۰۸:۱۱
دسته: فرهنگی
کد خبر: 19697835
یک روز با آقای فیلسوف
یک روز با آقای فیلسوف
1- هم در انجمن حکمت و فلسفه سابق می‌شد او را ببینی وهم می‌توانستی در دانشگاه تهران در کلاس‌های درس فلسفه‌اش حاضر شوی؛ اگر در این دو جا هم نمی‌توانستی او را ببینی، حتماً در پیاده‌روی جنوبی خیابان انقلاب و در کنار کتابفروشی‌های «طهوری»، «خوارزمی»، «مولا» و «حکمت» او را می‌دیدی که خیلی عمیق و دقیق به جایگاه کتاب‌های تازه منتشر شده می‌نگرد یا با دانشجویی بحث و جدل می‌کند یا این‌که آقا و خانمی از او می‌خواهند که با آنها عکس یادگاری بگیرد.
به اشتراک بگذارید:
باری! همه این‌ها درباره غلامحسین ابراهیمی دینانی است؛ آقای فیلسوف! 2- «آقای فیلسوف» صدای دلنشینی دارد. ساده لباس می‌پوشد و با همه صمیمی و خوش برخورد است؛ اما وای از آن روزی که حواست نباشد و سخنی بگویی که با عقل و خردفلسفی ناسازگار باشد! بهتر است کیفت را روی کولت بگذاری و آرام آرام راهت را بگیری و بروی به یک سوی دیگر؛ با استاد و شاگرد دراین باره شوخی ندارد! همیشه لبخند برچهره دارد، اما صدای او موقع کلاس درس در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران فعلی بالا و پایین می‌رود. گاهی خودش نکته‌ای می‌گوید وهمراه با شاگردان می‌خندد؛ گاهی هم وقتی چیزی را از کسی می‌پرسد آنقدر صدایش را بالا می‌برد که چونان تلنگری سنگین آدم را می‌لرزاند! بعد از کلاس درس رسمی مؤسسه حکمت، انگار دوباره کلاس دیگری شروع می‌شود و جمله شاگردان به گرد چراغ استاد می‌گردند و او را تا اتاق سرکار خانم دکتر شهین اعوانی مشایعت می‌کنند. کلاس عمومی طبقه اول مؤسسه تبدیل به کلاس خصوصی برای پرسیدن سؤالات تکمیلی در اتاق خانم دکتر اعوانی می‌شود. یکی از همراهان آقای فیلسوف – نامش آقای دیباج است- به ترتیب فیلسوفان جوان وعلاقه‌مندان به فلسفه را به اتاق هدایت می‌کند تا سؤالات خود را بپرسند. هر کسی یک سؤال می‌پرسد و منتظر شنیدن یک جواب کوتاه است؛ آخرین نفر که از اتاق خارج شد، آقای فیلسوف چای خود را می‌نوشد و همه را به خدا می‌سپارد و به منزل می‌رود. 3- یک بار در حضور سرکارعلیه شهین اعوانی و همسر هنرمندشان جناب شکرریز، به استاد گفتم: کلاس‌های درس خود را که پر است از مشتاقان فلسفه اعم از پیر، جوان، خانم خانه‌دار، دانشجوی فلسفه و مهندسی و …؛ چطور می‌بینید؟ درپاسخ گفت: «من سعی می‌کنم به این فکر نکنم که چه کسانی درکلاس‌ها و سخنرانی‌های من حضور دارند، من درس خود را می‌گویم واحساس می‌کنم آنچه دارم را باید دراختیار دیگران قرار دهم؛ عده‌ای می‌آیند و متوجه می‌شوند و شاید عده‌ای هم نتوانند مباحث را به درستی فهم کنند! حتی اگر یک یا دونفر هم در کلاس حضور داشته باشند باز هم من درس خود را می‌گویم، آن کسانی که باید بهره ببرند، استفاده خواهند کرد.» 4- فیلم نمی‌بیند، آن چنان به دیدن تلویزیون هم علاقه‌مند نیست؛ اما گفت‌وگو با منصوری لاریجانی را یک نفس تا امروز در شبکه چهار سیما ادامه داده و به گفته خودش تا زمانی که مخالفین این برنامه را به تعطیلی نکشانند؛ آن را ادامه خواهد داد. یک بار هم شنیدم که به یک خبرنگار می‌گفت: «زندگی من معمولی است؛ یک بار از هایدگر پرسیدند زندگی ارسطو چگونه بود؟ گفت «متولد شد، زندگی کرد و از دنیا رفت، من هم متولد شدم، تا کنون زندگی کرده‌ام و فردا یا یک ساعت دیگر را خدا می‌داند.» باری! این بود شرحی از یک روز با آقای فیلسوف. ٭ جمعه بیست و هفتم مهرماه ساعت 17 در فرهنگسرای ارسباران سردیس این استاد فلسفه رونمایی می‌شود، همچنین در نشستی با عنوان «مفاخر ماندگار» از او به همراه شکوه نوابی‌نژاد و نصرالله افجه‌ای تجلیل خواهد شد. کلمات کلیدی غلامحسین ابراهیمی دینانی آقای فیلسوف کتاب‌های تازه منتشر شده
مسئولیت صحت محتوای اخبار بر عهده خبرگزاری منبع و منتشر کننده آن است و خبروان صرفا این خبر را بازنشر داده است.
اخبار مشابه

خط های خبری

پربازدیدترین اخبار

مهمترین اخبار