۲۲:۱۰
دسته: فرهنگی
کد خبر: 19163629
چادر گلاویژ غرق در گل و پیچک
چادر گلاویژ غرق در گل و پیچک
چادر گلاویژ غرق در گل و پیچک
به اشتراک بگذارید:

گروه جوان/ چادر سفید چرک‌تابی که گل‌های سبز پیچک از سر و رویش بالا رفته، با چند قابلمه و ماهیتابه دور و برش، از دور توی چشم می‌زند و تصویر تکراری زلزله و چادر و کانکس را به هم می‌ریزد.
جای سوزن انداختن نیست؛ صف چادرها و کانکس‌ها، تابلوی «وارد چمن نشوید» را از هر زمانی بی‌معناتر ساخته. خیلی‌ها از یک کانکس و سرویس بهداشتی استفاده
 می‌کنند.  چند روشویی به چیزی شبیه دیوار صورتی پیچ شده و سینک‌های ظرفشویی کنار هم ردیف شده‌اند؛ پارک اصلی سرپل ذهاب دیگر کاربری سابق را ندارد. به جای اینکه مکانی باشد برای تفریح یا خلوت کردن آدم با خود، پناهگاهی شده برای سرپا ماندن صدها زندگی. شرایط سختی بر شانه‌های شهر سنگینی می‌کند هرچند خیلی چیزها هم دیگر یک جورهایی عادی شده اما دیدن خانه گلاویژ جوان هرگز.
گلاویژ با سلیقه هرچه تمام‌تر خلال پسته و زرشک را در روغن سرخ می‌کند.
 از نگاهم پرسش را می‌خواند و بی‌مقدمه می‌گوید: «تو هم تعجب کردی؟ الان را نگاه نکن که تا یک ماشین با پلاک غریبه وارد شهر می‌شود کلی آدم دورش را می‌گیرند و کمک می‌خواهند. ما کردها برای خودمان غیرت و غرور داشتیم.
به همین خاطر چند روز بعد از زلزله که به خودم آمدم، چادر را شبیه خانه سابق‌مان کردم تا بچه‌ها یادشان نرود خون کرد توی رگ‌هاشان است. زندگی ما عاریه‌ای شده اما خانواده ما که عاریه‌ای نیست.
همیشه ظهرهای پنجشنبه زرشک پلو داشتیم مثل امروز. دیوار خانه ما پر از گل و پیچک بود و حالا چادرمان. همین که من و شوهرم، سیروان و ژیکان را سالم از زیر آوار درآوردیم برای‌مان بس است. خانه، چادری و آجری
 ندارد.
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار