شان مستند بود، یعنی اتفاق افتاده بودند، مردم هم با تعزیه ارتباط خوبی داشتند و در کنار آن داستان عاشقانه‌اش باعث شد که مردم از آن کار خوش‌شان بیاید.» قاسمی وضعیت و جایگاه تعزیه‌خوانی امروز را نمی‌پسندد و معتقد است تعزیه نیاز به آدم خودش دارد، کار هرکسی نیست. تعزیه‌خوان و نوازنده موسیقی متنش به‌شدت در جذب مخاطب و تاثیرگذاری آن نقش دارند. از همه مهم‌تر، تعزیه مکان و جایگاه اجرای مخصوص خودش را می‌خواهد. دور میدان یا وسط خیابان جای مناسبی برای اجرای آن نیست، باید مکانی باشد که دورتادور به اندازه چندهزار نفر سکو و صندلی داشته باشد، سیستم صوتی خوب و سالنی در شأن خودش را دارا باشد که بتوانی اسب روی سن بیاوری و کار را به درستی اجرا کنی. اما امروز چنین چیزی در کشور نداریم. به نظر من خیلی از این گروه‌هایی که الان دارند تعزیه اجرا می‌کنند، آماتور هستند و توانایی این کار را ندارند، فقط نام‌شان تعزیه‌خوان است ولی تعزیه‌خوان نیستند. از طرفی هم یک نقص دیگر به سیستم آموزشی ما در تعزیه‌خوانی بر می‌گردد که نه بودجه درستی نه آموزشگاه و مکان مناسبی برای این کار اختصاص نمی‌دهند. وگرنه مردم ما همان‌طور که گفتم خیلی با تعزیه می‌توانند ارتباط بگیرند. من در بسیاری از کشورها اجرا داشته‌ام، مثل منهتن آمریکا، فرانسه، رم و … با آنکه مردم زبان ما را نمی‌فهمیدند ولی خیلی لذت می‌بردند و جذبش می‌شدند. به‌خاطر آنکه سالن و فضای مخصوص این کار را ساخته و دوستان گروه ما هم کارشان را بلد بودند و اجرای پژوهشی شده، تمرین شده و حرفه‌ای از هنر تعزیه داشتند. ما در گذشته یک تکیه دولت داشتیم که مخصوص تعزیه‌خوانی بود و آن هم خراب شده است، ما چه جایگاه و مکانی دیگر برای اجرای تعزیه داریم؟! میدان و بلوار شهر واقعا جای مناسبی برای تعزیه است؟! خیر. چون تماشاگر مثل دیگر سالن‌های تئاتر باید بنشیند نه اینکه بایستد، چون بخواهد بایستد خسته می‌شود و می‌رود. این مساله موجب نگرانی و ناراحتی بسیاری از اهالی این هنر شده است. چندین بار هم طرح‌ها، پیشنهادها و جلسات متعددی با مسئولان، وزارت ارشاد، شهرداری‌ها و … داشته‌ایم که چاره‌ای برای این موضوع بیندیشند، اما هنوز اتفاقی نیفتاده است. حتی طرح هم ارائه داده‌ایم ولی متاسفانه تاکنون بی‌نتیجه مانده است. گفتند: فضا و زمین مناسبش را نداریم، گفتم: مرقد امام خمینی (ره) مکان خوبی برای این کار است، هم فضایش را دارد و هم جمعیت زیادی همیشه در آنجا هست، اما جوابی ندادند. به صورت شخصی و فردی هم نمی‌توان کار خاصی کرد، زمانی که دولت پای کار نیاید و برنامه‌ریزی نکند و بودجه لازمش را اختصاص ندهد، آنچنان اتفاقی نمی‌افتد. اگر تکیه مخصوص خودش را بسازند به نفع خودشان است، ما که چشم‌داشتی نداریم، اجرایمان را می‌کنیم و می‌رویم. خیابان جای اجرای تعزیه نیست. من اجرا نمی‌کنم. ارزش تعزیه‌خوانی را خیلی بالاتر از آن می‌دانم که در خیابان اجرا کنم. نام امام حسین (ع) است، شوخی بردار نیست. در منهتن آمریکا و فرانسه تکیه ساختند برای تعزیه اما اینجا نه. حتی طرحی دادیم تکیه‌ای دائمی بسازند برای تعزیه‌خوانی که در طول سال در آن تعزیه برپا شود، از استان‌های مختلف بیایند و اجرا داشته باشند، اطرافش غرفه بازارهای آیین سنتی بسازند که جمعیت بیشتری را به خود جذب کند، حالت توریستی و چندمنظوره باشد، کلی هم صحبت کردیم و برنامه ریختیم اما باز هم نافرجام ماند. علاءالدین قاسمی یادی از زنده‌یاد عباس کیارستمی می‌کند و می‌گوید: «حدود سال‌های 1380 من و گروه‌مان با کیارستمی برای اجرای تعزیه به رم سفر کردیم و کلی استقبال شد و ایشان هم بسیار از این کار حمایت کردند، ولی سال‌ها بعد وقتی ایشان در بیمارستان بودند گفتم موافقی آن نمایش را دوباره در ایران اجرا کنیم؟ کیارستمی در جواب گفت: تا زمانی که مکان مناسب و درستی برای تعزیه‌خوانی نسازند، تمایل ندارم در ایران آن نمایش را اجرا کنیم. و اجازه نداد.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار